برگردان به زبان ساده
غالیه دارد کشیده بر شکفته ارغوان
ارغوان دارد شکفته بر منقش پرنیان
هوش مصنوعی: عطر دلانگیزی در فضا پخش شده که به زیبایی گلهای ارغوان میماند و این زیبایی بر پارچههای زیبای پرنیان نقش بسته است.
ارغوان هر روزه تازه تر بزیر غالیه
غالیه هر روز خوشبوتر بگرد ارغوان
هوش مصنوعی: هر روز رنگارنگی و زیبایی ارغوان بیشتر میشود و گلهای خوشبو زیر این گیاه هم همیشه خوشبوتر و تازهتر میگردند.
از جفاجوئی که هست آندلبر ناسازگار
از ستمکاری که هست آندلبر نامهربان
هوش مصنوعی: از کسانی که ظلم و جفا میکنند، انتظار محبت و سازگاری نداشته باش.
بر دلم باشد گمان هجر او همچون یقین
بر دلم باشد یقین وصل او همچون گمان
هوش مصنوعی: دل من در مورد دوری او خیال میکند که این خیال، محکم و مسلم مثل یقین است. و از طرفی، دربارهی وصال او نیز، آنقدر مطمئن است که این اطمینان به اندازهی یک گمان ساده به نظر میرسد.
من برنگ زعفران و او برنگ لاله برگ
من بنرخ لاله برگ و او بنرخ زعفران
هوش مصنوعی: من رنگ زعفران را دارم و او رنگ لاله را. برگ من با قیمت لاله است و برگ او با قیمت زعفران.
روی او چون گلستان و موی او چون سنبلست
طرفه رسته سنبل او در میان گلستان
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گلستان زیباست و موهایش شبیه سنبل است. جالب اینکه سنبل او در میان گلستان گلها میروید.
گر نه از دل خاست عشقش چون درآویزد بدل
ور نه از جان خاست مهرش چون درآمیزد بجان
هوش مصنوعی: اگر عشق او از دل برنخیزد، چگونه میتواند به دل نزدیک شود؟ و اگر محبت او از جان برنخیزد، چگونه میتواند با جان انسان آمیزش یابد؟
از خیال روی من باشد خزان اندر بهار
وز خیال روی او باشد بهار اندر خزان
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که اگر کسی به یاد چهرهی من بیفتد، حتی در بهار هم احساس خزان میکند و برعکس، اگر به یاد چهرهی او بیفتد، حتی در خزان هم حس بهار را تجربه میکند.
گیسویش گوئی که خسرو بافته دارد کمند
ابرویش گوئی که خسرو آخته دارد کمان
هوش مصنوعی: موهای او به زیبایی گیسوان خسرو بافته شده است و ابروی او همچون کمانی است که خسرو به دقت آماده کرده و در دست دارد.
آفتاب لشگر ایران و اران لشگری
کشته زو ایران و اران خرمی را بوستان
هوش مصنوعی: آفتاب، نمایانگر قدرت ایران و اران است و در پی آن، مردان جوان و شجاعی از این سرزمینها به میدان رزم میروند و در نتیجه، زندگی و خوشبختی برای ایران و اران تعبیر میشود.
هرکجا باشد گران از طبع او باشد سبک
هرکجا باشد سبک از حلم او باشد گران
هوش مصنوعی: هر کجا که چیزی با ارزش و با اهمیت باشد، به خاطر شخصیت و منش فرد، آن چیز به آسانی و سبکی دیده میشود. و هر کجا که چیزی به نظر ساده و کماهمیت بیاید، به دلیل بردباری و صبوری او، آن چیز به ارزش و سنگینی میرسد.
مشتری را طالع او گفت روزی مرحبا
آسمان را همت او گفت روزی گرم ران
هوش مصنوعی: روزی، ستارهای خوشبختی برای مشتری نمایان شد و به او تبریک گفت. همچنین آسمان هم روزی با تلاش و ارادهاش به او خبر از روزی گرم و پرشور داد.
آسمان هر ساعتی فخر آورد بر روزگار
مشتری هر ساعتی فخر آورد بر آسمان
هوش مصنوعی: هر لحظه آسمان به زیباییهایش بر روزگار مشتری میبالد و هر لحظه روزگار مشتری نیز به آسمان خود افتخار میکند.
شاعران گنج و درم بود زو در هر زمین
زائران کان گهر دارند زو در هر مکان
هوش مصنوعی: شاعران مانند گنج و ثروت هستند و در هر سرزمینی همچون زائرانی به دنبال آنها میگردند، چون آنها از نعمات و زیباییهایی برخوردارند که در هر جا وجود دارد.
آن کجا گنج درم بود از ثنا بنهاد گنج
آن کجا کان گهر بود از سخن بنهاد کان
هوش مصنوعی: در جایی که ستایش و تمجید وجود دارد، گنج واقعی در آنجا نهفته است. همچنین، در جایی که کلام زیبا و باارزش بیان میشود، آنجا هم گنجی از گوهر و ارزش وجود دارد.
گر ببینی ابر و کفش زان نیاری یاد از این
ور ببینی بحر و طبعش زین نیاری یاد از آن
هوش مصنوعی: اگر ابر را ببینی و یاد آن را فراموش کنی، چطور میتوانی دریا را ببینی و طبیعتش را نادیده بگیری؟
زان که آن گه گه سرشک افشاند این دائم گهر
زان که آن گه گه بخار آهیخت این دائم روان
هوش مصنوعی: زیرا در آن لحظه که اشکها میریزند، همیشه این گوهرها به وجود میآیند و در زمانی که بخارها جمع میشوند، این جریان دائماً ادامه دارد.
هرکه ناز از کین او جوید شود جفت نیاز
هرکه سود از جنگ او جوید شود جفت زیان
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشق و دلباختگی بخواهد به ناز و محبت کسی دست یابد، به دنبال نیاز و هوس میگردد. اما هر کسی که بخواهد از جنگ و درگیری بهرهبرداری کند، به نتیجه منفی و زیان میرسد.
هست کوکب را شمار و نیست فضلش را شمار
هست گردون را کران و نیست مدحش را کران
هوش مصنوعی: برخی از چیزها تعداد و شمارش دارند مانند ستارهها و آسمان، اما فضیلت و خوبیهای آنها را نمیتوان شمرد و اندازهگیری کرد. هر چه که در آسمان وجود دارد دارای مرز و حدو مرز است، اما برای ستایش و تمجید از آنها مرز و نهایتی وجود ندارد.
همت پست موالی زو همی گردد بلند
دولت پیر موافق زو همی گردد جوان
هوش مصنوعی: همت و تلاش ضعیفان به زودی به ارتفاعات میرسد و موفقیت پیران میتواند جوانان را نیز ترقی دهد.
ای همیشه نام تو بر نامداران نامدار
وی همیشه کام تو بر کامکاران کامران
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه نامت بر زبان هاست و بر مردان بزرگ آوازه داری، و همواره کامیابی تو بر کوشش کنندگان سایه افکنده است.
تیغ تو شیریست کو را مغز باشد مرغزار
تیر تو مرغیست کو را دیده باشد آشیان
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند شمشیری است که در دلش سرشار از زیبایی و قوت است، و تیر تو همچون پرندهای است که به خاطر آشیانهاش، دنیای اطرافش را میبیند.
هم برامش بختیاری هم بمردی کامکار
هم بدانش نامداری هم برادی داستان
هوش مصنوعی: این بیت به فردی اشاره دارد که به طور همزمان دارای ویژگیهای برجسته است. او دارای شانس و بخت خوب، مردانگی و شجاعت، دانش و نبوغ است، و همچنین در داستانها و روایتها به خوبی شناخته شده و محبوب است.
گر سنان گیرد عدو گردد بر او همچون زره
ور زره پوشد عدو گردد بر او همچون سنان
هوش مصنوعی: اگر دشمن شمشیری به دست بگیرد، مانند زرهی میشود که او را پوشانده است و اگر دشمن زرهی بر تن کند، او به مانند شمشیر میشود.
خدمت تو راه نیکی را همیشه رهنما
مدحت تو لفظ دولت را همیشه ترجمان
هوش مصنوعی: خدمت به تو همیشه راه درست و نیکی را نشان میدهد و ستایش تو همیشه معنای قدرت و موفقیت را منتقل میکند.
گر عدو باشد عیان از تیغ تو گردد خبر
ور ولی باشد خبر از کف تو گردد عیان
هوش مصنوعی: اگر دشمن خود را به وضوح نشان دهد، آن وقت از نیروی تو آگاه خواهد شد. اما اگر دوست باشد، از قوت تو نیز خبر خواهد یافت.
طبع شادی داری و رامش ولیکن لاجرم
شادی و رامش همیشه پیش گیری هر زمان
هوش مصنوعی: شما دارای طبع شاد و هنرمندی هستید، اما باید بدانید که شادی و هنر همیشه در دسترس نیستند و ممکن است در هر زمانی از شما دور شوند.
تا بود شادی همیشه جفت با شادی بپای
تا بود رامش همیشه یار با رامش بمان
هوش مصنوعی: همیشه با شادی باش و آن را حفظ کن، تا زمانی که لذت و خوشحالی در زندگیات وجود دارد.
در همه شهری بدست خویش بنشان شهریار
در همه مرزی ز دست خویش بنشان مرزبان
هوش مصنوعی: در هر شهر، باید خودت پادشاهی را مستقر کنی و در هر مرز، باید خودت مرزبان را قرار دهی.