برگردان به زبان ساده
خداوندا ترا زیبد خداوندی جهان کردن
که تو دانی ز بدخواهان جهان جان جهان کردن
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، تو سزاوار آنی که بر جهان فرمانروایی کنی، زیرا تنها تو میدانی چگونه از بدخواهان زندگی محافظت کنی و جان این جهان را حفظ نمایی.
تو دانی بدسگالان را نشان تیر کردن دل
تو دانی دشمنان را تن بکردار کمان کردن
هوش مصنوعی: میدانی که بدخواهها چگونه دل تو را هدف میگیرند و میدانی دشمنان چطور بر اساس عملهای خود، به تو آسیب میزنند.
ندانم هیچ بندی را که نتوانی گشادن تو
ندانم هیچ کاری را که نتوانی تو آن کردن
هوش مصنوعی: من نمیدانم هیچ قیدی را که تو نتوانی آن را باز کنی و نمیدانم هیچ کاری را که تو نتوانی آن را انجام دهی.
ترا چندین توانائی است از مردی و دانائی
که شاهان را همه یکسر توانی ناتوان کردن
هوش مصنوعی: تو از مهارت و دانش بسیاری برخورداری که میتوانی قدرت شاهان را به راحتی نابود کنی.
توانی کرد هر کاری بزودی در زمان لیکن
بیک ساعت توانستی چنین سیصد چنان کردن
هوش مصنوعی: میتوانی هر کاری را به سرعت انجام بدهی، اما در یک ساعت نمیتوانی مانند سیصد نفر عمل کنی.
تو بگذاری معادی را بکام خویش یک چندی
که پندارد که نتوانی بر او دل کامران کردن
هوش مصنوعی: اگر تو مدتی را به آرامش و خوشی بگذرانی و فکر کنی که نمیتوانی بر آن دلخوشیها بسازی، در واقع به خودت سختی میدهی.
کنی زیر و زبر کاهش که داند هر که دانی تو
گرانها را سبک کردن سبکها را گران کردن
هوش مصنوعی: هر کسی که بداند، میتواند چیزهای سنگین را سبکی کند و چیزهای سبک را سنگین کند. این نشان میدهد که درک و دانش فرد، میتواند بر ارزش و اهمیت موضوعات تأثیر بگذارد.
امیری از تو عاصی گشت اندر قلعه محکم
که نتواند فراز آن گذر باد وزان کردن
هوش مصنوعی: شاهی در قلاع مستحکم عاصی و سرکش شده است که هیچ بادی نمیتواند از آن عبور کند و آن را تحت تأثیر قرار دهد.
بزیر او بود دائم فلکها را روشن کردن
فرود او بود دائم کواکب را قران کردن
هوش مصنوعی: او همیشه باعث روشنی آسمانهاست و زیر سلطهاش، ستارهها همیشه به یکدیگر متصل و هماهنگ هستند.
نگاه از بام بر بومش بنتوان جز بشب کردن؟
نگاه از بوم بر بامش نشاید جز ستان کردن
هوش مصنوعی: نگاه کردن از بالا به زمینش جز شبزندهداری امکانپذیر نیست. همچنین، نگریستن از زمین به بالا نیز جز طلب کردن از او مناسب نیست.
ز بالاش اندرون شاید نگه کردن سوی اختر
چه آسانست از بالاش حکم اختران کردن
هوش مصنوعی: به راحتی میتوان از ارتفاع به ستارهها نگاه کرد، اما این آسان نیست که بخواهی مانند آنها حکم و تصمیم بگیری.
نه در دیوار او بتوان بقوت رخنه افکندن
که بر چرخ برین نتوان بحیلت ره روان کردن
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی به دیوار او نفوذ کرد و به اندازهای زور و قدرت ندارد که بتوان با ترفند و حیله، راهی برای عبور از چرخ فلک پیدا کرد.
بسالی مرغ نتواند شدن بر بام او از زیر
بماهی ماه نتواند میانش را کران کردن
هوش مصنوعی: سالها طول میکشد که مرغی نتواند بر بام او بنشیند و ماه نتواند در میان او را روشن کند.
کشیده گرد او کنده چسان دریای موج آور
که از هر یک توان بر دشت جیحونی روان کردن
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و عظمت یک فرد یا چیزی میپردازد که همچون دریایی پرموج است و میتواند هر موجی را به سوی دشت جیحون روانه کند. به نوعی، این توصیف نشاندهندهی توانایی و تاثیرگذاری عمیق آن فرد یا مفهوم در دنیای پیرامونش است.
میانش نیستان گشته در او شیران نهان گشته
که شیران را نباشد جای جز در نیستان کردن
هوش مصنوعی: در میان آن، نیستانی ایجاد شده که در آن شیران پنهان هستند و شیران جا و مکانی جز نیستان ندارند.
در افتادند چون شیران در آن لشگر سپاه تو
که شیران را بشیران چاره در صحرا توان کردن
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، سپاه تو مانند شیرانی شجاع و جنگجو به نبرد میپردازند، چرا که شیران به خوبی میدانند چگونه در دشواریها و در صحرا بر مشکلات غلبه کنند.
بتیر و نیزه آن کردند با ایشان ببخت تو
که نتواند خزانی باد با برگ رزان کردن
هوش مصنوعی: با تیر و نیزه بر آن گروه حمله کردند، اما بخت تو به قدری ضعیف است که نمیتواند پاییز را با برگهای درختان زیبایی درآمیزد.
بزوبین دیلم آن کردند با ایشان کجا زین پس
نیارد هیچ دشمن یاد جنگ دیلمان کردن
هوش مصنوعی: دیلمانیها با دشمنان خود برخوردی کردند که از این پس هیچ دشمنی نتواند به یاد جنگ با دیلمانیها بیفتد.
ز خونشان نوبهار سیل کردی در خزان آنجا
که داند نوبهار و سیل هرگز در خزان کردن
هوش مصنوعی: به خاطر خون آنها، بهار تازهای در فصل خزان به وجود آوردهای، جایی که کسی نمیداند بهار و سیل هرگز در فصل خزان نمیتوانند اتفاق بیفتند.
ز خونشان ریگ صحراها برنگ ناردان کردی
که داند ریگ صحراها برنگ ناردان کردن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خون آنها به رنگ ناردان (رنگی قرمز و زیبا) تبدیل شده است و کسی که این تغییر رنگ را میداند، به خوبی میفهمد که چگونه میتوان ریگهای صحرا را به چنین رنگی درآورد. به عبارتی دیگر، این جمله به عمق و تأثیر خون و رنج آنها اشاره دارد که میتواند تغییرات چشمگیری در محیط اطراف ایجاد کند.
چو گشتندی از او عاجز تو بگرفتی بقهر آن دز
که داند جز تو این هرگز چنین فتح عیان کردن
هوش مصنوعی: زمانی که از او ناتوان شدید، با قدرت و اقتدار خواستهتان را از او گرفتید، در حالی که هیچکس جز شما نمیتواند چنین پیروزی روشن و آشکاری به دست آورد.
همیشه میر و مهترشان همی گفتی حدیث ما
نباشد بر شما الا بشمشیر و سنان کردن
هوش مصنوعی: همیشه افراد مهم و مقامدار میگفتند که ما هیچ داستانی از خودمان برای شما نخواهیم گفت، مگر اینکه با شمشیر و نیروی جنگی همراه باشد.
ز شمشیر و سنان کردی همه کار و تو آوردی
ز شمشیر و سنان کارش بانگشت و زبان کردن
هوش مصنوعی: تو با استفاده از شمشیر و تیر، همه کارها را انجام دادی، اما من با دستانم و با زبان، کارهایم را به نتیجه رساندم.
زبان فریاد خوان کرد از پی فریاد هر ساعت
که داند جز تو میران را زبان فریاد خوان کردن
هوش مصنوعی: زبان به ناله و فریاد تبدیل شده است، چون هر لحظه که کسی بفهمد جز تو، دردی را به دیگران منتقل میکند.
بخان و مان محکم خصم غره گشت و عاصی شد
ندانست او که بتواند کسش بی خانمان کردن
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که شخصی به خاطر احساس قدرت و اعتماد به نفس خود، دچار غرور و طغیان میشود و نمیداند که ممکن است دیگران بتوانند او را بیخانمان و زمینگیر کنند. این شخص نمیبیند که این توهم از قدرتش، میتواند او را به خساراتی بزرگ سوق دهد.
همیش بی خانمان کردی همش بی خیل و بی نعمت
اگر خواهی تو بتوانیش بی جان و روان کردن
هوش مصنوعی: تو همیشه من را بدون خانه و بیقرار کردی، اگر بخواهی میتوانی مرا بهکلی بیجان و بیروح کنی.
زیان کردند خصمانت بطمع سود بسیاری
بطمع سود در طبع است نادانرا زیان کردن
هوش مصنوعی: دشمنان با طمع به سودهای فراوان، خود را متضرر کردند. این نوع طمع کردن به ذات و طبیعت نادان مربوط میشود و باعث زیان آنها شده است.
ترا هست ای ملک زین دژ گشادن فخر هر چندان
که مر محمود غازی را ز فتح هندوان کردن
هوش مصنوعی: ای ملک، تو هستی که از این دژ پادشاهی را دری میگشایی و به هر اندازه که محمود غزنوی با فتح هند افتخار میکرد، تو نیز از این کار فخر میکنی.
خداوندا تو سر تا پا همه تایید یزدانی
نشاید جز بتاییدی چنین کاری چنان کردن
هوش مصنوعی: خداوندا، تو تمام وجودت پر از تأیید و لطفت است و هیچ گاهی شایسته نیست که چنین کاری را بدون تأیید تو انجام دهم.
اگر نوشیروانرا از عدالت وصف کردندی
خطا باشد قیاس تو بصد نوشیروان کردن
هوش مصنوعی: اگر دربارهی عدل و انصاف نوشیروان سخن بگوییم، اشتباه کردهایم که او را با دیگران مقایسه کنیم و بهطور مثال بگوییم صد نوشیروان هم به پای او نمیرسد.
خلاف تو کند بی هوش و بی جان شهریارنرا
رضای تو بسنگ اندر تواند هوش و جان کردن
هوش مصنوعی: اگر کسی بر خلاف تو عمل کند، حتی اگر بیهوش و بیجان باشد، رضا و خوشنودی تو میتواند او را به حیات و آگاهی بازگرداند.
فراوان دوستانرا رخ برنگ ارغوان کردی
توانی دوستانرا رخ برنگ ارغوان کردن
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی چهره دوستان را به رنگ ارغوانی درآوری، بسیار دوستان زیادی خواهی داشت.
فراوان پرنیان کردی بسان خار بر خصمان
تو دانی خار بر یاران بسان پرنیان کردن
هوش مصنوعی: تو با نیرنگ و تزویر خود، دشمنانت را ضعیف و خوار کردهای؛ اما آیا میدانی که میتوانی دوستانت را نیز با همین روش، به مانند دشمنان، بیقدر و ارزش کنی؟
هرآنکس کو کند کاری نکرده بر گمان باشد
تو بتوانی هر آن کاری که خواهی بی گمان کردن
هوش مصنوعی: هر فردی که کاری را انجام نمیدهد، فقط بر اساس گمان و خیال خود عمل میکند. ولی تو میتوانی هر کاری را که میخواهی به طور یقین انجام دهی.
خدای آسمان کردت خداوند زمین یکسر
خلاف تو بود ضد خدای آسمان کردن
هوش مصنوعی: خدای آسمان تو را آفریده و خداوند زمین به طور کامل در تضاد با تو عمل کرده است.
همیشه زائران تو برامش کردن و شادی
همیشه زرت اندر کف بفریاد و فغان کردن
هوش مصنوعی: زائران تو همیشه به یاد تو هستند و با شادی از وجود تو سخن میگویند، در حالی که در دل ناله و فریاد دارند.
مکان خواستارانست روز و شب سرای تو
نتاند خواسته یک شب بنزد تو مکان کردن
هوش مصنوعی: محل خواستهها و تمناهاست و به همین خاطر، روز و شب در کنار تو وجود دارد؛ اما نمیتواند حتی یک شب در نزد تو جا بگیرد و سکنی افکند.
فلک همداستان کردن نداند آز را هرگز
ببخشش آز را تاند کفت همداستان کردن
هوش مصنوعی: آسمان هرگز نمیتواند با رنج و درد همدست شود و هیچگاه نمیتواند آز را ببخشد.
خدای جاودان ملک و بقای جاودان دادت
ترا باید خداوندی و میری جاودان کردن
هوش مصنوعی: خدای بزرگ به تو ملک و حیات ابدی داده است، پس شایسته است که تو نیز صاحب قدرت و سلطنت جاودان باشی و به زندگی بیپایان دست یابی.
چنانی مهربان چندان که قدرت داد یزدانت
که بر میشان پلنگان را توانی مهربان کردن
هوش مصنوعی: تو آنقدر مهربانی که خداوند به تو این قدرت را داده است که بتوانی پلنگان را که به خاطر طبیعتشان وحشی و درندهاند، نیز مهربان کنی.
الا تا شادمان گردد میان گلستان دلها
الا تا گلستان داند دلش را شادمان کردن
هوش مصنوعی: بهتر است که دلها شاداب و خوشحال شوند و مانند گلستانی سرسبز و زیبا درآیند. این شادی و خوشحالی باعث میشود که دلها بتوانند در آرامش و زیبایی زندگی کنند.
جهانرا شادمان کردی همیشه شادمان باشی
که نتواند بجز تو کس جهان را شادمان کردن
هوش مصنوعی: تو همواره جهان را خوشحال کردی، پس همیشه شاد و خوشحال باش که هیچکس جز تو توانایی خوشحال کردن جهان را ندارد.