برگردان به زبان ساده
چه روز است آنکه هست او را شب تاریک پیرامون
سپهر از بوی او مشگین زمین از رنگ او گلگون
هوش مصنوعی: چه روزی است آن روزی که او در آن حضور دارد، چون شب تاریک بر گرداگرد آسمان، زمین از عطر او خوشبوی است و به رنگ او، گلها سرخ و زیبا میشوند.
مگر ترسید رخسارش ز زلف مار کردارش
که گرد خویشتن عمدا نوشت از غالیه افسون
هوش مصنوعی: آیا چهرهاش از زلفهای زیبا و مکارش میترسد که به عمد گرد خود را از عطر جادوئی نوشته است؟
دو آذرگون شدند از خون مرا دو چشم از هجرش
عجب دارم که چون روید تف آذر ز آذرگون
هوش مصنوعی: دو چشم من از اشکهای خونین به رنگ آتش درآمدهاند. از دوری معشوق شگفتزدهام که چگونه آتش به رنگ آتش در میآید.
ایا قد تو چون سروی ز دیبا گرد او آذین
ایا روی تو چون ماهی ز عنبر گرد او برهون
هوش مصنوعی: آیا قامت تو مانند درخت سرو است که با پارچهای زیبا آراسته شده؟ آیا چهرهات همانند ماه است که دور آن را با خوشبویی عطرعنبر احاطه کردهاند؟
چو از غم جان من پیچد چرا شد زلف تو لرزان
تو خون عاشقان ریزی چرا شد چشم من پرخون
هوش مصنوعی: زمانی که غم، جان من را به تنگی میکشد، چرا موهای تو به لرزه درآمده است؟ و چرا اشکهای عاشقان را به زمین میریزید؟ چشمان من نیز از غم، پر از خون شده است.
مرا ناید ملامت زانکه با عشقت بپیوستم
که گر مفتی ترا بیند بعشق اندر شود مفتون
هوش مصنوعی: من هیچ ملامتی از کسی نمیپذیرم چون که با عشق تو پیوستهام؛ زیرا اگر کسی تو را ببیند، به عشق تو گرفتار خواهد شد.
ز بهر آنکه طبع تو چو بوقلمون همی گردد
رخم هر ساعتی رنگی پدید آرد چو بوقلمون
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه روحیات تو مانند بوقلمون هر لحظه تغییر میکند، چهرهی من هر ساعتی رنگ و حالت تازهای به خود میگیرد.
ز ابر هجر بیرون آی ای ماه زمین کامد
ز ابر کاهش اندر باز ماه آسمان بیرون
هوش مصنوعی: ای ماه زمین، از ابر جدایی بیرون بیا. خوشبختی و نور به سوی تو میآید، زمانی که ماه آسمان از پشت ابرها نمایان میشود.
بسان طبع دلگیران و یا چون ابروی پیران
چو گردد محفلی ویران فراز آری تو زرین نون
هوش مصنوعی: چنانکه حال کسانی که دلی غمگین دارند و یا مانند ابروی زنان سالخورده، وقتی که فضایی خراب و ویران شود، تو از آن بالاتر و بهتر ظاهر میگردی.
ز گردون حور عین گفتی همی بیند سوی مردم
کنار گوشواران حور پیدا گشته بر گردون
هوش مصنوعی: از آسمان، حورهای زیبا به مردم نگاه میکنند، همچون گوشوارههایی که در اطراف خود دارند و در فضا نمایان شدهاند.
و یا اندر مه نیسان ببستان در بنفشه ستان
بیکفنده است زرین نعل اسب شاه روز افزون
هوش مصنوعی: در باغی که پر از گلهای بنفشه است، در ماه نیسان، نعل طلایی اسب شاه در حال افزایش است و زیبایی خاصی به فضا میبخشد.
ابوالفضل آنکه شر و خیر هست از مهر و کین او
کزان قارون شود مفلس وز این مفلس شود قارون
هوش مصنوعی: ابوالفضل کسی است که میتواند از مهربانی و محبت خود، خیر و نیکی به دیگران برساند و اثر مثبت بگذارد. در عوض، اگر کسی به خاطر کینهورزی و دشمنی به دیگران آسیب بزند، ممکن است خود را به ورطه فقر و بیچیزی بیاندازد. در واقع، خوبی و بدی انسانها میتواند زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهد و از این طریق امکان دارد که ثروتمندترین افراد نیز به ورشکستگی برسند.
گهر بخشی کجا هامون بود با کف او دریا
جهانگیری کجا دریا بود با تیغ او هامون
هوش مصنوعی: در این شعر به زیبایی و عظمت دو نوع پهنه آبی اشاره شده است. "هامون" به نوعی دریاچه یا آبگیر اشاره دارد و "دریا" به آبهای وسیع و عمیق. شاعر از طریق مقایسه، به ارزش و بزرگی این دو اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه هر یک از آنها در مکان و زمان خاص خود تأثیرگذار و مهم هستند. در نهایت با استعارهای لطیف به قدرت و خاصیتهای منحصر بهفرد هر یک از این آبها توجه میکند.
بود با خشم او دوزخ چو خلد عدن با دوزخ
بود با دست او جیحون چو دشت خشک با جیحون
هوش مصنوعی: در هنگام خشم او، جهنم به نشانهای از باغ Eden تبدیل میشود، و زمانی که او بخواهد، رود جیحون به دشت خشک شباهت پیدا میکند.
چو اسکندر همی گیرد جهان بی گنج اسکندر
چو افریدون همی بندد عدو بی خیل افریدون
هوش مصنوعی: مثل اسکندر که دنیا را بدون ثروت و گنج به دست میآورد، افریدون نیز میتواند دشمنان را بدون نیاز به سپاه و نیروی زیاد، به زانو درآورد.
نه زو هرگز بدی خیزد نه از بدخواه او نیکی
چو زیتون بر نیارد خار و نارد خار بر زیتون
هوش مصنوعی: هرگز از او بدی برنمیخیزد و از دشمنانش نیکی به وجود نمیآید. همانطور که زیتون نمیتواند خاری یا ناردی بیافریند، خار نیز نمیتواند زیتون به بار بیاورد.
نه چون رویش بصدر اندر سهیل و زهره و پروین
نه چون کفش به بزم اندر فرات و دجله و جیحون
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیباییهای یک چهره میپردازد. شخص گوینده میگوید که چهره آن محبوب نه تنها درخشش و زیبایی ستارهها و سیارات را دارد، بلکه از چشمنوازترین مناظر و دریاها هم فراتر است. به عبارتی، زیبایی او با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست و از تمام زیباییهای طبیعی و فضایی هم برتر است.
خداوندا چنین آمد نهاد و رسم گیتی را
که با نیکان نباشد نیک و با دونان نباشد دون
هوش مصنوعی: خداوند اینگونه جهان را آفرید که هیچگاه نیکان نتوانند با خوبی زندگی کنند و افراد پست و بیارزش نیز نمیتوانند به ضایع کردن و پایین آوردن دیگران بپردازند.
بدانش نام کردستند گردون را خردمندان
که گردانست سال و مه بکام دون بگاه ایدون
هوش مصنوعی: خردمندان به دوری که زمان را به گردشی همیشگی شبیه میکنند، نام "گردون" را دادهاند، زیرا سال و ماه تحت فرمان آن به حرکت در میآیند و در زمان خاصی به وقوع میپیوندند.
بدان خواهد کنون گشتن که خصمان را بدست تو
گروهی را کند بی جان گروهی را کند مسجون
هوش مصنوعی: بدان که اکنون وقت آن است که دشمنان را به دست تو جمع کنند؛ عدهای را از زندگی بیندازد و عدهای را زندانی کند.
الا تا نار در کانون بود چون لاله در نیسان
الا تا لاله در نیسان بود چون نار در کانون
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش در کانون وجود دارد، مانند لالهای که در فصل بهار شکوفا میشود، و تا زمانی که لاله در بهار وجود دارد، آتش نیز در کانون خواهد بود.
ثناگویانت را چون لاله بادا نار پیرامن
جفاجویانت را چون نار بادا لاله پیرامون
هوش مصنوعی: به امید اینکه ستایشکنندگان تو مانند لالههای زیبا باشند و در اطراف تو همیشه خوشبو و دلنشین حاضر باشند، و کسانی که به تو محبت دارند مانند آتش در اطراف تو باشند و عشق و گرمی را فراهم کنند.