برگردان به زبان ساده
آن غیرت یزدان نگر و قدرت یزدان
از قدرت یزدان چه عجب غیرت چندان
هوش مصنوعی: به قدرت و غیرت خداوند نگاه کن و ببین که از قدرت او چه کارها بر میآید. جای شگفتی نیست که غیرت او اینچنین بزرگ و شگفتانگیز باشد.
هرگز نرسد کس بسر قدرت ایزد
هرگز نرسد کس بسر غیرت یزدان
هوش مصنوعی: هیچ کس به مقام و قدرت خداوند نمیرسد و هیچکس به غیرت و عزت یزدان نمیتواند دست یابد.
گه کوه و بیابان کند از باغ و بساتین
گه باغ و بساتین کند از کوه و بیابان
هوش مصنوعی: گاهی کوه و بیابان در حالتی قرار میگیرند که به باغ و مزارع تبدیل شوند و گاهی نیز باغ و مزارع به شکل کوه و بیابان در میآیند.
شاید که فرو مانی زین فکرت و غیرت
شاید که فرو مانی زین غیرت حیران
هوش مصنوعی: شاید از این تفکر و احساس غیرت خود پایین بیایی و آرام شوی یا شاید هم همین احساس غیرت تو را گیج و سردرگم کند.
خواهی که بدانی همه را یکسر معنی
خواهی که ببینی همه را یکسر برهان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که همه چیز را بهطور کامل و درک کنی، باید به معنای آن توجه کنی؛ اگر میخواهی همه چیز را بهروشنی ببینی، باید دلایل و نشانههای آن را بررسی کنی.
رو قصه تبریز همیخوان و همی بین
شو ساحت تبریز همی بین و همیخوان
هوش مصنوعی: به داستان تبریز گوش کن و آن را با دقت مطالعه کن. زیباییها و ویژگیهای تبریز را ببین و درک کن.
شهری بدو صد سال برآورده بگردون
خلقی بدو صد سال در او ساخته ایوان
هوش مصنوعی: شهر به مدت صد سال بالا رفته و به آسمان رسیده است و مردم نیز به مدت صد سال در آن مشغول به زندگی و ساخت و ساز هستند.
مردمش همه دست کشید از بر پروین
با روش همه بار کشید از سر کیوان
هوش مصنوعی: مردم از ستاره پروین (یکی از ستارههای بارز آسمان) دست برداشتند و همه بار خود را از کیوان (سیاره زحل) برداشتند.
آن خلق همه گشت به یک ساعت مرده
و آن شهر همه گشت به یک ساعت ویران
هوش مصنوعی: در یک آن، تمام آن مردم مرده شدند و آن شهر نیز در یک لحظه نابود شد.
بس صورت آراسته همچون بت کشمیر
بس خانه افراخته چون روضه رضوان
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و جذابیت چهرهای اشاره شده که به گونهای است که میتواند توجه هر کسی را جلب کند، مانند مجسمههای زیبا. همچنین، به خانههای تزئینشده و مرتب اشاره شده است که مانند باغی سرسبز و دلنشین به نظر میرسند.
در بوم شد آنصورت آراسته مدفون
در خاک شد آن خانه افراخته پنهان
هوش مصنوعی: آن چهره زیبا در زمین قرار گرفت و آن خانه که پر از زیبایی و شکوه بود، به تدریج در خاک ناپدید شد.
آنانکه پر از نعمت شان بد همه خانه
آنانکه پر از خواسته شان بد همه دکان
هوش مصنوعی: افرادی که از نعمتهای زیاد برخوردارند، در واقع خانهشان پر است از این نعمتها. و کسانی که خواستههای زیادی دارند، دکانشان مملو از این خواستههاست.
امروز همی تن بفروشند بیکدانگ
وامروز همی جان بفروشند بیک نان
هوش مصنوعی: امروز مردم به خاطر یک زندگی ساده، بدن و جان خود را میفروشند. در واقع، آنها برای نیازهای اساسی خود، ارزشهای بزرگتر را فراموش کردهاند و به چیزهای ناچیز قناعت میکنند.
شهری همه پر نان و در او خلق گرسنه
جائی همه پر آب و در او مردم عطشان
هوش مصنوعی: در شهری همه جا پر از نان است، اما مردم در آن گرسنهاند. جایی هم هست که آب فراوان دارد، اما مردم در آن تشنه هستند.
مردم بگه سختی داند محل مال
مردم بگه مرگ شناسد خطر جان
هوش مصنوعی: مردم وقتی در سختی قرار میگیرند، به خوبی قدرت و ارزش دارایی دیگران را درک میکنند. همچنین، زمانی که با خطر مواجه هستند، به مرگ و عواقب آن آگاهتر میشوند.
آنانکه برفتند ز تیمار برستند
وآنانکه بماندند بماندند در احزان
هوش مصنوعی: افرادی که رفتند از نگرانی و درد و رنج آزاد شدند، و اما آنهایی که باقی ماندند همچنان در اندوه و غم به سر میبرند.
کس رسته نشد وانکه شد از تخمه اولاد
کس جسته نشد وانکه شد از غصه اخوان
هوش مصنوعی: هیچکس از این قید و بندها رهایی نیافته است؛ حتی اگر کسی از نسل و فرزندان دیگران نیز به موفقیتی دست یابد، باز هم نمیتواند از درد و رنج برادران خود گریزان باشد.
از درد همه روی بکندند بچنگال
وز درد همه دست گزیدند بدندان
هوش مصنوعی: همه از شدت درد به طرف دیگر رو کردند و از آنچنان دردی، دستانشان را به دندان گزیدند.
آن شهر بدینگونه بیاشفت که گفتم
وانشب که بلا داد بر این خلق نگهبان
هوش مصنوعی: شهر به طور ناگهانی دچار آشفتگی شد و من از قبل پیشبینی کرده بودم. آن شب بلا و مصیبت بر این مردم نازل شد.
ما در زفزع یاد نیاورد ز فرزند
عاشق ز جزع یاد نیاورد ز جانان
هوش مصنوعی: ما در هنگام ترس و اضطراب، یاد فرزند را فراموش کردیم و از عشق به محبوب خود نیز بیخبر ماندیم.
چون روز جزا آن نه همی خورد غم این
چون روز پسین این نه همی خورد غم آن
هوش مصنوعی: در روز قیامت، غم و اندوهی برای آنچه که به پایان رسیده است وجود ندارد؛ همانطور که در روز آخر دنیا نیز هیچ کس در حال حاضر به غم و اندوه نمیپردازد.
وز انده بی نانی و بی جامگی امروز
آجال چو آمالش نمانده شده انسان؟
هوش مصنوعی: امروز در حالی که هیچ غذایی و هیچ نشانهای از زندگی ندارم، آیا وقت مرگم فرارسیده که دیگر آرزوهایم برآورده نشده است؟
زانگه که پدید آمده عالم را بنیاد
زآنگه که پدید آمده گیتی را بنیان
هوش مصنوعی: از زمانی که جهان به وجود آمده و پایهگذاری شده است، گیتی نیز شکل گرفته و بنیان یافته است.
این زلزله نشنیند کس اندر همه گیتی
وین ولوله نادیده کس اندر همه کیهان
هوش مصنوعی: این زلزله، همهجانبه است و هیچکس در تمام جهان نمیتواند آن را کنار بزند و این شور و هیجان ناچیز، در تمام کیهان دیده نمیشود.
از کرده ما رفت همه آفت بر ما
وز کرده خود هیچ نگشتیم پشیمان
هوش مصنوعی: تمام مشکلات و رنجهایی که بر سر ما آمده، ناشی از اعمال خودمان است. ولی با وجود این که به اشتباهاتمان پی بردهایم، هیچگاه از آنها پشیمان نشدهایم.
آرامش اینانرا کز مرگ رهیدند
او رسته شد و پور دل افروزش مملان
هوش مصنوعی: آرامش کسانی که از مرگ نجات یافتهاند، به دست آمده است و فرزند دلافروز آنها، جانشین شده است.
از دیدن آن با دل شادی همه ساله
در مملکت این با دل شادان همسالان
هوش مصنوعی: با دیدن آن، دل هر سال در کشور پر از شادی میشود و همه دوستان همسن با دل شاد زندگی میکنند.
تا میر اجل با پسرش باقی باشد
هرگز نرسد بد بتن هیچ مسلمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرگ با فرزندش باقی است، هیچ مسلمان به بدترین سرنوشت دچار نخواهد شد.
این هست چو مهری که زوالش نبود هیچ
وان هست چو ماهی که در او ناید نقصان
هوش مصنوعی: این مطلب بیانگر این است که برخی چیزها وجود دارند که از بین نمیروند و همواره برقرارند، مانند مهری که هیچ وقت کاهش نمییابد. همچنین، همچون ماهی که هیچگاه نمیتواند کاستی را تجربه کند. به عبارتی، این موجودات یا کیفیتها همواره کامل و بدون تغییر باقی میمانند.
از دولت ایشان شود این شهر دگر بار
بهتر ز عراقین و نکوتر ز خراسان
هوش مصنوعی: به لطف وجود آنها، این شهر بار دیگر از شهرهای عراق بهتر و از خراسان زیباتر خواهد شد.
دیگر نبود ناصح این دولت غمگین
دیگر نبود حاسد این ملکت شادان
هوش مصنوعی: دیگر کسی نیست که به این دولت غمگین نصیحت کند و دیگر کسی نیست که به این سرزمین شاد حسادت ورزد.
صد دل بود آن را که ترا دارد دلبر
صد جان بود آن را که ترا داند جانان
هوش مصنوعی: کسی که تو را دوست دارد، همچون صد دل در دل خود دارد و کسی که تو را میشناسد، گویی صد جان دارد.
شیرین تری از مال و نوآئین تری از ملک
چون چشم بجان و بخرد ملک بسامان
هوش مصنوعی: تو از ثروت شیرینتری و از سلطنت زیباتر، زیرا که وجود تو برای جان و خرد مانند چشمی است که به یک سرزمین منظم نگاه میکند.
میر عضد آن تاج ملوک همه عالم
بو نصر مکان ظفر و نصرت امکان
هوش مصنوعی: میر عضد، که مقام و قدرت پادشاهان جهان به او نسبت داده میشود، نشانهای از پیروزی و کمک در زمین است.
بار ایت یارانش رود رایت نصرت
با لشگر خصمانش بود لشگر خذلان
هوش مصنوعی: امروز یارانش با پشتیبانی برای نبرد میآیند، در حالی که دشمنانش در حال شکست و ناامیدی هستند.
بر دشمن او شهد بود زهر هلاهل
بر حاسد او لاله شود خار مغیلان
هوش مصنوعی: برای دشمن او، شیرینی و خوشی همچون عسل است و برای حسود او، گلهای زیبا به مانند لاله میشود که در کنار آن خارهای تند و خشن وجود دارد.
از بسکه برد قیمت زرینه گه بذل
از بسکه برد قیمت سیمینه گه خوان
هوش مصنوعی: به خاطر ارزش زیاد طلا، از دست دادن آن آسان شده و این باعث شده که نقره نیز به مرور زمان از ارزش کمتری برخوردار شود.
خواهد که دگر باره بر خاک رود این
خواهد که دگر باره سوی سنگ رود آن
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که یکی از طرفین، آرزو دارد دوباره به زمین برگردد، در حالی که طرف دیگر تمایل دارد به سمت سنگ برود. این تصویر نشاندهنده دو خواسته متفاوت و دوتایی بودن آنهاست. یکی بیشتر به زمین و زندگی بازگشت میخواهد و دیگری به سمت چیزی سخت و غیرقابل انعطاف میرود.
سوزنده تر از آتش و سازنده تر از آب
تیغ و کف کافیش بایوان و بمیدان
هوش مصنوعی: تیغی که میبینیم، هم آتشسوزان است و هم آبسازنده. قدرت آن در میدان و دروازه، بیش از هر چیز دیگری است.
زائر کند از جود کفش زرین زیور
تیغش کند از خون عدو میدان الوان
هوش مصنوعی: زائری که با دستانی بخشنده، کفشهای زرین به پا میکند، با تیغ خود از خون دشمن در میدانهایی با رنگهای متفاوت میکاهد.
زی وی نبود خواسته زندانی یک شب
زیرا که شناسد که نه خوش باشد زندان
هوش مصنوعی: چونکه زندانی یک شب را از او خواستهاند، با این حال چون زندانی میداند که زندان خوشایند نیست، از آن خواهش نمیکند.
مهمان بر او باشد چون جان گرامی
داند که بجسم اندر جان هست چو مهمان
هوش مصنوعی: مهمان باید برای او ارزشمند باشد، زیرا او میداند که مانند جان در بدن، مهمان نیز در خانهاش جای دارد.
از سوی خراسان مه رخشنده برآید
هرگز نرود سوی خراسان مه رخشان
هوش مصنوعی: از جانب خراسان، ماه درخشانی خواهد درخشید و هرگز به سوی خراسان نخواهد رفت.
با طلعت او تیره شود چشمه خورشید
با همت او پست بود گنبد گردان
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشان او باعث میشود که نور خورشید هم کمرنگ و کمفروغ به نظر بیاید، و تلاش او موجب میشود که حتی آسمان نیز احساس حقارت کند.
طاعت نبرد طبعش و گیتیش به طاعت
فرمان نبرد دستش و گیتیش بفرمان
هوش مصنوعی: او به خواستههای خود گوش نمیدهد و از اطاعت فرمان باز میماند، انگار دستش نیز به فرمانبرداری دست نمییابد.
باشند پشیمان همه بر نعمت داده
او باشد بر نعمت ناداده پشیمان
هوش مصنوعی: همه از نعمتهایی که داده شده پشیمان خواهند شد، ولی کسانی که نعمتهایی که داده نشده را میبینند، هم پشیمان هستند.
از راستی و رادی پیوسته بتوحید
از مردمی و مردی پیوسته بایمان
هوش مصنوعی: از صداقت و پاکی همواره به سوی یکتاپرستی هدایت میشویم و از انسانی بودن و مردانگی، همواره به سمت ایمان پیش میرویم.
در وعده تو نیست نه تأخیر و نه تأویل
در عادت تو نیست نه تبدیل و نه نسیان
هوش مصنوعی: در قول و وعده تو نه تأخیر است و نه نیاز به تعبیر، و در کارهای تو نه تغییر و نه فراموشی وجود دارد.
کهتر ز تو مهتر شود و بسته گشاده
مفلس ز تو قارون شود و غمگین شادان
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که کسی که از نظر مقام و مرتبه پایینتر است، میتواند به واسطه وجود و تأثیر تو به جایگاه بالاتری برسد. همچنین، کسی که در وضعیت مالی ضعیف است، میتواند با کمک تو به ثروت و نعمت دست یابد. به طور کلی، این بیت به تواناییهای مثبت و تاثیرگذار انسانها بر یکدیگر اشاره دارد.
نام تو چو روز است بهر جای رسیده
جود تو چو روزی است بهر جای فراوان
هوش مصنوعی: نام تو مانند نور روز در همه جا منتشر شده است و بخشش تو همچون روزی، در هر مکان به وفور وجود دارد.
در خشک بیابان ز کفت دریا خیزد
دریا شود از تیغت چون خشک بیابان
هوش مصنوعی: در بیابان خشک، از دستان تو دریا به وجود میآید و دریا نیز از تیغ تو به مانند یک بیابان خشک درمیآید.
از طاقت و امکان نتوان کرد چنو هیچ
وز بنده بهر کار همیخواهد یزدان
هوش مصنوعی: هیچ کاری از قدرت و امکان ما ساخته نیست و فقط خداست که از بندگانش برای کارهایش بهره میگیرد.
رادیت گه بزم فزون است ز طاقت
مردیت گه رزم فزون است ز امکان
هوش مصنوعی: در مواقعی که حاضری در مهمانی و جشن، قدرت و قدرتطلبی تو بیشتر از تواناییهایی است که در میدان نبرد از خود نشان میدهی. در عوض، در زمان جنگ و نبرد، شجاعت و نیرویت بیشتر از آن چیزی است که در موقعیتهای دیگر قابل تصور است.
با دولت تو سندان چون موم شود نرم
بر دشمن تو موم شود سخت چو سندان
هوش مصنوعی: با وجود تو، دشمنان مانند موم نرم و قابل شکلدهی میشوند، اما در مقابل تو، چون سندان محکم و استوار میگردند.
تا لؤلؤ عمان نشود خوار چو خارا
تا خار نگیرد محل لاله نعمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که مروارید عمان مانند خاک ارزان و بیارزش نشود، نباید انتظار داشت که گل لاله نعمان نیز به خاک تبدیل شود.
چون لاله نعمان کن در باغ ولی خار
بر دست عدو خار کن از لؤلؤ عمان
هوش مصنوعی: در باغ مانند لالهای زیبا و خوشبو باش، اما اگر دشمنان خواستند به تو آسیب برسانند، با تمام قدرت از خود دفاع کن و اجازه نده که از تو ستمی برگردد.
بگذار چنین عید هزاران و تو مگذر
مگذر تو و بگذار چنین عید هزاران
هوش مصنوعی: اجازه بده چنین عیدی برای هزاران نفر باشد، تو فقط از آن عبور کن و بگذار برای دیگران نیز همینطور باشد.