برگردان به زبان ساده
جلایر! از دعایش سود بینی
مگر دیرست کاخر زود بینی؟
هوش مصنوعی: ای جلایر! از دعا و درخواستهای خود نتیجهای میبینی، اما باید صبر کنی، زیرا که نتیجهاش دیرتر به دست میآید و شاید به زودی هم رخ دهد.
ولی بدبختیت از جهل باشد
همه کارت بعید از عقل باشد
هوش مصنوعی: بدبختی تو به خاطر نادانیات است و کارهایت به دور از عقل و خرد میباشد.
نمک خوردی نمکدان را شکستی
ببین کز جهل در بر عقل بستی
هوش مصنوعی: تو از کسی که به تو محبت کرده، خیانت کردی و حس و عقل خود را به خاطر جهل و نادانی خود بستهای.
چنین کاری ندارد هیچ کس یاد
نکردی گوئیا خدمت به استاد
هوش مصنوعی: هیچ کس به یاد نمیآورد که چه کارهایی برای استاد انجام شده است.
حسامالسلطنه نشنید یکسر
مقال یحیی خان با حرف هر خر
هوش مصنوعی: حسامالسلطنه تمام صحبتهای یحیی خان را نادیده گرفت و حتی به آنها توجهی نکرد، گویی سخنان او از ارزش و اهمیتی برخوردار نیست.
بگفتا: جملگی صدق است و مضبوط
چه داند آن که باشد مست و مبهوت؟
هوش مصنوعی: او گفت: همهچیز حقیقت دارد و محکم است؛ اما کسی که مست و گم شده است، چه میداند؟
چو تیره بختیش از حد فزون است
تو گوئی کاسه عقلش نگون است
هوش مصنوعی: زمانی که بدبختی و ناکامی او بیشتر از حد معمول میشود، به نظر میرسد که عقل و خردش نیز به شدت آسیب دیده و در مقام مناسبی قرار ندارد.
که یحیی خان بگفت حرفم تمام است
روانه شو نه ماندن را مقام است
هوش مصنوعی: یحیی خان گفت که حرف من به پایان رسید و حالا وقت رفتن است، پس دیگر ماندن جایی ندارد.
بگفتا: من نیایم سوی تبریز
اگر بُرّی سرم با خنجر تیز
هوش مصنوعی: برگشت به تبریز را نخواهم داشت، حتی اگر فردی با خنجر تیز بخواهد مرا تهدید کند.
جوابش گفت یحیی خان که: ای مرد
بکوبیدم بسی من آهن سرد
هوش مصنوعی: یحیی خان به او پاسخ داد: ای مرد، من بارها آهن سرد را تحت فشار قرار دادهام.
تو قابل نیستی بُرّم سرت را
کشم در خاک و در خون پیکرت را
هوش مصنوعی: تو به حدی ارزش نداری که من بخواهم سر تو را به خاک و خون آلودگی بکشم.
بگیرم ریشت ای بزغاله شیطان
بَرَم پایین ز کوهت تا بیابان
هوش مصنوعی: من تو را که مانند بچه بز شیطانی هستی، بگیرم و از کوه به پایین ببرم تا به دشت و بیابان برسم.
بیندازم به راهت ای بد اندیش
بَرَم سالم ترا دیگر میندیش
هوش مصنوعی: من تو را از مسیر خود دور میکنم، ای بداندیش، تا دیگر به سلامت خود فکر نکنی.
گرفت آن ریش و آوردش سر راه
حکایت شد تمام و قصه کوتاه
هوش مصنوعی: او ریش را گرفت و به راه آورد، و داستان تمام شد و همه چیز به سرعت به پایان رسید.
همه اهل قلمرو شاد گشتند
ز ظلم و جور او آزاد گشتند
هوش مصنوعی: تمام ساکنان این سرزمین از ظلم و ستم او خوشحال شدند و از قید و بندهای آن رها شدند.
دعا کردند بر ذات شهنشاه
که دست ظلم او گردیده کوتاه
هوش مصنوعی: همه دعا کردند تا قدرت ظلم آن پادشاه کاهش یابد و او نتواند به مردم آسیب بزند.
بیاوردند اردو ظالمی را
رهانیدند جان عالمی را
هوش مصنوعی: به معجرهای برخوردند که زندگی یک بزرگمند را نجات دادند و از چنگال یک ظالم بیرون آوردند.
ولیعهد شهنشاه نکو فال
ازو تا این زمان ناخَسته احوال
هوش مصنوعی: ولیعهد پادشاه خوشبینی است، اما از زمان گذشته تا کنون، اوضاع و احوال به گونهای غیرمنتظره پیش رفته است.
ولی قائم مقام پادشاهی
یقین دارم نمودش عذرخواهی
هوش مصنوعی: قائم مقام پادشاه به وضوح از اشتباهی که کرده عذرخواهی کرده و مطمئنم که این عذرخواهی به او اعتبار میبخشد.
به خرگاه خودش منزل بداده
در مهر و وفا بر وی گشاده
هوش مصنوعی: او در مکان خود خانهای فراهم کرده و در محبت و وفاداری به روی او گشوده شده است.
کمال حرمتش منظور فرمود
چو مهمان عزیزش داشت چون بود
هوش مصنوعی: او به بزرگی و احترام خاصی به مهمان عزیزش نگریسته و تأکید میکند که چقدر مهم است که به او توجه شود و حرمت او رعایت گردد.
بلی ذاتی که پاک است این چنین است
همه کارش پسند آن و این است
هوش مصنوعی: آری، ذاتی که پاک و نیکو است، همه اعمالش به پسند و خوشایند آن است و این حقیقتی است که همیشه وجود دارد.
دعای خیر خواهی بر شهنشاه
ازین کارش همه خوبست و دلخواه
هوش مصنوعی: دعای خوش برای پادشاه به خاطر این کارش، همگی خوب و پسندیده است.
جلایر! نیست لایق بیش گفتن
دُرِ طبع گران این گونه سفتن
هوش مصنوعی: ای جلایر! شایسته نیست که درباره این موضوع بیشتر از این صحبت کنیم، چرا که اصل مطلب به قدری ارزشمند است که نمیتوان آن را سفت و سخت بیان کرد.
برو ختم سخن کن بر دعایش
دعا گوی و بکن حمد و ثنایش
هوش مصنوعی: بر این مطلب پایان بگذار و برای او دعا کن، و حمد و ستایشش را بگو.
خداوندا به حق کردگاری
کزو افلاک را باشد قراری
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به حق آن خالقی که آسمانها به واسطه او ثابت و پابرجا هستند، از تو درخواست میکنم.
مرام شاه خاطرخواه این باد
جهان را شهریار و شاه این باد
هوش مصنوعی: سرشت و ماهیت پادشاهی و قدرت تهی از ظواهر فریبنده است و در واقع، مردانگی و رهبری حقیقی در وفاداری به ارزشها و روندهای طبیعی زندگی نهفته است. در اینجا، نماد "باد" به تأثیرات و تحولات جهان اشاره دارد که پادشاه باید آن را در نظر بگیرد.
حسودش خون دل و خونین کفن باد
مدامی خوار در هر انجمن باد
هوش مصنوعی: حسود همیشه در عذاب است و دلش پر از کینه و غم، و در هر جمعی مورد تحقیر و بیاحترامی قرار میگیرد.