برگردان به زبان ساده
جلایر میشود مشعوف چندان
که ناید در حساب و حد امکان
هوش مصنوعی: جلایر به قدری خوشحال و شاداب میشود که اندازهگیری و توصیف آن از عهدهی هیچ حسابی برنمیآید.
شرفیاب حضور باهرالنور
چو حاصل میشود وقتی است مسرور
هوش مصنوعی: وقتی به حضور نوری درخشان میرسیم که شادی و سرور در دلهایمان احساس میشود.
شود چون بعد از آن محروم خدمت
ببیند بی نهایت رنج و محنت
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از خدمت و کمک به دیگران محروم شود، با بینهایت رنج و درد روبهرو خواهد شد.
خوشا آنان که هر صبح و مسایند
به روی شاه دیده میگشایند
هوش مصنوعی: خوشا به حال آنانی که هر صبح به محضر شاه میروند و چهرهاش را میبینند.
فراق خدمت شه هست مشکل
از آن محرومیش پر خون شود دل
هوش مصنوعی: فراق و دوری از خدمت شاه برای من بسیار سخت است و دل از این محرومیت داغان و خونین میشود.
به غمخانه نشیند در ببندد
بگرید از غم و آنی نخندد
هوش مصنوعی: او در خانه غم نشسته، در را میبندد و به دلیل اندوهش هر لحظه میگرید و لحظهای نمیتواند بخندد.
اگر دامن کنندش پر ز گوهر
چو دور از شاه شد خاکش بود سر
هوش مصنوعی: هرگاه دامن او از جواهر پر باشد، زمانی که از دربار شاه دور شود، خاک او به سر میرود. این یعنی حتی اگر زینت و زیبایی داشته باشد، در دوری از مقام و قدرت، به مقام پستی میافتد.
فروشد خدمت مولا به عالم
حقیقت او دواب است شکل آدم
هوش مصنوعی: به خدمتگزاری مولا، حقیقتی نهفته است، که در آن دو شکل وجود دارد؛ یکی ظاهر آدمی و دیگری حقیقتی عمیقتر.
چو قوت روح الطاف شهان است
نداند هرکه، حیوان بی گمان است
هوش مصنوعی: هرکه از محبت و حمایت پادشاهان بیخبر باشد، مانند حیوانی است که از تواناییهای روحی خود بینصیب است.
مرخص گر کنی شاه زمانه
که بی حاجب ببوسد آستانه
هوش مصنوعی: اگر اجازه بدهی که شاه زمانه بدون هیچگونه مانعی، آستانت را به بوسه بزند.
اگر فرمان دهی عرضی نماید
وگرنه گوش باشد تا در آید
هوش مصنوعی: اگر تو دستوری بدهی، او برای تو عرض حال میکند، وگرنه فقط شنوندهای است که منتظر است تا چیزی به او گفته شود.
برش بهتر بود از گنج و مالی
که بی رنج آیدش در دست حالی
هوش مصنوعی: بهتر است که به چیزی دست یابی پیدا کنی که با زحمت و تلاش به دست آمده باشد، تا اینکه بدون تلاش، ثروتی به دست آورده باشی.
حضور شاه به از نان و آب است
هر آن کس این نداند او دواب است
هوش مصنوعی: حضور شاه و دیدارش از هر نوع خوراک و آب بهتر است و هر کسی که نتواند این را درک کند، حقیقتاً در بیخبری است.
ز روی لطف گاهی سیب و ناری
چو انعامش دهی در خاطر آری
هوش مصنوعی: گاهی وقتی لطف و محبت میکنی و چیزی مثل سیب و انار به کسی هدیه میدهی، آن شخص آن را به یاد خواهد سپرد.
شود آن قوت روح و قالب او
دعاگوی تو هست و طالب او
هوش مصنوعی: انسان برای تقویت روح و جسم خود به دعا و درخواست معانی والاتر نیاز دارد و در این مسیر، او دعا و توجه به خدا را طلب میکند.
اگرچه حکم فرمودی ملایر
ز هر بار، خانه ای سهم جلایر
هوش مصنوعی: اگرچه تو دستور دادهای که ملایر را از هر بار جدا کنند، ولی خانهای هم برای جلایر در نظر گرفته شده است.
رساند بی تغافل از کم و بیش
کزین بابت نباشد در دلش ریش
هوش مصنوعی: او با دقت و بدون بیتوجهی به کم و زیاد، به دیگری میرسد تا به خاطر این موضوع هیچ کینهای در دلش نباشد.
چرا که او غریب این دیارست
ثنا گستر به ذات شهریارست
هوش مصنوعی: او به دلیل اینکه در این سرزمین غریب و بیخانمان است، خواهان ستایش و تحسین مردم به خاطر وجود بزرگ و محترمش است.
ندانستم چرا کرد او فراموش
مگر نشنید حکم شاه از گوش؟
هوش مصنوعی: نفهمیدم چرا او مرا فراموش کرد، شاید اصلاً حکمی که شاه صادر کرده را نشنیده است.
که حکم شه چو دُرّ شاهوارست
گرانمایه است و زیب گوشوارست
هوش مصنوعی: حکم پادشاه مانند گوهری ارزشمند و زیبایی چون گوشواره است.
نباید امر و نهیش را فراموش
کند هر کس که باشد در سرش هوش
هوش مصنوعی: هر فردی که دارای درک و شعور است، باید همیشه به دستورات و نهیها توجه داشته باشد و آنها را فراموش نکند.
ولیعهد شهنشاه جهاندار
که شه عباس آمد اول بار
هوش مصنوعی: ولیعهد پادشاه بزرگ و دارندهی جهان، هنگامی که شاه عباس برای نخستین بار آمده است.
چو بود او لایق اکلیل و تختش
خداوندا تو یاری ده به بختش
هوش مصنوعی: وقتی او سزاوار تاج و تخت است، خداوند، تو به او در ایجاد شانس و موفقیت کمک کن.