برگردان به زبان ساده
ای فال سعید و بخت مقبل
وی زهرهٔ بزم و ماه محفل
هوش مصنوعی: ای نیکو بخت و خوشحالی که به تو روی آورده است، تو در میهمانی همچون ستاره درخشان و ماهی در جمع خودنمایی میکنی.
تو قلبی و دلبران قوالب
تو روحی وگلرخان هیاکل
هوش مصنوعی: تو مانند قلبی هستی و معشوقان تو به مانند اشکالی هستند که تو را در خود جای دادهاند. تو مانند روحی هستی و زیبایانت مانند پیکرهایی هستند که این روح را در بر گرفتهاند.
برگرد مه شمایل تو
زلفین تو عنبرین سلاسل
هوش مصنوعی: به عقب برگرد، ای زیباروی، که موهای پرچین و دلربایت همچون زنجیرهای خوشبوست.
دلها به سلاسل تو مشتاق
جانها به شمایل تو مایل
هوش مصنوعی: دلها به زنجیرهای عشق تو درشت و تمایلات جانها به شکل و شمایل تو کشش دارد.
خون خوردنم از غم تو آسان
جان بردنم ازکف تو مشکل
هوش مصنوعی: غم تو برایم به اندازهای عمیق است که تحمل دردش برایم ساده شده، اما آسیبهایی که از تو میبینم، دلم را به شدت میشکند و از دست دادن جان به خاطر این درد، کار سختی است.
چهر تو درون جعد مشکین
زیر دو غراب یک حواصل
هوش مصنوعی: چهره تو درون موهای مشکیات در زیر دو کبوتر سیاه قرار دارد.
گویی رویت به سنبل زلف
در سنبله ماه کرده منزل
هوش مصنوعی: گویی چهرهات همانند گلی است که در میان خوشههای گندم، درخششی زیبا دارد.
چشمم فلکست وچهر تو مهر
مهری که نگشته هیچ زایل
هوش مصنوعی: چشمم همچون آسمان است و چهرهات مانند ماه، که هیچگاه زیباییاش کاهش نمییابد.
جز زلف تو از قفای رخسار
ای آتشخوی و آهنیندل
هوش مصنوعی: به جز موهای تو که بر پشت چهرهات ریخته، هیچ چیز دیگر در دل من نمیسوزد و نمیتواند آنچنان حس عمیقی را برانگیزد.
خورشید سپیده دم ندیدم
کاورا ز قفا همی رود ظل
هوش مصنوعی: من تاکنون صبح را به شوق دیدن خورشید ندیدهام، زیرا سایهاش از پشت به طرف من میآید.
این زلف تو هست کز بناگوش
زی چاه ذقن شدست مایل
هوش مصنوعی: زلف توست که از کنار گوشها به سمت چانهات متمایل شده است.
یا نی به سپیدهدم فتاده
هاروت نگون به چاه بابل
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، نی مانند هاروت، به زمین افتاده و در چاه بابل گیر کرده است.
زلفین تو بر رخ از چپ و راست
آویخته روز و شب مقابل
هوش مصنوعی: زلفهای تو از دو طرف بر روی صورتت آویخته و هر روز و شب در مقابل من قرار دارد.
مانند دوکفهٔ ترازو
در وزن به یکدگر معادل
هوش مصنوعی: مانند دو سمت یک ترازوی دقیق که با هم در تعادل هستند و هر کدام وزن دیگری را جبران میکند.
روی تو ز شب برآورد روز
چون رای خدایگان عادل
هوش مصنوعی: چهره تو مانند صبحی است که شب را کنار میزند، همانطور که تصمیمات خداوند عادلی در روز روشن میشود.
فخر الاقبال والاساطین
ذخر الاقران و الاماثل
هوش مصنوعی: افتخار دوران و بزرگان، سرمایهای برای نسلها و الگوهای بینظیر است.
فرمانفرما که دست رادش
بحر خِضَمّست و ابر هاطل
هوش مصنوعی: آن فرمانروا که در دستش دریایی از جوانی و شادابی وجود دارد و ابرهایش بارانهای پر برکت میبارند.
در دشت نضال لیث غالب
بر دست نوال غیث وابل
هوش مصنوعی: در دشت جنگ، شیر پیروز بر دست باران رحمت و نعمت قرار دارد.
عاجز شدهاند در ممالک
از حمل نوافلش قوافل
هوش مصنوعی: در کشورها در حمل و نقل و جابجایی کارهای اضافی و نفل ناتوان شدهاند.
ای مدح تو زیور مجالس
وی وصف تو زینت محافل
هوش مصنوعی: مدح و توصیف تو مانند زینت بخشیدن به مجالس و محافل است.
گر نافله فرض نیست از چه
بر جود تو فرض شد نوافل
هوش مصنوعی: اگر فرادی مثل نفل واجب نیست، پس چرا از کرم و بخشش تو، نفلها واجب شدهاند؟
آواز اجابت سخایت
سبقتگیرد به صوت سائل
هوش مصنوعی: صدا و درخواست تو به قدری دلنشین و قابل توجه است که میتواند پیشی بگیرد بر صدای درخواستکنندگان دیگر.
ز انسان که سبق برد مجلی
هنگام دویدن از مُؤمّل
هوش مصنوعی: انسانی که در وقت دویدن، درخشش و زیبایی را به نمایش میگذارد و از آنچه در سر دارد، جلو میزند.
الفاظ بدیعت از بداعت
ضربالمثل است در قبایل
هوش مصنوعی: عبارت بالا به این معناست که واژهها و عبارات جدید و مبتکرانه، به نوعی خود نشاندهندهی برخورداری از نوآوری و خلاقیت هستند و در میان قومها و گروهها به عنوان یک نماد شناخته میشوند. این نشاندهندهی اهمیت زبان و اصطلاحات در فرهنگ و هویت اجتماعی است.
در نیمشبان ز دور پیداست
آثار جمیلت از شمایل
هوش مصنوعی: در نیمه شب از دور، نشانههای زیباییات مشخص است و به خوبی نمایان میشود.
در چشم بصیرت تو اجسام
بر سر قلوب نیست حایل
هوش مصنوعی: در نظر تو، جسمها مانع دید و درک عمیق قلبها نیستند.
هر نقص که دهر داشت کردند
از پرتو هستی تو کامل
هوش مصنوعی: هر کمبودی که در زندگی وجود داشت، به خاطر وجود تو و روشنیات برطرف شده است و همه چیز کامل شده است.
چون ماحصل جهان تو بودی
شد نظم جهان پس از تو حاصل
هوش مصنوعی: چون تو نتیجه و حاصل این جهان بودی، پس نظم و ترتیب جهان بعد از تو نیز به وجود آمد.
آری به وجود گشت موجود
ماهیت نی به جعل جاعل
هوش مصنوعی: بله، وجود پیدا کردن یک موجود به خاطر وجود خود اوست و نه به خاطر تأثیر یک سازنده.
از خشک لبیّ و خاکساری
دریا به وجود تست ساحل
هوش مصنوعی: وجود تو همچون دریاست که از خشکی و خاکساری به ساحل میرسد.
دستت به سخا حیات جاوید
تیغت به وغا قضای عاجل
هوش مصنوعی: با دست generosity، زندگی جاودان را به دست میآوری و با شمشیر قدرت، قضاوت سریع را رقم میزنی.
من سیبک تنجح الامانی
من سیفک تفتح المعاقل
هوش مصنوعی: من با سیبک خود، آرزوهایم را محقق میکنم و با شمشیرت، دژها را تسخیر مینمایم.
با آنکه وجود بعد موهوم
امریست محال نزد عاقل
هوش مصنوعی: با اینکه وجود چیزی که وجودش صرفاً خیالی است، از نظر افراد دانا غیرممکن به نظر میرسد.
حزم تو سه بعد را تواند
مشغولکند به هیچ شاغل
هوش مصنوعی: حزم و احتیاط تو میتواند به راحتی تمام تمرکز و انرژیات را از هر کار دیگری بگیرد و تو را مشغول خود کند.
آرای تو در شبان تاریک
رخشندهترست از مشاعل
هوش مصنوعی: زیبایی و جلوهی تو در شب تاریک، از چراغها و مشعلها بیشتر میدرخشد.
در هیچ زمان ز کسب دانش
مشغول نداردت مشاغل
هوش مصنوعی: در هیچ زمانی نباید مشغولیتهایت تو را از یادگیری و کسب دانش دور کند.
با منع تو قهقرا رود باز
زین چرخ برین قضای نازل
هوش مصنوعی: با نهی تو، این سرنوشت به عقب برمیگردد و از این دایره، این تقدیر نازل شده، دور میشود.
پیوسته شود چو پوست با گوشت
از عدل تو در بدن مفاصل
هوش مصنوعی: همواره مانند پیوندی میان پوست و گوشت، به خاطر عدل تو، اعضای بدن با یکدیگر متصل میشوند.
در وقف پی تمیز آیات
گر فرض نمیشدی فواصل
هوش مصنوعی: اگر در بررسی و تفکیک آیات در قرآن، فواصل و وقفههایی وجود نداشت، ممکن بود برای درک بهتر و تمیز معناها دچار مشکل شویم.
پیوستگی نظام عدلت
برداشتی از میانه فاصل
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تداوم و نظم عدالت به صورت متوازن و بدون فاصلهای میان اجزای مختلف آن حفظ میشود. در واقع، همه بخشها به هم مرتبط هستند و این ارتباط باعث ثبات و پایداری نظام عدالت میشود.
نادانی خود کند مسجّل
با بخت تو هرکه شد مساجل
هوش مصنوعی: هر کسی که نادان است، به شانس و اقبال خود آسیب میزند و این نادانی باعث میشود تا نتواند به درستی از فرصتها استفاده کند.
جسم است جهان و اندر او تو
چون روح نه خارجی نه داخل
هوش مصنوعی: جهان مانند یک جسم است و تو در آن همچون روحی هستی؛ نه اینکه خارج از آن باشی و نه اینکه به طور کامل در آن محصور باشی.
چون جان با جسم و روح با تن
با ذات تو خلق شد فضایل
هوش مصنوعی: فضیلتها و خوبیها به خاطر نزدیکی و ارتباط عمیق روح با جسم و وجود تو به وجود آمدهاند.
دست و دل و نطق و خامه ی تو
زی جود تو بهترین وسایل
هوش مصنوعی: دست، دل، گفتار و قلم تو از generosity و بخشش تو بهترین ابزارها هستند.
از تیغ که اژدر است آونگ
یا تیغ تو بر کَتَف حمایل
هوش مصنوعی: از شمشیری که به شکل اژدها ساخته شده، همواره بایستی با احتیاط و احتیاط استفاده کرد؛ یا اینکه شمشیر تو را بر دوش خود به دوش میکشی.
با نظم تو گفتهٔ نوابغ
با شعر تو چامه ی اخاطل
هوش مصنوعی: با هنر و زیبایی که تو داری، شاعران بزرگ میتوانند آثار تازهای خلق کنند و شعر تو میتواند الهام بخش آنها باشد.
یکسر همه ناقصست و هذیان
یکجا همه مهملست و باطل
هوش مصنوعی: تمام چیزها ناپخته و بیمعنی هستند و هرچه در کنار هم قرار بگیرد، بیارزش و بیمحتواست.
با یاری وسعت صمیرت
تدویر شود محیط حایل
هوش مصنوعی: با گسترش و عمق فکر تو، دنیای اطرافت شکل خواهد گرفت و محدودیتها کنار خواهند رفت.
آن روز که در هزاهز رزم
در چرخ و زمین فِتد زلازل
هوش مصنوعی: در روزی که در میادین جنگ زلزلهها در آسمان و زمین به وقوع بپیوندد.
از سهم عقاب تیر در چرخ
نسرین فلک شوند بسمل
هوش مصنوعی: از تیرِ عقاب، سهمی به گردونه نسرینفلک میرسد و آنقدر آسیبزننده و مهلک است که جان را به خطر میاندازد.
االبیض علی الرؤس تغلی
بالبیض کانها مراجل
هوش مصنوعی: سفیدها بر سرها میدرخشند، گویا که زینتهایی برای سران است.
تهتزٌ اسنٌهٔ العوالی
بالجوّ کانها سنابل
هوش مصنوعی: دستیابی به اوج و بلندیها در دل آسمان، مانند محصولی است که درخشش و زیبایی دارد.
الوحش ینحن کالنوائح
والطیر یصحن کالثواکل
هوش مصنوعی: حیوانات به حالت غم و اندوه خم شدهاند و پرندگان به شکل ناله و فریاد درمیآیند.
الرمح حشا الرجال یفری
باطعن کالسن العواذل
هوش مصنوعی: شمشیر مانند زبانی تند و گزنده است که مردان را هدف قرار داده و زخم میزند.
من صوت سنابک المذاکی
من وقع حوافر الهیاکل
هوش مصنوعی: صدای سمهای اسبها را میشنوم که بر زمین میکوبند.
ترتح علی الثری الصیاصی
تنحط علی الربی الجنادل
هوش مصنوعی: خود را بر خاک فرود میآوری، در حالی که سنگها بر بلندیها میافتم.
الرمح تمد کالافاعی
والقوس ترنّ کالهوابل
هوش مصنوعی: چوب نیزه همچون یک مار دراز میشود و کمان شبیه به باران رعد و برق صدا میکند.
فی راس عدوک المنازع
فیکف حسودک المناصل
هوش مصنوعی: در سر دشمن تو، رقیب حسود تو در دست است.
تبیّض لبأسک المفارق
تصفّر لبطشک الانامل
هوش مصنوعی: لباس تو که نشاندهندهٔ شجاعت و قدرت توست، رنگی مانند صفرا دارد و انگشتان تو به خاطر قدرت و قوتی که در آنها نهفته است، نشان از تواناییهای تو میدهند.
بندی سر دشمنان به فتراک
چون رشته به فلکهٔ مغازل
هوش مصنوعی: دشمنان مانند رشتهای هستند که به دام افتادهاند و به سادگی در چنگال ما گرفتار میشوند.
بازوی نزار ملک و دین را
فربه سازی به سیف ناحل
هوش مصنوعی: بازوی ضعیف و ناتوان را با شمشیر نیرومند پرورش ده.
ای عمّ شهنشه مکرّم
ای بأس تو همچو مرگ هایل
هوش مصنوعی: ای عمّ محترم، قدرت تو مانند مرگ هولناک است.
گر فیض قبول خاطرت را
حالی شود این قصیده قابل
هوش مصنوعی: اگر توفیق دقت و توجه داشته باشی، این شعر میتواند برایت قابل اهمیت و ارزشمند باشد.
شاید که به مدحتش سرایند
لم یأت بمثلها الاوایل
هوش مصنوعی: شاید مردم درباره او مدح و ستایش بسرایند و بگویند که در ستایش او هیچ کس مانند او در گذشته نیامده است.
وز فضل تو اهل عصر خوانند
قاآنی را ابوالفضایل
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و رحمت تو، مردم زمانه قاآنی را به نام ابوالفضایل خطاب میکنند.
تا چاره مطلقات را نیست
بعد از سه طلاق از محلّل
هوش مصنوعی: تا زمانی که بعد از سه طلاق، راهی برای حل و فصل مشکل وجود ندارد، باید به محلل توجه کرد.
از حلیهٔ بخت تو مبادا
یک لحظه عروس ملک عاطل
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که زیبایی بختت لحظهای از تو دور شود و تو را بیدست و پا کند.
تا منطقه در دو نقطه دارد
پیوسته تماس با معدّل
هوش مصنوعی: تا جایی که یک منطقه، در دو نقطه با میانگین خود در تماس است، به شکل مداوم ارتباط دارد.
از منطقهٔ جلالت تو
خورشید شرف مباد مایل
هوش مصنوعی: تو آنقدر با عظمت و با شکوه هستی که خورشید هم به سایهٔ تو تمایل ندارد.
تا حشر رسد خطابت از عرش
ای فال سعید و بخت مقبل
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، سخن تو از عرش خواهد رسید، ای فال نیکو و بخت خوش.