بخش ۳۸ - فی التوکّل
عبدالرحیم حائری
»
مشرق الانوار
»
بخش ۳۸ - فی التوکّل
من یَتَوَکَّل عَلی الله را کَفیل
فَهُوَ حَسْبُه شد فَیا نِعمَ الوَکیل
مَن عَلَیهِ یَتَکّل فَرَّ بهّ
کانَ فی کُلِّ الاُمورِ حَسبُه
این توکّل توشۀ راه فناست
زاد آزادان و خاصّان خداست
این توکّل جام صَهبای وَلاست
دلنواز جُرعه نوشان بلاست
نیستها از هستی آن هست شد
ای خُنُک آن دل کزین مِی مست شد
این توکّل جز خدا نادیدنست
چشم امیّد از عمل بُبریدن است
واگذار کار بر حق کردن است
که به تقدیرش شود هر نیست، هست
نی که دست از کار گیری، چشم گیر
کوششی میکن، نه از سختی بمیر
هر که بر سِرِّ قَدَر آگاه شد
از تَعَب آسود و نِی گمراه شد
دست بگرفتن زِ کار از تنبلی است
چشم بر وی داشتن از اَحوَلی است
سعی میکن لیک با امیّدِ حق
هم بدان آن سعی را تأیید حق
سعی را گر واگذاری مُمسِکی
ور به سعی خویش چَسبی مُشرکی
دیدۀ امیّد بر طاعت مَدار
هم دمی غافل نباید شد زِ کار
بخش ۳۷ - فی التَّسلیم: مُلکِ تسلیم است، مُلکِ ایمنی
بخش ۳۹ - فی خاتمة امرِ الاِنسان: چون نداند کس در آخر حال خویش
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
13
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.