بخش ۳ - در سِرِّ این هنگامه
عبدالرحیم حائری
»
مشرق الانوار
»
بخش ۳ - در سِرِّ این هنگامه
تو مگو این بحث را هنگام نیست
عقل را باعشق، این هنگامه چیست؟
هر یک اول آفرینش بوده است
مرد را فضل و شرف افزوده است
گر یکند این دو، پس این هنگامه چیست؟
حاصل این دفتر و این نامه چیست؟
ور ز خَلق است این و از اَمر آن دگر
پس چه سودایی است هر یک را بسر؟
چون بخاطر در گذشتت این سؤال
بر سَرت افتاد، این سودا خیال
گوش جان بگشا و دریاب این سخن
تا شوی آگه ز اسرار کهن
زینهار اینجا تو سرگردان مشو
گر شنیدی راز آن، حیران مشو
زیرکان اینجا بسی لغزیدهاند
آشکارا راز آن نشنیدهاند
وآنچه بشنیدند ز ارباب شهود
جز اشاراتی و ایهامی نبود
زان بیانِ موهِمِ بی اعتدال
سرنگون گشتند در چاه ضِلال
عارفان هرچند سَتّاری کنند
پردهٔ اسرار آخر بَردَرند
جاهلان را چون بجایی راه نیست
پیششان تمییزجاه و چاه نیست
از بیان عارفان حیران شوند
هم عِنانِ جُوق گمراهان شوند
لیک ما گوئیم هرچه باد، باد
گرچه خود حاصل نگردد، زان مُراد
عاشقان را مقصدی جز یار نیست
با مُراد و بی مُرادی کار نیست
بخش ۲ - هنگامه صوریّه عقل و عشق و بیان مدارج الطریق: و تبیان معارج العشیق، اِضمار السرّ المستتر فانّ العقل بمنزلة السراج فی ظلمات النفس والعشق کالشمس و قد قیل اذا ظهرت الحقایق بطلت الشرایع لیس المراد مایُتوهم فتعقل وافهم
بخش ۴ - فی الاستعانه من اللّه تعالی: ای خداوند رئوفِ مهربان
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
15
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.