الحمدالله الذی اشرق علی قلوب العارفین بانوار معرفته و انار ابصارهم بقبسات هدایته و اضاء ضمائرهم بضیاء افاضته و الحمدلله الذی جذب قلوب العاشقین بمقناطیس جذبته، و احرق فؤادهم بلهبات محبته، و اروی غُلّتهم من حیاض کرامته، و انس اهل اُنسه بنفسه، و تجلی لاحبائه بنور قدسه. و الحمدلله الذی اوقد فؤاد اهل وفوده بجمرات وصله و صدوده، فقبضهم تارةً عن حدود شهوده، و بسطهم اُخری بفضل جوده، یفعل مایشاء و یحکم ما یرید، و هو محبوب العاشقین، و بغیره لایتحبّبون و مطلوب العارفین و سواه لایطلبون، و غایة مراد الراغبین و الی غیره لایرغبون، و منتهی منی الواصلین و عنه لا ینقطعون، عماد المتوکلین و بغیره لا یعتمدون، و مراد الراضین و علیه لا یعترضون. و به ثقتی فهو حسبی فله الحمد مِن اله واحد احد، و فرد صمد و الصّلوة و السلام علی نورالانوار و سرّالاسرار، صورة المواد و علة الایجاد، العبد المؤید و الرّسول المسّدد، خاتم الانبیاء محمّد و آله المیامین الغرر و الانجم الزهر، سادات البشر و الائمة الاثنی عشر، ما اشرقت الشمس و اضاء القمر.
و بعد فهاک مشرق انوار القدس و منطق اسرار الانس، مونس الغریب و منفّس الکئیب، مقدمه مهیّج الحبّ و الوداد و ماحج نار الشوق فی الفؤاد، دواء داء الفراق و شفاء صدور العشّاق، هادی الطالب الی المطلوب و موصل الحبیب الی المحبوب، الیه قلوب العاشقین تهوی، و منه فؤاد المشتاقین تشوی، فاستمع مایُتلی علیک و اتبع مایُلقی الیک و کن من الشاکرین و الحمدلله اولا آخرآ و صلیالله علی محمد و آله
ترجمه: سپاس خدائی را که به انوار معرفتش بر قلوب عارفین تابیده، و قلبهای آنها را به الطاف هدایتش روشن کرده، و بنور افاضاتش ضمائر آنها را منور کرده است. و سپاس خدائی را قلوب عاشقان خود را به مغناطیس جذبهاش جذب نموده، و قلبهای آنها را بسوزشهای محبتش سوزانده، و تشنگی آنها را از حوض کرامتش سیراب کرده، و اهل انس را فقط بخودش انس داده، و بنور قدس خویش بر دوستانش تجلّی کرده است. سپاس خداوندی را که قلبهای اهل انس خود را به تابشهای وصلش روشن نموده، و یک باره حدود شهود را بر آنها بسته و بار دیگر بفضل جودش آن حدود را گشاده. هر آنچه میخواهد میکند و بهرآنچه اراده فرماید، حکم مینماید، در حالیکه اوست که محبوب عاشقان خود است که به جز او کَس را دوست نمیدارند، و مطلوب عارفین خود است که جز او را نمیطلبند، و غایت رَغبت راغین به خود است، که بجز بر او رغبتی ندارند، و منتهی آرزوی واصلین بخود است که از او نَبُرند، و تکیهگاه متوکلین بخود است که بغیر او اعتماد نکنند، و مراد رضایتمندان از خود است که بر او اعتراض نمینمایند. و بر اوست اعتماد من و او، مرا بس است. سپاس خداوند واحدِ احدِ فردِ صَمد را و درود بر نورِ انوار و سِرِّ اسرار و صورتِ مواد و علتِ ایجاد، بنده مؤید و رسول مسدد، خاتم پیامبران محمد، و آل او باد که انوار درخشنده و ستارگان رخشنده و سادات بشر و ائمه اثنی عشرند. بر هر چیزی که آفتاب بتابد و ماه روشن کند، و اما بعد، این کتاب مشرق الانوارِ پاک و منطق اسرارِ اُنس و مونس غریب، و گشاینده تنهائی دردمند، مهیج دوستی و عشق، و برانگیزنده آتش شوق در قلبها، و دواء درد فراق، شفاء سینههای عشاق، هادی طالب، بسوی مطلوب و رساننده حبیب به محبوب است، که بسوی آن قلبهای عاشق، رو آورد و از آن، قلب مشتاقین همی سوزد. پس بر هر آنچه بر تو خوانده میشود، گوش فرادار و از هر آنچه بر تو فرود آید تبعیت کن و از شاکران باش. سپاس، خداوند را اول و آخر و درود او بر محمد و آل او باد.