برگردان به زبان ساده
ز شاهیش بگذشت پنجاه سال
که اندر زمانه نبودش همال
هوش مصنوعی: پنجاه سال از زمانی که او در دنیا بود گذشت و در این مدت هیچ همتایی برای او پیدا نشده است.
بیامد یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصور نبیند زمین
هوش مصنوعی: مردی از چین آمد که هرگز کسی را مانند او ندیده است.
بدان چربه دستی رسیده به کام
یکی برمنش مرد مانی به نام
هوش مصنوعی: مردی به نام مانی با دست چرب و نازک خود چیزی را به دست آورده و به دیگران نشان میدهد که به هدف خود رسیده است.
به صورتگری گفت پیغمبرم
ز دینآوران جهان برترم
هوش مصنوعی: به یک هنرمند گفت که من پیغمبر هستم و از دیگر شخصیتهای مذهبی در دنیا بالاتر و برترم.
ز چین نزد شاپور شد بار خواست
به پیغمبری شاه را یار خواست
هوش مصنوعی: از چین به نزد شاپور خبر آوردند که برای پیامبری به یاری شاه نیاز است.
سخن گفت مرد گشادهزبان
جهاندار شد زان سخن بدگمان
هوش مصنوعی: مردی با زبان باز و گویا سخن گفت، اما این سخن باعث شد که جهاندار نسبت به او شک و تردید پیدا کند.
سرش تیز شد موبدان را بخواند
زمانی فراوان سخنها براند
هوش مصنوعی: او به تیزی و هوش خود، بزرگان را فرا میخواند و زمان زیادی را صرف سخن گفتن میکند.
کزین مرد چینی و چیرهزبان
فتادستم از دین او در گمان
هوش مصنوعی: از این مرد چینی با زبانی فصیح، من از دین او در شک و تردید افتادم.
بگویید و هم زو سخن بشنوید
مگر خود به گفتار او بگروید
هوش مصنوعی: بگویید و از او نیز بشنوید، اما خودتان به حرفهای او ایمان نیاورید.
بگفتند کین مرد صورت پرست
نه بر مایهٔ موبدان موبه دست
هوش مصنوعی: گفتند این فرد فقط به ظواهر اهمیت میدهد و ارزش و جایگاه واقعی را نمیفهمد.
زمانی سخن بشنو او را بخوان
چو بیند ورا کی گشاید زبان
هوش مصنوعی: زمانی که او را بشنوی و بخوانی، آن گاه که نظرش به تو بیفتد، زبانش باز خواهد شد.
بفرمود تا موبد آمدش پیش
سخن گفت با او ز اندازه بیش
هوش مصنوعی: فرمان داد تا موبد به نزد او بیاید و با او صحبت کند، اما گفتگوی آنها از حد معین فراتر رفت.
فرو ماند مانی میان سخن
به گفتار موبد ز دین کهن
هوش مصنوعی: میان سخنان، مانی به خاطر گفتههای موبد از دین باستانی عقبمانده است.
بدو گفت کای مرد صورت پرست
به یزدان چرا آختی خیرهدست
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای مردی که فقط به ظاهر اهمیت میدهی، به خداوند چرا دست نادان و ناآگاه خود را دراز کردی؟
کسی کو بلند آسمان آفرید
بدو در مکان و زمان آفرید
هوش مصنوعی: کسی که آسمان را خلق کرده، همینطور در همه جا و در هر زمانی نیز آفریده شده است.
کجا نور و ظلمت بدو اندرست
ز هر گوهری گوهرش برترست
هوش مصنوعی: نور و تاریکی در کجا قرار دارد؟ هر گوهری که باشد، جوهر او از همه برتر است.
شب و روز و گردان سپهر بلند
کزویت پناهست و زویت گزند
هوش مصنوعی: روز و شب و دوران آسمان بلند، از تو پناهی میگیرد و از تو آسیب میبیند.
همه کردهٔ کردگارست و بس
جزو کرد نتواند این کرده کس
هوش مصنوعی: تمامی اعمال و کارهایی که در جهان انجام میشود، تنها از جانب خداوند است و هیچ کس دیگری نمیتواند به طور مستقل کاری انجام دهد.
به برهان صورت چرا بگروی
همی پند دینآوران نشنوی
هوش مصنوعی: به دلیل دلایل ظاهری چرا به گریه بیفتی؟ آیا نمیشنوی نصیحتهای دینداران را؟
همه جفت و همتا و یزدان یکیست
جز از بندگی کردنت رای نیست
هوش مصنوعی: همه موجودات و افرد مشابه و همسان هستند و تنها چیزی که اهمیت دارد، عبادت و بندگی توست. بدون این بندگی، هیچ چیز دیگری ارزش ندارد.
گرین صورت کرده جنبان کنی
سزد گر ز جنبده برهان کنی
هوش مصنوعی: اگر زیباییات را به نمایش بگذاری، شایسته است که از آنچه جنب و جوش دارد، رها شوی.
ندانی که برهان نیاید به کار
ندارد کسی این سخن استوار
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که اگر کسی دلیل و برهانی برای گفتن چیزی نداشته باشد، آن حرف از اعتبار ساقط است و نمیتواند مورد پذیرش قرار گیرد. در واقع، برای داشتن یک سخن جدی و قابل قبول، نیاز به دلایل قوی و مستند است.
اگر اهرمن جفت یزدان بدی
شب تیره چون روز خندان بدی
هوش مصنوعی: اگر نیروی شر و خوبی در کنار هم قرار میگرفتند، شب تاریک به اندازه روز شاداب و روشن میشد.
همه ساله بودی شب و روز راست
به گردش فزونی نبودی نه کاست
هوش مصنوعی: هر سال شب و روز به یک اندازه و به طور مداوم در حال گردش بودهای، نه برفزایشی وجود داشته و نه کاهشی.
نگنجد جهانآفرین در گمان
که او برترست از زمان و مکان
هوش مصنوعی: خداوندی که جهان را آفریده است، فراتر از تصور ماست و نمیتوان او را محدود به زمان و مکان کرد.
سخنهای دیوانگانست و بس
بدینبر نباشد ترا یار کس
هوش مصنوعی: این حرفها فقط از دیوانگان مطرح میشود و در این دنیا کسی برای تو یاری نیست.
سخنها جزین نیز بسیار گفت
که با دانش و مردمی بود جفت
هوش مصنوعی: بسیاری از مطالب دیگری نیز گفته شده است، که همه آنها به علم و انسانیت مربوط میشود.
فرو ماند مانی ز گفتار اوی
بپژمرد شاداب بازار اوی
هوش مصنوعی: وقتی به سخنان او توجه میکنم، شادی و نشاط جوانیام از بین میرود و احساس کسالت به من دست میدهد.
ز مانی برآشفت پس شهریار
برو تنگ شد گردش روزگار
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه از خواب و آرامش برمیخیزد، دنیای او دچار تغییرات و سختیهایی میشود.
بفرمود پس تاش برداشتند
به خواری ز درگاه بگذاشتند
هوش مصنوعی: پس او دستور داد تا تاش را با خفت و ذلت از درگاه بیرون کنند.
چنین گفت کاین مرد صورتپرست
نگنجد همی در سرای نشست
هوش مصنوعی: این مردی که تنها به ظاهر و زیبایی توجه دارد، هرگز نمیتواند در خانهای از علم و معرفت جا بگیرد.
چو آشوب و آرام گیتی به دوست
بباید کشیدن سراپاش پوست
هوش مصنوعی: وقتی که دنیا پر از آشوب و بینظمی است، باید تمام توجه و انرژیمان را معطوف دوست کنیم و از آن حمایت کنیم.
همان خامش آگنده باید به کاه
بدان تا نجوید کس این پایگاه
هوش مصنوعی: هر کسی باید در جایی که نشسته، سکوت و آرامش را حفظ کند تا دیگران از آن مکان و وضعیت آگاه نشوند.
بیاویختند از در شارستان
دگر پیش دیوار بیمارستان
هوش مصنوعی: در ورودی شهر، آنها بیمارستانی را بنا کردهاند و آن را به دیوار شهر نزدیک کردهاند.
جهانی برو آفرین خواندند
همی خاک بر کشته افشاندند
هوش مصنوعی: دنیا را به خاطر آفرینش خود ستایش کردند و بر روی کشتهها خاکی ریختند.