برگردان به زبان ساده
چنین گفت رودابه روزی به زال
که از داغ و سوگ تهمتن بنال
هوش مصنوعی: روابه روزی به زال گفت که از درد و غم تهمتن (رستم) شکایت کند و ناله سر دهد.
همانا که تا هست گیتی فروز
ازین تیرهتر کس ندیدست روز
هوش مصنوعی: هرگز کسی در این دنیا، روزی را تاریکتر از این روز نخواهد دید.
بدو گفت زال ای زن کم خرد
غم ناچریدن بدین بگذرد
هوش مصنوعی: زال به زن میگوید: ای زن نادان، غصه نخور، این غم به زودی سپری خواهد شد.
برآشفت رودابه سوگند خورد
که هرگز نیابد تنم خواب و خورد
هوش مصنوعی: رودابه به شدت ناراحت شد و قسم خورد که هیچ وقت نمیتواند آرامش پیدا کند و خواب و خوراک داشته باشد.
روانم روان گو پیلتن
مگر باز بیند بران انجمن
هوش مصنوعی: روح من به سمت محبوب میرود تا دوباره او را در آن جمع مشاهده کند.
ز خوردن یکی هفته تن باز داشت
که با جان رستم به دل راز داشت
هوش مصنوعی: کسی به مدت یک هفته از خوردن خودداری کرد، زیرا راز مهمی را در دل داشت که به جان رستم ارتباط داشت.
ز ناخوردنش چشم تاریک شد
تن نازکش نیز باریک شد
هوش مصنوعی: از عدم تغذیه، چشم او تاریک گردید و قامت نازکش نیز لاغر و باریک شد.
ز هر سو که رفتی پرستنده چند
همی رفت با او ز بیم گزند
هوش مصنوعی: هر جا که میروی، چندین پرستنده و مرید همراهت هستند، آنها به خاطر ترس از آسیب و خطر همواره از تو پیروی میکنند.
سر هفته را زو خرد دور شد
ز بیچارگی ماتمش سور شد
هوش مصنوعی: در آغاز هفته، از خرد آن دوری جستم و به خاطر بیچارگیام، برگذشت آن حادثه مرا شاد نکرد.
بیامد به بستان به هنگام خواب
یکی مرده ماری بدید اندر آب
هوش مصنوعی: به باغی رفت و در حالی که خوابش برده بود، مردهای را دید که در آب یک مار به او چنگ انداخته بود.
بزد دست و بگرفت پیچان سرش
همی خواست کز مار سازد خورش
هوش مصنوعی: او دستش را به حرکت درآورد و در حالی که سرش را میچرخاند، میخواست که از مار، خوراکی تهیه کند.
پرستنده از دست رودابه مار
ربود و گرفتندش اندر کنار
هوش مصنوعی: پرستنده، برای نجات رودابه از دست مار، او را گرفت و به کنار برد.
کشیدند از جای ناپاک دست
به ایوانش بردند و جای نشست
هوش مصنوعی: از مکان ناپاک دست برداشتند و به ایوانش رفتند و جایی برای نشستن پیدا کردند.
به جایی که بودیش بنشاختند
ببردند خوان و خورش ساختند
هوش مصنوعی: جایی که قبلاً در آن زندگی میکردی را ترک کردند و برای تو سفرهای آماده کردند و خوراکی درست کردند.
همی خورد هرچیز تا گشت سیر
فگندند پس جامهٔ نرم زیر
هوش مصنوعی: هر چیزی که خورده میشود تا زمانی که سیر شود، بعد از آن، لباس نرم و راحتی را بر تن میکند.
چو باز آمدش هوش با زال گفت
که گفتار تو با خرد بود جفت
هوش مصنوعی: وقتی که او دوباره به هوش آمد، زال به او گفت که سخنان تو با عقل و خرد در هماهنگی است.
هرانکس که او را خور و خواب نیست
غم مرگ با جشن و سورش یکیست
هوش مصنوعی: هرکسی که به خوراک و خواب توجهی ندارد، برایش فرقی نمیکند که مرگ چگونه است؛ برای او مرگ و جشن فرحبخش یکساناند.
برفت او و ما از پس او رویم
به داد جهانآفرین بگرویم
هوش مصنوعی: او رفت و ما نیز از پی او میرویم و به خالق جهان پناه میبریم.
به درویش داد آنچ بودش نهان
همی گفت با کردگار جهان
هوش مصنوعی: درویش آنچه را که در دل داشت به خداوند جهان تقدیم کرد و با او سخن گفت.
که ای برتر از نام وز جایگاه
روان تهمتن بشوی از گناه
هوش مصنوعی: ای کسی که از نام و مقام بالاتر هستی، از گناهان تهمتن بگذر و او را پاک کن.
بدان گیتیش جای ده در بهشت
برش ده ز تخمی که ایدر بکشت
هوش مصنوعی: بدان که بهشت جایی است که او را در آن میگنجانند، به خاطر تخمهایی که در این دنیا کشت کرده است.