برگردان به زبان ساده
کنون از بزرگی خسرو سخن
بگویم کنم تازه روز کهن
هوش مصنوعی: حالا از عظمت و بزرگی پادشاه حرف میزنم و روز کهن را دوباره تازه و زنده میکنم.
بران سان بزرگی کس اندر جهان
ندارد بیاد از کهان و مهان
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا به بزرگی و عظمت کسی نیست که از بزرگترین و سرشناسان گذشته یاد میکند.
هر آنکس که او دفتر شاه خواند
ز گیتیش دامن بباید فشاند
هوش مصنوعی: هر کسی که به خواستههای شاه توجه دارد و او را میستاید، باید از مشکلات و گرفتاریهای زندگی خود بکاهد و به نوعی از آنها دوری کند.
سزد گر بگویم یکی داستان
که باشد خردمند هم داستان
هوش مصنوعی: خوب است اگر داستانی بگویم که به درک و فهم عاقلانه نزدیک باشد و کسی را هم در این داستان شریک کنم.
مبادا که گستاخ باشی به دهر
که از پای زهرش فزونست زهر
هوش مصنوعی: مراقب باش که در برابر زمان و مشکلات آن جسور نباشی، زیرا زهر این دنیا از خود زهر نیز خطرناکتر است.
مساایچ با آز و با کینه دست
ز منزل مکن جایگاه نشست
هوش مصنوعی: با حسد و انتقام، به خانه من پا نگذار و در این مکان ننشین.
سرای سپنجست با راه و رو
تو گردی کهن دیگر آرند نو
هوش مصنوعی: خانهای که پر از تغییرات و دگرگونیهاست، تو با مسیر و روشهایی که داری، دچار تحولات تازهای خواهی شد.
یکی اندر آید دگر بگذرد
زمانی به منزل چمد گر چرد
هوش مصنوعی: یک نفر به خانهای وارد میشود و نفر دیگری پس از مدتی از آنجا میرود، همچنان که در زندگی، افراد مختلفی به ما نزدیک میشوند و سپس از ما دور میشوند.
چو برخیزد آواز طبل رحیل
به خاک اندر آید سر مور وپیل
هوش مصنوعی: زمانی که صدای طبل سفر بلند شود، در زمین، سر مور و فیل به هم میرسد.
ز پرویز چون داستانی شگفت
ز من بشنوی یاد باید گرفت
هوش مصنوعی: از داستان حیرتانگیزی که از پرویز میشنوی، باید درسی بگیری.
که چندی سزاواری دستگاه
بزرگی و اورنگ و فر و سپاه
هوش مصنوعی: چند وقتی است که شایسته مقام و جایگاه والایی، همچون شاهی، قدرت و سربازان هستی.
کزان بیشتر نشنوی در جهان
اگر چند پرسی ز دانا مهان
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است در جهان چیزهای زیادی نشنوی، ولی اگر از افرادی حکیم و با دانش بپرسی، حقیقتهای بیشتری را متوجه خواهی شد.
ز توران وز هند وز چین و روم
ز هرکشوری کان بد آباد بوم
هوش مصنوعی: از سرزمینهای توران، هند، چین و روم، از هر جایی که به این دیار آبادانی میآورد.
همی باژ بردند نزدیک شاه
به رخشنده روز و شبان سیاه
هوش مصنوعی: آنها مالیات را به نزد شاه آوردند، در روزهای روشن و شبهای تاریک.
غلام و پرستنده از هر دری
ز در و ز یاقوت و هر گوهری
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی یا ارزشمندی توجه کند، به نوعی در بند آن زیبایی یا ارزش قرار میگیرد و به عنوان خدمتگزار یا پرستنده آن چیز به شمار میآید.
ز دینار و گنجش کرانه نبود
چنو خسرو اندر زمانه نبود
هوش مصنوعی: پول و ثروت هیچ ارزشی ندارد، اگر چنین پادشاهی در زمانه وجود نداشته باشد.
ز شاهین وز باز و پران عقاب
ز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب
هوش مصنوعی: پرندگان شکاری مانند شاهین، باز و عقاب، و همچنین جانورانی چون شیر، پلنگ و نهنگ در آب زندگی میکنند. این اشعار به قدرت و عظمت این موجودات اشاره دارد.
همه برگزیدند پیمان اوی
چو خورشید روشن بدی جان اوی
هوش مصنوعی: همه به طرز عجیبی به دوستی و پیمانی که او برقرار کرده بود، معتقد شدند؛ زیرا او مانند خورشید، روشنی و زندگی را به دلها میبخشید.
نخستین که بنهاد گنج عروس
ز چین و ز برطاس وز روم و روس
هوش مصنوعی: اولین کسی که جواهرات عروس را از چین، برطاس و سرزمینهای روم و روس گردآوری کرد، همین نکته است که نشاندهنده زیبایی و ارزش آنهاست.
دگر گنج پر در خوشاب بود
که بالاش یک تیر پرتاب بود
هوش مصنوعی: خزانهای دیگر در خوشاب وجود دارد که در آن، بالای خزانه یک تیر پرتاب شده است.
که خضرا نهادند نامش ردان
همان تازیان نامور بخردان
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در زمانهای قدیم، به انسانهای خردمند و با دانش از میان تازیان، لقب «خضرا» داده شده است. این لقب نماد حکمت و دانش آنهاست.
دگر گنج باد آورش خواندند
شمارش بکردند و در ماندند
هوش مصنوعی: دیگر گنجی که به دست آورده بودند را شمردند و متوجه شدند که در آن گرفتار ماندهاند.
دگر آنک نامش همیبشنوی
تو گویی همه دیبهٔ خسروی
هوش مصنوعی: زمانی که نام او را میشنوی، انگار که تمام زرق و برق و شکوه یک پادشاه را تجربه میکنی.
دگر نامور گنج افراسیاب
که کس را نبودی به خشکی و آب
هوش مصنوعی: افرادی بودند که به نام و شهرت افراسیاب معروف شدند، و هیچکس نمیتوانست آنان را چه در خشکی و چه در آب بیابد.
دگر گنج کش خواندی سوخته
کزان گنج بد کشور افروخته
هوش مصنوعی: دیگر گنجی نمانده که همگان آن را بایستند، چرا که آن گنجی که به فساد و تباهی انجامید، آتش کشور را به جان مردم انداخت.
دگر آنک بد شادورد بزرگ
که گویند رامشگران سترگ
هوش مصنوعی: به دیگر سخن، شخص دیگری به نام "شادورد" وجود دارد که او را بزرگ و مهم میدانند و بر این باورند که او از هنرمندان برجسته و مشهوری است.
به زر سرخ گوهر برو بافته
به زر اندرون رشتهها تافته
هوش مصنوعی: با رنگ سرخ و با جواهراتی که به دقت بافته شدهاند، رشتههایی درون آن دقت و ظرافت خاصی دارند.
ز رامشگران سرکش و باربد
که هرگز نگشتی به آواز بد
هوش مصنوعی: از موسیقیدانان ماهر و چیرهدست که هرگز به آواز زشت و ناپسند روی نیاوردهاند.
به مشکوی زرین ده و دوهزار
کنیزک به کردار خرم بهار
هوش مصنوعی: به یک عطر خوشبو و زیبا، همچون بهار دلانگیز، دو هزار کنیزک را تقدیم کن.
دگر پیل بد دو هزار و دویست
که گفتی ازان بر زمین جای نیست
هوش مصنوعی: دیگر هیچ نشانی از آن دو هزار و دویست فیل که گفتی بر زمین وجود ندارد.
فغستان چینی و پیل و سپاه
که بر زین زرین بدی سال و ماه
هوش مصنوعی: صدای فغان و ناله از چینیها و فیلها و سپاه میآید که بر زینهای زرین نشستهاند و به یاد سالها و ماهها میشتابند.
دگر اسب جنگی ده و شش هزار
دو صد بارگی کان نبد در شمار
هوش مصنوعی: دیگر اسبهای جنگی را آماده کن، چون تعداد آنها شش هزار و دویست و بار دیگر بیشتر نیست و در شمار نمیآید.
ده و دو هزار اشتر بارکش
عماری کش وگام زن شست وشش
هوش مصنوعی: دوست عزیز، این بیت به شمار فراوان شتران بارکش اشاره دارد که در خدمت عماری هستند. آنها در حین بارکشی، به طرز مؤثری و با قدرت حرکت میکنند. این بیان نمادین به توانایی و استقامت این حیوانات در انجام کارهای سنگین میپردازد و به نوعی تلاش و سختکوشی در کار را میتوان از آن برداشت کرد.
که هرگز کس اندر جهان آن ندید
نه از پیر سر کاردانان شنید
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان چیزی مانند این را ندیده و نه از افراد با تجربه و کاردان چیزی دربارهاش شنیده است.
چنویی به دست یکی پیشکار
تبه شد تو تیمار و تنگی مدار
هوش مصنوعی: یک شخص به دست پیشکارش دچار مشکل و بدبختی شد، پس تو هم به خاطر این موضوع غمگین و نگران نباش.
تو بی رنجی از کارها برگزین
چو خواهی که یابی بداد آفرین
هوش مصنوعی: هر جا که میخواهی، کارهای راحت را انتخاب کن؛ زیرا اگر میخواهی به پاداش و موفقیت برسی، باید از زحمتکشیدن دوری کنی.
که نیک و بد اندر جهان بگذرد
زمانه دم ما همیبشمرد
هوش مصنوعی: زمان در جهان به سرعت میگذرد و در این میان، خوب و بد هر دو به نوعی در حال ناپدید شدن هستند. ما نیز در این لحظهها شمرده میشویم.
اگر تخت یابی اگر تاج و گنج
وگر چند پوینده باشی به رنج
هوش مصنوعی: اگر به بزرگی و ثروت و قدرت دست پیدا کنی، باز هم اگر در جستجوی چیزهای جدید باشی، باید با زحمت و تلاش ادامه دهی.
سرانجام جای تو خاکست و خشت
جز از تخم نیکی نبایدت کشت
هوش مصنوعی: در نهایت، جای تو در زیر زمین و در خاک خواهد بود و به جز از نیکوکاری، چیزی نباید در دل بکاری.