برگردان به زبان ساده
کهن گشته این نامهٔ باستان
ز گفتار و کردار آن راستان
هوش مصنوعی: این نوشته کهن شده و به فعالیتها و سخنان آن نیکان تعلق دارد.
همی نوکنم گفتهها زین سخن
ز گفتار بیدار مرد کهن
هوش مصنوعی: من همواره از این سخن جدیدترین گفتهها را میسازم، بر اساس کلام مرد خردمند و آگاه گذشته.
بود بیت، شش بار بیور هزار
سخنهای شایسته و غمگسار
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که هزاران کلام شایسته و دلنشین در سی و شش مرتبه بیان شده است، و این نشاندهنده عظمت و تنوع اندیشهها و احساسات در آثار بیان شده است.
نبیند کسی نامهٔ پارسی
نوشته به ابیات صدبار سی
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند نامهای را به زبان فارسی ببیند که به صد بیت شعر نوشته شده باشد.
اگر بازجویی درو بیت بد
همانا که کم باشد از پانصد
هوش مصنوعی: اگر در مورد شعر یا ادبیاتی بد سخن بگوییم، بدان معناست که تعداد آنها بسیار کم است و به پنجصد هم نمیرسد.
چنین شهریاری و بخشندهای
به گیتی ز شاهان درخشندهای
هوش مصنوعی: این شخص با چنین مقام و بخشندگی، در میان شاهان دنیا درخشان و برجسته است.
نکرد اندرین داستانها نگاه
ز بدگوی و بخت بد آمد گناه
هوش مصنوعی: در این داستان، توجهی به بدگوییها و بدبختیهایی که پیشآمده نشده است، و این وضعیت به عنوان یک گناه به حساب میآید.
حسد کرد بدگوی در کار من
تبه شد بر شاه بازار من
هوش مصنوعی: بدگویان و حسودان در کار من تلاش کردند، ولی در نهایت خودشان به ضرر افتادند و در بازار من شکست خوردند.
چو سالار شاه این سخنهای نغز
بخواند ببیند به پاکیزه نغز
هوش مصنوعی: وقتی که سرور بزرگ این سخنان زیبا را میخواند، به زیبایی و خلوص آنها پی خواهد برد.
ز گنجش من ایدر شوم شادمان
کزو دور بادا بد بدگمان
هوش مصنوعی: من از آن خوشحالم که دوری از کسی باعث میشود از بدگمانیهای او فاصله بگیرم.
وزان پس کند یاد بر شهریار
مگر تخم رنج من آید ببار
هوش مصنوعی: و پس از آن، تنها به یاد پادشاه میافتم، مگر اینکه نتیجه زحماتم به بار بنشیند.
که جاوید باد افسر و تخت اوی
ز خورشید تابندهتر بخت اوی
هوش مصنوعی: تاج و تخت او هرگز از بین نرود و بخت او از خورشید درخشانتر باشد.
چنین گفت داننده دهقان پیر
که دانش بود مرد را دستگیر
هوش مصنوعی: دهقان پیر که دانا بود گفت: دانش، کمک و نجاتدهنده مردان است.
غم و شادمانی بباید کشید
ز هر شور و تلخی بباید چشید
هوش مصنوعی: باید در زندگی هم غم و هم شادی را تجربه کرد و از تمام سختیها و تلخیها هم باید عبور کرد.
جوانان داننده و باگهر
نگیرند بی آزمایش هنر
هوش مصنوعی: جوانان باهوش و باارزش نباید بدون آزمایش و بررسی به دنبال هنر بروند.
چو پرویز ناباک بود و جوان
پدر زنده و پور چون پهلوان
هوش مصنوعی: زمانی که پرویز جوان و سرزنده بود، پدرش زنده بود و او همچون یک قهرمان به نظر میرسید.
ورا در زمین دوست شیرین بدی
برو بر چو روشن جهان بین بدی
هوش مصنوعی: او در زمین مانند دوستی شیرین است و در جهانی که روشنایی دارد، مانند کسی است که همه چیز را میبیند.
پسندش نبودی جزو در جهان
ز خوبان و از دختران مهان
هوش مصنوعی: تنها چیزهایی را که در جهان از خوبان و دختران بزرگوار میپسندید، جزو نبوده است.
ز شیرین جدا بود یک روزگار
بدان گه که بد در جهان شهریار
هوش مصنوعی: در یک زمان، شیرین از شهریار جدا بود، هنگامی که او در جهان بدی و ناپسندی را تجربه میکرد.
بگرد جهان در بیآرام بود
که کارش همه رزم بهرام بود
هوش مصنوعی: به جستجوی دنیا برو، زیرا دنیا همیشه پر از ناامنی و بیثباتی است و کار هر کسی در این دنیا مانند جنگ و جدال بهرام است.
چو خسرو بپردخت چندی به مهر
شب و روز گریان بدی خوبچهر
هوش مصنوعی: چنانکه خسرو مدت زیادی به عشق و محبت شب و روز گریه میکرد، زن زیبای او نیز در این حالت بود.