برگردان به زبان ساده
به قیصر یکی نامه فرمود شاه
که برنه سزاوار شاهی کلاه
هوش مصنوعی: شاه به قیصر پیامی فرستاد و گفت که تاج و تخت به کسی که شایستگی آن را ندارد، نمیسازد.
که مریم پسر زاد زیبا یکی
که هرگز ندیدی چنو کودکی
هوش مصنوعی: زیبا پسری که مریم به دنیا آورد، کودکی است که هرگز شبیه او را ندیدهای.
نشاید مگر دانش و تخت را
وگر در هنر بخشش و بخت را
هوش مصنوعی: تنها دانش و پادشاهی شایسته است و گرنه در هنر، generosity و خوش شانسی نیز اهمیت دارد.
چو من شادمانم تو شادان بزی
که شاهی و گردنکشی را سزی
هوش مصنوعی: هرگاه من خوشحال و شاد هستم، تو نیز باید شاد زندگی کنی؛ چرا که تو مقام و ارجمندی داری و شایستهی خوبیها هستی.
چو آن نامه نزدیک قیصر رسید
نگه کرد و توقیع پرویز دید
هوش مصنوعی: وقتی آن نامه به دست قیصر رسید، او آن را بررسی کرد و امضای پرویز را دید.
بفرمود تا گاو دم بر درش
دمیدند و پر بانگ شد کشورش
هوش مصنوعی: امیر دستور داد تا گاوی را در دروازهاش گذاشتند و صدای آن بلند باعث شد که سرزمینش به هیاهو بیفتد.
ببستند آیین به بیراه و راه
پر آواز شیروی پرویز شاه
هوش مصنوعی: آیین و سنتها را به سمت بیراهه تغییر دادند و راهی پر از آواز و هیاهو که یادآور داستانهای شیرو و پرویز شاه شد، انتخاب کردند.
برآمد هم آواز رامشگران
همه شهر روم از کران تا کران
هوش مصنوعی: همهی شهر روم، از این سو تا آن سو، صدای همخوانی و شادی نوازندگان بلند شده است.
بدرگاه بردند چندی صلیب
نسیم گلان آمد و بوی طیب
هوش مصنوعی: در آستانهای مقدس و با احترام، مدت زمانی صبر کردند تا نسیم خوش بو و عطر گلها به آنجا بیاید و فضا را پر کند.
بیک هفته زین گونه با رود و می
ببودند شادان ز شیروی کی
هوش مصنوعی: برای یک هفته، خوشحال و شادان در کنار رود و به نوشیدن شراب میگذرانیدند، در حالی که از لذتهای زندگی بهرهمند بودند.
بهشتم بفرمود تا کاروان
بیامد بدرگاه با ساروان
هوش مصنوعی: خداوند به بهشت دستور داد که کاروانی بیاید و به درگاهش وارد شود.
صد اشتر ز گنج درم بار کرد
چو پنجه شتر بار دینار کرد
هوش مصنوعی: صد شتر بار طلا و نقره را حمل کرد، مانند اینکه شتر دیگری بار دینار را بر دوش دارد.
ز دیبای زربفت رومی دویست
که گفتی ز زر جامه با رز یکیست
هوش مصنوعی: دوستتان که میگویید دو دست لباس از ابریشم و طلا دارد، بسیار زیبا و شگفتانگیز است و به نظر میرسد که هر دو از زیبایی و ارزش یکسانی برخوردارند.
چهل خوان زرین پایه بسد
چنان کز در شهر یاران سزد
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره میشود که چهل خوان زیبا و پرارزش در شهر یاران به گونهای است که باید برای آنها زیبا و شایسته باشد. به عبارتی دیگر، این تصویر نشاندهندهی فضایی غنی و محترم در میان دوستان است که باید به همان اندازه با ارزش و چشمنواز باشد.
همان چند زرین و سیمین دده
بگوهر بر و چشمشان آژده
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی اشاره دارد که به ظاهر و زیبایی خود اهمیت میدهند و مانند جواهرات زینت و جلوه دارند. آنها به شکوه و زیبایی خود میبالند و مانند طلا و نقره درخشان و جذاب هستند.
بمریم فرستاد چندی گهر
یکی نره طاوس کرده بزر
هوش مصنوعی: مدتی بعد، یکی از جواهرات را به مریم فرستادند که مانند طاووس نر زیبا و برجسته بود.
چه از جامهٔ نرم رومی حریر
ز در و زبرجد یکی آبگیر
هوش مصنوعی: لباس نرم و لطیف رومی طوری است که همچون ابریشمی زیبا میدرخشد و درخشش آن به مانند برجی از جواهرات در آب منعکس میشود.
همان باژ کشور که تا چار بار
ز دینار رومی هزاران هزار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن کسی که مسئولیت و رهبری کشور را بر عهده دارد، به اندازهای بر ثروت و داراییهایی که از رومیها به دست آمده، توجه میکند که حتی اگر بخواهد، میتواند چندین بار از آن ثروت بهرهبرداری کند. این نشاندهنده غنای این ثروت و اهمیت آن برای کشور است.
فرستاد چون مرد رومی چهل
کجا هر چهل بود بیدار دل
هوش مصنوعی: مرد رومی به جایی فرستاده شد و در هر کجا که رفت، افرادی با دلهای بیدار و هوشیار وجود داشتند.
گوی پیش رو نام او خانگی
که همتا نبودش به فرزانگی
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی اشاره میشود که از نظر دانش و فهم، بینظیر و بیهمتاست. او در جامعه خود همچون یک خانه برای دیگران میباشد که در آن به علم و دانش ارج مینهند و او نیز در این عرصه برجسته و ممتاز است.
همیشد برین گونه با ساروان
شتربار دینار ده کاروان
هوش مصنوعی: سوارکار به طور زنانه و زیبا از کنار کاروانی که بارش دینار است عبور میکند.
چوآگاهی آمد به پرویز شاه
که پیغمبر قیصر آمد ز راه
هوش مصنوعی: زمانی خبر به پرویز شاه رسید که پیامبر قیصر از راه رسیده است.
به فرخ بفرمود تا برنشست
یکی مرزبان بود خسروپرست
هوش مصنوعی: فرخ را دستور دادند تا سوار شود. همچنین، یک پاسبان وجود داشت که طرفدار خسرو بود.
که سالار او بود بر نیمروز
گرانمایه گردی و گیتی فروز
هوش مصنوعی: او فرماندهای بود که در نیمروز، با ارزشی چون گرانبهاترین جواهر، میدرخشید و جهان را نورانی میکرد.
برفتند با او سواران شاه
به سر برنهادند زرین کلاه
هوش مصنوعی: سواران شاه همراه او رفتند و کلاههای طلایی خود را بر سر گذاشتند.
چو از دور دید آن سپه خانگی
به پیش اندر آمد به بیگانگی
هوش مصنوعی: وقتی که او آن سردار را از دور دید، به جلو آمد و خود را در جمع بیگانگان معرفی کرد.
چنین تا به نزدیک شاه آمدند
بران نامور پیشگاه آمدند
هوش مصنوعی: وقتی به نزد شاه رسیدند، برای ورود به محضر او با شکوه و عظمت اقدام کردند.
چو دیدند زیبا رخ شاه را
بران گونه آراستهگاه را
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی چهره شاه را دیدند، آراستگی و زیبایی مکان را نیز مشاهده کردند.
نهادند همواره سر بر زمین
برو بر همیخواندند آفرین
هوش مصنوعی: آنها همیشه سرشان را به زمین میگذارند و با احترام و ستایش به یاد خداوند دعا میکنند.
بمالید پس خانگی رخ بخاک
همیگفت کای داور داد وپاک
هوش مصنوعی: به زمین بیفکنید و سر به خاک بسید و بگویید ای داور، عدالت و پاکی را به ما عطا کن.
ز پیروزگر آفرین بر تو باد
مبادی همیشه مگر شاه و راد
هوش مصنوعی: به خاطر موفقیتها و پیروزیهای تو، ستایش بر تو باد، باید همیشه به یاد داشته باشیم حتی اگر شاه و بزرگزادگان نیز در کار باشند.
بزرگانش از جای برخاستند
به نزدیک شه جایش آراستند
هوش مصنوعی: مردان بزرگ از جا برخاستند و به نزد پادشاه رفتند و جای او را آراستند.
چنین گفت پس شاه را خانگی
که چون تو که باشد به فرزانگی
هوش مصنوعی: سپس گفت آن مرد بزرگ به شاه که هیچکس دیگری به هوش و دانش تو نمیرسد.
ز خورشید بر چرخ تابندهتر
ز جان سخنگوی پایندهتر
هوش مصنوعی: از خورشید درخشانتر و از جان پایدارتر، سخنگوی زندهای وجود دارد.
مبادا جهان بیچنین شهریار
برومند بادا برو روزگار
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که دنیا بدون چنین پادشاهی قدرتمند باقی بماند، که روزگار به بدی خواهد گذشت.
مبیناد کس روز بیکام تو
نوشته بخورشید بر نام تو
هوش مصنوعی: هیچکس نخواهد توانست روزی را بیخواست و آرزوی تو رقم بزند، حتی اگر آن روز درخشانترین روزها باشد.
جهان بی سر و افسر تو مباد
بر و بوم بی لشکر تو مباد
هوش مصنوعی: دنیا بدون وجود تو نباشد و سرزمین بدون سپاه تو مطلوب نیست.
ز قیصر درود و ز ما آفرین
برین نامور شهریار زمین
هوش مصنوعی: از طرف قیصر درود و از طرف ما ستایش بر این پادشاه مشهور و بزرگ زمین.
کسی کو درین سایهٔ شاه شاد
نباشد ورا روشنایی مباد
هوش مصنوعی: کسی که در سایهٔ پادشاه خوشحال نیست، لایق روشنایی و خوشبختی نیست.
ابا هدیه و باژ روم آمدم
برین نامبردار بوم آمدم
هوش مصنوعی: با هدیه و مالی که به همراه دارم به سوی این سرزمین معروف و شناخته شده آمدهام.
برفتیم با فیلسوفان بهم
بران تا نباشد کس از ما دژم
هوش مصنوعی: به سفر رفتیم با فیلسوفان تا هیچکس از ما ناراحت و غمگین نباشد.
ز قیصر پذیرد مگر باژ و چیز
که با باژ و چیز آفرینست نیز
هوش مصنوعی: از قیصر جز مالی نمیگیرد و چیزهایی که با آن مال به وجود آمدهاند نیز به او تعلق دارد.
بخندید از آن پر هنر مرد شاه
نهادند زرین یکی پیشگاه
هوش مصنوعی: آن هنرمند بزرگ که مورد توجه شاه است، با لبخند خود باعث میشود که نعمت و ثروت را در برابرش به نمایش بگذارند.
فرستاد پس چیزها سوی گنج
بدو گفت چندین نبایست رنج
هوش مصنوعی: پس از آن چیزها را به گنج فرستاد و به او گفت: این همه زحمت کشیدن لازم نبود.
بخراد برزین چنین گفت شاه
که این نامه برخوان به پیش سپاه
هوش مصنوعی: بسیار نامدار برزین چنین گفت به پادشاه که این نامه را برای سپاه بخوان.
به عنوان نگه کرد مرد دبیر
که گویندهای بود و هم یادگیر
هوش مصنوعی: مردی که خوب مینوشت و علم و دانشش را داشت، با دقت به سخنان دیگران گوش میداد و از آنها یاد میگرفت.
چنین گفت کاین نامه سوی مهست
جهاندار پرویز یزدان پرست
هوش مصنوعی: این فرد میگوید که این نامه به سوی مهستی فرستاده شده که جهاندار پرویز، خدادیوش یزدانپرست است.
جهاندار و بیدار و پدرام شهر
که یزدانش تاج و خرد داد بهر
هوش مصنوعی: این شعر درباره فرمانروایی میگوید که هوشیار و آگاه است و به عنوان پدر شهر شناخته میشود. او به دلیل صفات نیک و خردمندانهاش، از سوی خداوند تاج و دانایی دریافت کرده است.
جهاندار فرزند هرمزد شاه
که زیبای تاج است و زیبای گاه
هوش مصنوعی: پادشاه جهان، فرزند هرمزد شاه که زیبایی تاج و کاخ را به همراه دارد.
ز قیصر پدر مادر شیر نام
که پاینده بادا بدو نام و کام
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به شخصیتی از نسل قهرمانان و بزرگانی که برای پدر و مادر خویش افتخار و شرافت را به ارمغان آوردهاند. نام و یاد آنان همیشه در یادها خواهد ماند و دوام و بقای خوبیها و نیکیهایشان آرزوشده است.
ابا فر و با برز و پیروز باد
همه روزگارانش نوروز باد
هوش مصنوعی: با شکوه و جلوهای زیبا و پیروزی، هر روز و هر زمان برای او نوروز باشد.
به ایران و تورانش بر دست رس
به شاهی مباداش انباز کس
هوش مصنوعی: به ایران و توران که در دسترسی توست، مبادا که هیچ کس را در کنار خود برای پادشاهی داشته باشی.
همیشه به دل شاد و روشن روان
همیشه خرد پیر و دولت جوان
هوش مصنوعی: همیشه دل شاد و روحی روشن داشته باش، در حالی که خرد و داناییات مانند یک فرد پیر باشد و خوشبختیات همچنان جوان و تازه بماند.
گران مایه شاهی کیومرثی
همان پور هوشنگ طهمورثی
هوش مصنوعی: شاه کیومرث که از نسلی باارزش و باهوش است، فرزند هوشنگ طهمورثی به شمار میآید.
پدر بر پدر و پسر بر پسر
مبادا که این گوهر آید به سر
هوش مصنوعی: ترس این است که نسل به نسل، این گنج و ارزش از میان برود و به دست نیاوردن آن باعث تاسف شود.
برین پاک یزدان کند آفرین
بزرگان ملک و بزرگان دین
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، که پاک و بینقص است، در این مکان مورد ستایش قرار میگیرد، توسط بزرگان ملک و دین.
نه چون تو خزان و نه چون تو بهار
نه چون تو بایوان چین بر نگار
هوش مصنوعی: نه به زیبایی پاییز هستی و نه مانند بهار، نه همچون بستان چین در زیباییات.
همه مردمی و همه راستی
مبیناد جانت بد کاستی
هوش مصنوعی: تمام انسانها دارای ویژگیها و صفات خوب هستند، پس در وجود خود هیچ ضعف یا کمبودی نباید ببینی.
به ایران و توران و هندوستان
همان ترک تا روم و جادوستان
هوش مصنوعی: شخصی به سرزمینهای ایران، توران و هندوستان اشاره میکند و میگوید که در این مناطق، از سرزمین ترک تا روم و سرزمین جادوگران وجود دارد. این جمله نشاندهندهی تنوع فرهنگی و جغرافیایی این سرزمینهاست.
تو را داد یزدان به پاکی نژاد
کسی چون تو از پاک مادر نزاد
هوش مصنوعی: خداوند تو را با نژادی پاک آفریده است و کسی چون تو از مادر پاکیزه به دنیا نیامده است.
فریدون چو ایران بایرج سپرد
ز روم و ز چین نام مردی ببرد
هوش مصنوعی: فریدون هنگامی که ایران را به بایرج سپرد، از روم و چین نام مردی را به یادگار برد.
برو آفرین کرد روز نخست
دلش را ز کژی و تاری بشست
هوش مصنوعی: در آغاز، دل او را از نادرستی و تاریکی پاک کرد و از نو آن را شایسته و زیبا آفرید.
همه بی نیازی و نیک اختری
بزرگی و مردی و افسونگری
هوش مصنوعی: همه چیز نشان از بی نیازی و ویژگیهای نیک است؛ بزرگی، مردانگی و جادویی در شخصیت افراد وجود دارد.
تو گویی که یزدان شما را سپرد
وزان دیگران نام مردی ببرد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شما به آنچه که خداوند برای شما مقدر کرده است، بسیار اهمیت میدهید و از دیگران دوری میکنید تا نام نیکی از خود بر جای بگذارید.
هنر پرور و راد و بخشنده گنج
ازین تخمهٔ هرگز نبد کس به رنج
هوش مصنوعی: او هنرمند و بخشنده است و گنجی را که دارد، از نسلش به کسی نرسیده و هیچکس به زحمت به آن دست نیافته است.
نهادند بر دشمنان باژ و ساو
بد اندیشتان بارکش همچو گاو
هوش مصنوعی: دشمنان را مجبور به پرداخت مالیات کردند و بداندیشان را مانند گاو تحت فشار قرار دادند.
ز هنگام کسری نوشین روان
که بادا همیشه روانش جوان
هوش مصنوعی: از زمانی که کسری بر تخت سلطنت نشسته و روحش همیشه جوان و پرنشاط است.
که از ژرف دریا برآورد پی
بران گونه دیوار بیدار کی
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن یک دیوار از عمق دریا اشاره دارد. گویی این دیوار، به صورت ناگهانی و با قدرتی خاص از اعماق دریا بیرون میآید و حالتی هوشیار و ممتاز به خود میگیرد. این تصویر میتواند به کنایه از جدیت یا شکوه چیزی باشد که در ابتدا پنهان بوده و اکنون نمایان شده است.
ز ترکان همه بیشهٔ نارون
بشستند وبی رنج گشت انجمن
هوش مصنوعی: ترکان همه درختان بیشه را از بین بردند و بدون زحمتی جمعیتی به وجود آمد.
ز دشمن برستند چندی جهان
برو آفرین از کهان و مهان
هوش مصنوعی: چندین سال است که دشمن از بین رفته و اکنون جهان به خاطر خوبیها و عظمتهای قدیم و بزرگانی که در گذشته وجود داشتهاند، مورد تحسین قرار میگیرد.
ز تازی و هندی و ایرانیان
ببستند پیشش کمر بر میان
هوش مصنوعی: از میان تازیها، هندیها و ایرانیها، همه به خاطر او کمربند خود را محکم کردند و آماده شدند.
روارو چنین تا به مرز خزر
ز ارمینیه تا در باختر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف مسیر یا جایی در منطقهای خاص اشاره دارد، از ارمنستان تا مرز دریای خزر در غرب. به وضوح نشان میدهد که فاصله و ارتباطی بین این دو نقطه وجود دارد.
ز هیتال و ترک و سمرقند و چاچ
بزرگان با فر و اورند وتاج
هوش مصنوعی: از مناطق مشهور و تاریخی مانند هیتال، ترک، سمرقند و چاچ، بزرگان و شخصیتهای با عظمت و پرشکوهی با شکوه و اعتبار و تاجگذاری وجود دارند.
همه کهتران شما بودهاند
برین بندگی بر گوا بودهاند
هوش مصنوعی: همه کسانی که از شما کوچکتر هستند، در این خدمت و بندگی به شما اعتبار دادهاند.
که شاهان ز تخم فریدون بدند
دگر یکسر از داد بیرون بدند
هوش مصنوعی: شاهان که از نسل فریدون هستند، تماماً از قانون و عدالت خارج شدهاند.
بدین خویشی اکنون که من کردهام
بزرگی به دانش برآوردهام
هوش مصنوعی: اکنون که من با دانش خود به بزرگی دست یافتهام، باید به رابطه خویشاوندیام توجه کنم.
بدان گونه شادم که تشنه بر آب
وگر سبزهٔ تیره بر آفتاب
هوش مصنوعی: من به اندازهای شاد هستم که مانند تشنهای که به آب میرسد، یا مانند علفی سبز که در زیر آفتاب میدرخشد.
جهاندار بیدار فرخ کناد
مرا اندرین روز پاسخ کناد
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ و بیدار، روز خوشی را برای من مقدر کن و در این روز به من پاسخ بده.
یکی آرزو خواهم از شهریار
کجا آن سخن نزد او هست خوار
هوش مصنوعی: من آرزویی از پادشاه دارم که آن سخن در نزد او بیارزش است.
که دار مسیحا به گنج شماست
چو بینید دانید گفتار راست
هوش مصنوعی: اگر به گنج شما نگاه دقیقی بیندازید، متوجه میشوید که داروی مسیحا در آن نهفته است و درک خواهید کرد که این سخن حقیقت دارد.
برآمد برین سالیان دراز
سزد گر فرستد بما شاه باز
هوش مصنوعی: پس از سالهای طولانی که گذشت، شایسته است اگر پادشاهی برای ما پیامآور خیر و خوش خبر بفرستد.
بدین آرزو شهریار جهان
ببخشاید از ما کهان و مهان
هوش مصنوعی: با این آرزو، پادشاه دنیا از ما کهن و بزرگوار عذرخواهی میکند.
ز گیتی برو بر کنند آفرین
که بی تو مبادا زمان و زمین
هوش مصنوعی: از دنیای هستی تو را میبرند و به تو آفرین میگویند، چرا که بدون تو، زمان و زمین وجود نخواهد داشت.
بدان من ز خسرو پذیرم سپاس
نیایش کنم روز و شب در سه پاس
هوش مصنوعی: من از خسرو سپاسگزارم و در هر سه وقت روز و شب، او را ستایش میکنم.
همان هدیه و باژ و ساوی که من
فرستم به نزدیک آن انجمن
هوش مصنوعی: هدیه و مالی که من به آن جمع میفرستم.
پذیرد پذیرم سپاسی بدان
مبیناد چشم تو روی بدان
هوش مصنوعی: من با کمال میل از تو سپاسگزارم و این را به تو نشان میدهم، زیرا زیبایی چشمانت برای من بسیار ارزشمند است.
شود فرخ این جشن و آیین ما
درخشان شود در جهان دین ما
هوش مصنوعی: این جشن و مراسم ما خوشبخت و شاداب خواهد شد و دین ما در جهان درخشان و نمایان خواهد گردید.
همان روزهٔ پاک یکشنبدی
ز هر در پرستندهٔ ایزدی
هوش مصنوعی: در روز یکشنبه، به پاکی و طهارت، از هر طرف به عبادت خداوند بپرداز.
برو سوکواران بمالند روی
بروبر فراوان بسایند موی
هوش مصنوعی: برو و با موهای خودت بازی کن و آنها را به زیبایی بیارای.
شود آن زمان بر دل ما درست
که از کینه دلها بخواهیم شست
هوش مصنوعی: در آن زمان که بتوانیم دلهایمان را از کینهها پاک کنیم، به درستی به آرامش و صفای دلمان دست خواهیم یافت.
که بود از گه آفریدون فراز
که با تور و سلم اندر آمد براز
هوش مصنوعی: این متن به فردی اشاره دارد که از نسل آفریدون، شخصیت برجسته و پادشاه در اساطیر ایرانی، برآمده است. او در شرایط خاص و به همراه تور و سلم، دو شخصیت دیگر، به میدان آمده است. به طور کلی، این بیان به نسل و ریشههای قدرتمند این فرد و همراهانش اشاره دارد و بر اهمیت این ارتباطات در تاریخ و اساطیر تاکید میکند.
شود کشور آسوده از تاختن
به هر گوشهای کینه ها ساختن
هوش مصنوعی: کشور به آرامش میرسد و از حمله و تعرض به نقاط مختلف، کینه و دشمنی را به وجود نخواهد آورد.
زن و کودک رومیان بردهاند
دل ما ز هر گونه آزردهاند
هوش مصنوعی: زنان و کودکان رومیان دل ما را از هر جهت آزرده و رنجور کردهاند.
برین خویشی ما جهان رام گشت
همه کار بیهوده پدرام گشت
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی و ارتباط ما، دنیا آرامش یافت و تمام تلاشها و کارهای بیهوده به ثمر رسید.
درود جهان آفرین بر تو باد
همان آفرین زمین بر تو باد
هوش مصنوعی: سلام و درود بر تو ای خالق جهان، همانطور که سرزمین نیز بر تو درود میفرستد.
چو آن نامهٔ قیصر آمد ببن
جهاندار بشنید چندان سخن
هوش مصنوعی: وقتی نامهٔ قیصر به دست جهاندار رسید، او به دقت به محتوای آن گوش سپرد و سخنان زیادی را شنید.
ازان نامه شد شاه خرم نهان
برو تازه شد روزگار مهان
هوش مصنوعی: از آن نامه، شاه با نشاط پنهان شد و روزگار بزرگانی تازه و نو شد.
بسی آفرین کرد برخانگی
بدو گفت بس کن ز بیگانگی
هوش مصنوعی: زیاد دعا و ستایش کرد و به او گفت: کافی است، از دوری و غریبی دست بردار.
گرانمایه را جایگه ساختند
دو ایوان فرخ بپرداختند
هوش مصنوعی: با ارزش را در مکانی مهم قرار دادند و برای او دو ایوان خوش منظر ساختند.
ببردند چیزی که بایست برد
به نزدیک آن مرد بیدار گرد
هوش مصنوعی: چیزی که باید برده میشد، به نزدیک آن مرد بیدار حمل کردند.
بیامد بدید آن گزین جایگاه
وزان پس همیبود نزدیک شاه
هوش مصنوعی: او به دیدن آن مکان برگزیده آمد و از آنجا نزدیک شاه ایستاده بود.
بخوان و نبید و شکار و نشست
همیبود با شاه مهتر پرست
هوش مصنوعی: بخوان و بنوش و شکار کن و همراه با شاه بزرگ نشستی داشته باش.
برین گونه یک ماه نزدیک شاه
همیبود شادان دل و نیک خواه
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در چنین حالتی، یک ماه زیبا و خندان به نزد شاه حضور داشت و دلش شاد و نیکو بود.