برگردان به زبان ساده
وزان پس جوان و خردمند زن
به آرام بنشست با رای زن
هوش مصنوعی: پس از آن، زن جوان و باهوش در آرامش و تفکر نشست.
چنین گفت کامد یکی نو سخن
که جاوید بر دل نگردد کهن
هوش مصنوعی: یکی به تازگی سخن جالبی را بیان کرد که این حرف همیشه در دل باقی خواهد ماند و هرگز فراموش نخواهد شد.
جهاندار خاقان بیاراستست
سخنها ز هر گونه پیراستست
هوش مصنوعی: جهاندار خاقان به خوبی آراسته است و سخنانش از هر نوعی زیبا و مرتب شده است.
ازو نیست آهو بزرگست شاه
دلیر و خداوند توران سپاه
هوش مصنوعی: این خط به این معناست که در میان افراد و کسانی که در میدان جنگ و دلاوری هستند، یکی از آنان به قدری بزرگ و دلیر است که مانند یک آهو نیست و در واقع به عنوان سرور و فرماندهای قدرتمند در سرزمین توران شناخته میشود.
ولیکن چو با ترک ایرانیان
بکوشد که خویشی بود در میان
هوش مصنوعی: اما وقتی که با ترکها، ایرانیان در تلاطم هستند، باید دقت کرد که خویشاوندی میان آنها وجود دارد.
ز پیوند وز بند آن روزگار
غم و رنج بیند به فرجام کار
هوش مصنوعی: انسان در دورانهایی که به هم پیوسته و وابسته است، به مرور زمان با درد و رنج مواجه میشود و این موضوع به نتیجه و سرانجام زندگی او مربوط میشود.
نگر تا سیاوش از افراسیاب
چه برخورد جز تابش آفتاب
هوش مصنوعی: بیا ببین که سیاوش چه تجربهای از افراسیاب دارد، جز اینکه همچون تابش آفتاب درخشان و روشن است.
سر خویش داد از نخستین بباد
جوانی که چون او ز مادر نزاد
هوش مصنوعی: از جوانی، خود را به باد داد و از همان ابتدا این کار را کرد؛ چون هیچ کس دیگری مانند او از مادر به دنیا نیامده است.
همان نیز پور سیاوش چه کرد
ز توران و ایران برآورد گرد
هوش مصنوعی: فرزند سیاوش چه اتفاقی به وجود آورد که بر اثر آن، گرد و غباری از سرزمینهای توران و ایران برخاست.
بسازید تا ما ز ترکان نهان
به ایران بریم این سخن ناگهان
هوش مصنوعی: بیاورید تا ما به آرامی و به دور از چشم ترکان به ایران برویم. این حرف به ناگاه مطرح شد.
به گردوی من نامهای کردهام
هم از پیش تیمار این خوردهام
هوش مصنوعی: من برای گردوی خود نامهای نوشتهام و از قبل زحمت این کار را کشیدهام.
که بر شاه پیدا کند کار ما
بگوید ز رنج و ز تیمار ما
هوش مصنوعی: برای شاه بگوید که ما چه مشکلاتی داریم و از دردها و غمهای ما سخن بگوید.
به نیروی یزدان چنو بشنود
بدین چرب گفتار من بگرود
هوش مصنوعی: به کمک نیروی الهی، این گفتار شیرین من را بشنوید و به آن توجه کنید.
بدو گفت هرکس که بانو توی
به ایران و چین پشت و بازو توی
هوش مصنوعی: هرکسی که تو را ببیند، به تو توجه میکند و مانند یک بانوی بزرگ در ایران و چین به تو احترام میگذارد.
نجنباندت کوه آهن ز جای
یلان را به مردی تویی رهنمای
هوش مصنوعی: به هیچوجه نگذار سنگینی کوه آهنی تو را از حرکت بازدارد، زیرا تو خود به خاطر رهبری و شجاعتات از آنها برتری داری.
ز مرد خردمند بیدارتر
ز دستور داننده هشیارتر
هوش مصنوعی: از آدمهای دانا و باهوش، کسی که هوشیار باشد و بیدارتر از او نیست.
همه کهترانیم و فرمان تو راست
برین آرزو رای و پیمان تو راست
هوش مصنوعی: همه ما در جایگاه پستتری هستیم و خواسته تو بر ما حاکم است، در این آرزو و عهد تو راست و درست است.
چو بشنید زیشان عرض رابخواند
درم داد و او را به دیوان نشاند
هوش مصنوعی: وقتی او از صحبتهای آنان آگاه شد، درخواست را خواند و به او پولی داد و او را در مقام والایی نشاند.
بیامد سپه سر به سر بنگرید
هزار و صد و شست یل برگزید
هوش مصنوعی: سپاه آمد و همه را به دقت زیر نظر گرفت و از میان آنها هزار و صد و شست جنگجو را انتخاب کرد.
کزان هر سواری بهنگام کار
نبر گاشتندی سر از ده سوار
هوش مصنوعی: هر سوارکاری در زمان انجام کار، سر از ده سوار دیگر برنمیگشاید.
درم داد و آمد سوی خانه باز
چنین گفت با لشکر رزمساز
هوش مصنوعی: بعد از اینکه در را باز کرد و به خانه برگشت، چنین گفت که به همراه سپاه جنگاوران.
که هرکس که دید او دوال رکیب
نپیچد دل اندر فراز ونشیب
هوش مصنوعی: هر کسی که او را ببیند، دیگر دلش در تلاطم و ناپایداری نخواهد ماند.
نترسد ز انبوه مردم کشان
گر از ابر باشد برو سرفشان
هوش مصنوعی: اگر انسان از جمعیت زیادی که اطرافش است و شاید به نظر برسد که به او نزدیک میشوند، بترسد، نباید نگران باشد؛ چرا که مانند ابری که در آسمان به آرامی حرکت میکند و بر سر ابرها باشد، آرامش و عظمت خاصی دارد.
به توران غریبیم و بی پشت و یار
میان بزرگان چنین سست و خوار
هوش مصنوعی: ما در سرزمین توران غریب و بییار و پشتوانه هستیم و در میان بزرگان، اینچنین ضعیف و خوار به نظر میرسیم.
همیرفت خواهم چو تیره شود
سر دشمن از خواب خیره شود
هوش مصنوعی: در حال عبور هستم و آرزو دارم که وقتی دشمن به خواب میرود، سرش مانند شب تاریک شود و در خواب خود غرق گردد.
شما دل به رفتن مدارید تنگ
که از چینیان لشکر آید به جنگ
هوش مصنوعی: شما درباره رفتن نگران نباشید، چون لشکر دشمن به زودی به جنگ خواهد آمد.
که خود بیگمان از پس من سران
بیایند با گرزهای گران
هوش مصنوعی: بدون شک، کسانی که مقامهای بالا دارند و قدرتمند هستند، به زودی به دنبال من خواهند آمد و با نیروی زیادی به مقابله خواهند پرداخت.
همه جان یکایک به کف برنهید
اگر لشکر آید دمید و دهید
هوش مصنوعی: اگر لشکری بیفتد، همه باید جان خود را فدای یکدیگر کنند و از جانشان دفاع کنند.
وگر بر چنین رویتان نیست رای
از ایدر مجنبید یک تن زجای
هوش مصنوعی: اگر بر چنین چهرههای زیبا نظری نیفتاد، از این جا خود را حرکت ندهید و هیچ کس از جای خود برنگردد.
به آواز گفتند ما کهتریم
ز رای و ز فرمان تو نگذریم
هوش مصنوعی: به ما گفتند که ما از نظر و فرمان تو پایینتر هستیم و هرگز از آن چشمپوشی نخواهیم کرد.
برین برنهادند و برخاستند
همه جنگ چین را بیاراستند
هوش مصنوعی: در اینجا همه به جمع آمدهاند و آماده هستند تا جنگ چین را با زیبایی و شکوه برگزار کنند.
یلان سینه و مهر و ایزد گشسپ
نشستند با نامداران بر اسپ
هوش مصنوعی: جوانمردان و خداوند گشسپ به همراه بزرگان و نامآوران بر اسب نشستهاند.
همیگفت هرکس که مردن به نام
به از زنده و چینیان شادکام
هوش مصنوعی: هر کس که بمیرد و نامش خوب باشد، بهتر از این است که زنده بماند و خوشحال باشد.
هم آنگه سوی کاروان برگذشت
شترخواست تاپیش او شد ز دشت
هوش مصنوعی: در آن لحظه، شتر به سمت کاروان بازگشت و خواست که پیش او برود و از دشت عبور کند.
گزین کرد زان اشتران سه هزار
بدان تا بنه برنهادند و بار
هوش مصنوعی: از میان آن شتران سه هزار شتر انتخاب کردند و بار را بر دوش آنها نهادند.
چو شب تیره شد گردیه برنشست
چو گردی سرافراز و گرزی بدست
هوش مصنوعی: وقتی شب سیاه شد، گردی بر فراز نشست و مانند قهرمانان سرافراز، گرزی در دست گرفت.
برافگند پر مایه برگستوان
ابا جوشن و تیغ و ترگ گوان
هوش مصنوعی: بسیاری از زره و سلاح و تجهیزات جنگی خود را از روی دقت و زیبایی بر افراشته است.
همیراند چون باد لشکر به راه
به رخشنده روز و شبان سیاه
هوش مصنوعی: او مانند باد لشکر را به پیش میبرد، در روزهای روشن و شبهای تار.