برگردان به زبان ساده
چوروی زمین گشت خورشید فام
سخن گوی بندوی برشد ببام
هوش مصنوعی: چون خورشید بر زمین طلوع کرد، سخنگویی از جنس بند در بالای بام قرار گرفت.
ببهرام گفت ای جهاندیده مرد
برانگه که برخاست از دشت گرد
هوش مصنوعی: بهرام به مردی که دنیایش را دیده بود گفت، وقتی از دشت برمیخیزد، دقت کن.
چو خسرو شما را بدید او برفت
سوی روم با لشکر خویش تفت
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو شما را دید، به همراه لشکریانش به سوی روم رفت.
کنون گر تو پران شوی چون عقاب
وگر برتر آری سر از آفتاب
هوش مصنوعی: اکنون اگر تو مانند عقاب اوج بگیری و سر خود را بالاتر از خورشید ببری،
نبیند کسی شاه را جز بروم
که اکنون کهن شد بران مرز وبوم
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند شاه را ببیند، جز آن که اکنون دیگر آن سرزمین و منطقه قدیمی شده است.
کنون گر دهیدم به جان زینهار
بیایم بر پهلوان سوار
هوش مصنوعی: اکنون اگر جانم را به خطر بیفکنم، به امید آنکه بر سواران بزرگوار حاضر شوم.
بگویم سخن هرچ پرسد زمن
ز کمی و بیشی آن انجمن
هوش مصنوعی: هرچه از من درباره کم و زیاد آن جمع بپرسند، من سخن میگویم.
وگرنه بپوشم سلیح نبرد
به جنگ اندر آیم بکردار گرد
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که به جنگ بروم، با تمام قدرت و سلاحهای لازم آماده میشوم و به میدان میروم.
چو بهرام بشنید زو این سخن
دل مرد برنا شد از غم کهن
هوش مصنوعی: وقتی بهرام این صحبتها را شنید، دل جوانی که پر از غم و اندوه بود، آرام شد.
به یاران چنین گفت کاکنون چه سود
اگر من برآرم ز بندوی دود
هوش مصنوعی: او به دوستانش گفت: اکنون چه فایده دارد اگر من از این بند و مارپیچ نجات پیدا کنم؟
همان به که او را برپهلوان
برم هم برین گونه روشن روان
هوش مصنوعی: بهتر است که او را به پهلوانی برسانم که همواره با روحی روشن و پاک زندگی کند.
بگوید بدو هرچ داند ز شاه
اگر سر دهد گر ستاند کلاه
هوش مصنوعی: اگر شخصی از شاه چیزی بداند، باید آن را بگوید، حتی اگر این صحبت به بهای جانش تمام شود یا اگر شاه او را مورد تمجید قرار دهد و کلاهی به او بدهد.
به بندوی گفت ای بد چارهجوی
تو این داوریها ببهرام گوی
هوش مصنوعی: به بندوی گفت: ای کسی که همیشه به دنبال راهحلهای بد هستی، این قضاوتها را به بهرام گوی.
فرود آمد از بام بندوی شیر
همیراند با نامدار دلیر
هوش مصنوعی: بندوی، شیر به زمین آمد و با دلاوری معروف خود به سوی جلو حرکت میکند.
چوبشنید بهرام کامد سپاه
سوی روم شد خسرو کینه خواه
هوش مصنوعی: بهرام متوجه شد که سپاهی به سمت روم حرکت کرده و خسرو که شخصیتی انتقامجو است، در حال آمدن به مصاف است.
زپور سیاوش بر آشفت سخت
بدو گفت کای بدرگ شوربخت
هوش مصنوعی: پسر سیاوش به شدت ناراحت و عصبانی شد و به او گفت: ای پدر، تو بدبخت و بدشانس هستی.
نه کار تو بود اینک فرمودمت
همی بیهنر خیره بستودمت
هوش مصنوعی: این کار، مربوط به تو نبود، اما من به تو دستور دادم و بدون هیچ هنری، به تو احترام گذاشتم.
جهانجوی بندوی را پیش خواند
همی خشم بهرام با او براند
هوش مصنوعی: در این ابیات، فردی به نام بندوی که به جستجو و تحقیق در جهان مشغول است، به جلسهای دعوت میشود. در این زمان، خشم و ناراحتی شخصی به نام بهرام هم به او اضافه میشود و احساسات منفی او را از خود دور میکند.
بدو گفت کای بدتن بدکنش
فریبنده مرد از در سرزنش
هوش مصنوعی: به او گفت: ای انسان بداندیش و بدکردار، تو با فریب خود مردان را از سرزنش دور می کنی.
سپاه مرا خیره بفریفتی
زبد گوهر خویش نشکیفتی
هوش مصنوعی: سپاه من را با زیبایی و جواهر ذاتیات مجذوب خود کردی.
تو با خسرو شوم گشتی یکی
جهاندیدهای کردی از کودکی
هوش مصنوعی: تو با خسرو همراه شدی و از دوران کودکی چیزهای زیادی دیدهای.
کنون آمدی با دلی پر سخن
که من نو کنم روزگار کهن
هوش مصنوعی: حالا که با دل پر از حرف و احساس به من آمدهای، میخواهم زندگی قدیمی را تغییر دهم و نو کنم.
بدو گفت بندوی کای سرفراز
زمن راستی جوی و تندی مساز
هوش مصنوعی: بندوی به او گفت: ای بزرگوار، با من راستگو باش و به تندی رفتار نکن.
بدان کان شهنشاه خویش منست
بزرگیش ورادیش پیش منست
هوش مصنوعی: بدان که شاه بزرگ من، ویژگیها و صفاتش در پیش من نمایان است.
فداکردمش جان وبایست کرد
تو گر مهتری گرد کژی مگرد
هوش مصنوعی: من جانم را برای او فدای کردم، و تو نیز اگر بزرگواری، نباید به کژی و نادرستی رویآوردی.
بدو گفت بهرام من زین گناه
که کردی نخواهمت کردن تباه
هوش مصنوعی: بهرام به او گفت: به خاطر این گناهی که انجام دادی، من نمیخواهم تو را نابود کنم.
ولیکن تو هم کشته بر دست اوی
شوی زود و خوانی مرا راست گوی
هوش مصنوعی: اما تو نیز به زودی بر دست او کشته خواهی شد و سپس حقیقت و راستی را به من خواهی گفت.
نهادند بر پای بندوی بند
ببهرام دادش ز بهر گزند
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده که برای مقابله با خطرات و مشکلات، کسی را به عنوان نگهبان و محافظ انتخاب کردهاند. او به عنوان پشتیبانی در برابر آسیبها و خطرات قرار داده شده است.
همیبود تا خور شد اندر نهفت
بیامد پر اندیشه دل بخفت
هوش مصنوعی: مدتی طولانی در دل پنهان میماند، تا اینکه خورشید طلوع میکند و افکار و احساسات دردل آرام میگیرند.