برگردان به زبان ساده
چو کیخسرو آن گفت ایشان شنید
زمانی بیاسود و اندر شمید
هوش مصنوعی: کیخسرو این سخن را شنید و مدتی را در آرامش گذراند و در فکر فرو رفت.
پراندیشه گفت ای جهاندیده زال
به مردی بیاندازه پیموده سال
هوش مصنوعی: مردی با تجربه و آگاه به مسائل دنیا، به زال میگوید که او سالها در راه مردانگی و شجاعت تلاش کرده و تجربههای زیادی را پشت سر گذاشته است.
اگر سرد گویمت بر انجمن
جهاندار نپسندد این بد ز من
هوش مصنوعی: اگر با لحن سرد و بیاحساس صحبت کنم، کسی که در مقام رهبری و مدیریت است این رفتار را نخواهد پسندید و از من ناراحت میشود.
دگر آن که رستم شود دردمند
ز درد وی آید به ایران گزند
هوش مصنوعی: دیگر این که رستم برای درمان دردهای خود به ایران آسیب میزند.
دگر آن که گر بشمری رنج اوی
همانا فزون آید از گنج اوی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی زحمتها و رنجهای او را بشماری، میبینی که این زحمتها بسیار بیشتر از داراییهای اوست.
سپر کرد پیشم تن خویش را
نبد خواب و خوردن بداندیش را
هوش مصنوعی: به خاطر من، وجودش را به خطر انداخت و خواب و غذا را به فراموشی سپرد.
همان پاسخت را به خوبی کنیم
دلت را به گفتار تو نشکنیم
هوش مصنوعی: ما همواره پاسخی مناسب به تو خواهیم داد و دل تو را به حرفهایمان نمیشکنیم.
چنین گفت زآن پس به آواز سخت
که ای سرفرازان پیروز بخت
هوش مصنوعی: سپس با صدای بلند گفت: ای کسانی که پرچمدار پیروزی هستید و در اوج افتخار قرار دارید.
سخنهای دستان شنیدم همه
که بیدار بگشاد پیش رمه
هوش مصنوعی: من تمامی سخنان دلنشین و شیرین را شنیدم که وقتی بیدار شدم، پیش جمعی از گوسفندان خود را نشان دادم.
به دارنده یزدان گیهان خدیو
که من دورم از راه و فرمان دیو
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که شخصی به خداوند و پروردگار جهان اشاره میکند و از دوری خود از راه درست و دستورات شیطان صحبت میکند. در واقع، او احساس ناپایداری و دور بودن از مسیر صحیح را ابراز میکند.
به یزدان گراید همی جان من
که آن دیدم از رنج درمان من
هوش مصنوعی: جان من به خداوند تمایل دارد، زیرا که من درمان خود را از رنجی که کشیدهام، در او دیدهام.
بدید آن جهان را دل روشنم
خرد شد ز بدهای او جوشنم
هوش مصنوعی: دیدن آن دنیا دل مرا روشن کرد و از بدیهای آنجا، دل و روح من هم تحت فشار قرار گرفت.
به زال آنگهی گفت تندی مکن
بر اندازه باید که رانی سخن
هوش مصنوعی: به زال گفتند: «عجله نکن و با احتیاط صحبت کن، چون باید بر اساس اندازه و موقعیت سخن بگویی.»
نخست آن که گفتی ز توراننژاد
خردمند و بیدار هرگز نزاد
نخست آنکه گفتی از نژاد تورانی هرگز خردمند وبیداری زاده نشده است .
جهاندار پور سیاوش منم
ز تخم کیان راد و باهش منم
هوش مصنوعی: من فرزند سیاوش هستم و از نسل کیانیان، برتری و شجاعت من نیز از آن خانواده است.
نبیرهٔ جهاندار کاووس کی
دلافروز و با دانش و نیکپی
هوش مصنوعی: نوادهٔ پادشاه کاووس که با عقل و دانش و نیکی دلها را شاد میکند.
به مادر هم از تخم افراسیاب
که با خشم او گم شدی خورد و خواب
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شخصی اشاره میکند که از مادرش، که به نوعی به افراسیاب (شخصیتی افسانهای و دشمن) ارتباط دارد، به خاطر خشم و ناراحتیاش دچار مشکلات و سختی شده است. در واقع، این شخص به دلیل خشم مادرش به خواب و آرامش نرسیده است.
نبیرهٔ فریدون و پور پشنگ
از این گوهران چنین نیست ننگ
هوش مصنوعی: نوادهٔ فریدون و فرزند پشنگ، از این جواهرها چنین نیستند که شرم و ننگی بر آنها باشد.
که شیران ایران به دریای آب
نشستی تن از بیم افراسیاب
هوش مصنوعی: شیران ایران به دریا نشستند تا از ترس افراسیاب در امان باشند.
دگر آن که کاووس صندوق ساخت
سر از پادشاهی همی برفراخت
هوش مصنوعی: دیگری که کاووس صندوقی درست کرد، به فرمانروایی خود میبالید و افتخار میکرد.
چنان دان که اندر فزونی منش
نسازند بر پادشا سرزنش
هوش مصنوعی: بدان که هنگامی که شخصی در مقام و قدرت خود رو به رشد و افزایش است، دیگران بر او خرده نمیگیرند و سرزنشش نمیکنند.
کنون من چو کین پدر خواستم
جهان را به پیروزی آراستم
هوش مصنوعی: اکنون من برای انتقام پدرم، جهان را به پیروزی و موفقیت سامان دادهام.
بکشتم کسی را کز او بود کین
وز او جور و بیداد بد بر زمین
هوش مصنوعی: کسی را که باعث ظلم و ستم و عداوت بود، کشتم.
به گیتی مرا نیز کاری نماند
ز بدگوهران یادگاری نماند
هوش مصنوعی: در دنیا برای من هیچ کاری نمانده و از آدمهای بدذات هیچ نشانهای باقی نمیماند.
هرآنگه که اندیشه گردد دراز
ز شادی و از دولت دیریاز
هوش مصنوعی: هرگز زمانی که فکر به طور زیاد مشغول میشود، نباید از شادی و نعمتهای دیرینه غافل شد.
چو کاووس و جمشید باشم به راه
چو ایشان ز من گم شود پایگاه
هوش مصنوعی: من نیز مانند کاووس و جمشید میخواهم در مسیرشان قدم بزنم، اما در این راه ممکن است مقام و موقعیتم ناپدید شود.
چو ضحاک ناپاک و تور دلیر
که از جور ایشان جهان گشت سیر
هوش مصنوعی: همچون ضحاک ستمگر و تور شجاع، که به خاطر ظلم و ستم آنها، جهان به تنگنای سختی افتاد.
بترسم که چون روز نخ برکشد
چو ایشان مرا سوی دوزخ کشد
هوش مصنوعی: میترسم که روزی مثل روز قیامت، مرا به خاطر اعمال نادرست به دوزخ ببرند.
دگر آن که گفتی که با شیده جنگ
بیاراستی چون دلاور پلنگ
هوش مصنوعی: شخصی دیگر که گفتی با شجاعت و جرات مانند پلنگ به میدان جنگ آمدهای.
از آن بد کز ایران ندیدم سوار
نه اسپ افگنی از در کارزار
هوش مصنوعی: از بدیهایی که در ایران دیدم، نه سواری پیدا کردم و نه اسبی که در میدان جنگ حاضر باشد.
که تنها بر او به جنگ آمدی
چو رفتی به رزمش درنگ آمدی
هوش مصنوعی: تو تنها برای مقابله با او به میدان آمدهای، ولی وقتی به نبردش میپرداختی، تردید و درنگ کردی.
کسی را کجا فر یزدان نبود
وگر اختر نیک خندان نبود
هوش مصنوعی: هیچ کس را که تحت حمایت خداوند نیست، نمیتوان یافت، حتی اگر ستاره نیک و خوشبختی نیز در آسمانش باشد.
همه خاک بودی به جنگ پشنگ
از ایران بدین سان شدم تیزچنگ
هوش مصنوعی: من تمام خاک را در جنگ با پشنگ (پادشاه) ترک کردم و از ایران به این صورت به چنگال تیز تبدیل شدم.
بدین پنج هفته که من روز و شب
همی بآفرین برگشادم دو لب
هوش مصنوعی: در این پنج هفتهای که من روز و شب تلاش کردم و زبانم را به کار گرفتم، سخنانم را بیان کردم.
بدان تا جهاندار یزدان پاک
رهاند مرا ز این غم تیره خاک
هوش مصنوعی: بدان که خدایی پاک و بزرگ مرا از این غم و حزن دنیای خاکی نجات خواهد داد.
شدم سیر ز این لشکر و تاج و تخت
سبک بار گشتیم و بستیم رخت
هوش مصنوعی: از این سپاه و قدرت و شکوه خسته شدهام، با احساس سبکی و راحتی، بار و بنهام را بستهام و آماده رفتن هستم.
تو ای پیر بیدار دستان سام
مرا دیو گویی که بنهاد دام
هوش مصنوعی: ای پیر دانا، مانند دیوی که تلهای برای من گذاشته، دستان سام را بیدار کن.
به تاری و کژی بگشتم ز راه
روان گشته بیمایه و دل تباه
هوش مصنوعی: در مسیری که با مشکلات و نواقص همراه بود، از راه خود منحرف شدم و در نهایت به حالت بیهدف و دلشکسته درآمدم.
ندانم که بادافره ایزدی
کجا یابم و روزگار بدی
هوش مصنوعی: نمیدانم که آن مدد و یاری الهی را کجا پیدا کنم و چگونه روزگار سختی را سپری کنم.