برگردان به زبان ساده
یکی نامهای بر حریر سپید
بدو اندرون چند بیم و امید
هوش مصنوعی: کسی نامهای بر پارچه سفید نوشت که در آن چندین نگرانی و آرزو وجود داشت.
دبیری خردمند بنوشت خوب
پدید آورید اندرو زشت و خوب
هوش مصنوعی: نویسندهای عاقل و دانا به خوبی بیان کرده است که در این دنیا، خوب و زشت در کنار هم وجود دارند و هر چیز زیبا ممکن است زشتیهایی هم داشته باشد.
نخست آفرین کرد بر دادگر
کزو دید پیدا به گیتی هنر
هوش مصنوعی: ابتدا بر نیکوکاری که از او در دنیا هنر و فضیلت پیدا است، درود میفرستم.
خرد داد و گردان سپهر آفرید
درشتی و تندی و مهر آفرید
هوش مصنوعی: خرد به انسان آگاهی و دانایی میدهد و آسمان را به وجود میآورد. او سختی و تلخی را به همراه عشق و محبت خلق میکند.
به نیک و به بد دادمان دستگاه
خداوند گردنده خورشید و ماه
هوش مصنوعی: خداوند، نیک و بد را به ما داده و دایم جهان را با چرخش خورشید و ماه به پیش میبرد.
اگر دادگر باشی و پاک دین
ز هر کس نیابی به جز آفرین
هوش مصنوعی: اگر انسان خوبی باشی و دیانت پاکی داشته باشی، جز از خداوند، از هیچ کس دیگر چیز بدی نخواهی دید و تنها به خوبی و ستایش برخواهی خورد.
وگر بدنشان باشی و بدکنش
ز چرخ بلند آیدت سرزنش
هوش مصنوعی: اگر در جمع آنها باشی و رفتار ناپسندی از خود نشان بدهی، از آسمان بلند به تو سرزنش میشود.
جهاندار اگر دادگر باشدی
ز فرمان او کی گذر باشدی
هوش مصنوعی: اگر فرمانروای دنیا دادگر باشد، هیچ کس نمیتواند از دستورات او فرار کند.
سزای تو دیدی که یزدان چه کرد
ز دیو و ز جادو برآورد گرد
هوش مصنوعی: نتیجه کار تو را ببین که خداوند چگونه دیو و جادو را از تو دور کرد و تو را از آنها نجات داد.
کنون گر شوی آگه از روزگار
روان و خرد بادت آموزگار
هوش مصنوعی: اگر اکنون از وضعیت زندگی و نتایج آن آگاه شوی، عقل و فکرت میتواند بهترین راهنما برای تو باشد.
همانجا بمان تاج مازندران
بدین بارگاه آی چون کهتران
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی دستور داده میشود که در همان مکان بماند و در کنار این بارگاه، مانند فرزندان کوچک و مطیع رفتار کند.
که با چنگ رستم ندارید تاو
بده زود بر کام ما باژ و ساو
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی اشاره شده که اگرچه در قدرت و مهارت با رستم قابل مقایسه نیست، اما درخواست میشود که زودتر به آنها خدمت کند و آنچه را که نیاز دارند فراهم کند. این بیان نشاندهندهی انتظار و نیاز به کمک است.
وگر گاه مازندران بایدت
مگر زین نشان راه بگشایدت
هوش مصنوعی: اگر زمانی به مازندران راهی پیدا کنی، تنها با این نشانهها و نشانهگذاریها میتوانی مسیر خود را پیدا کنی.
وگرنه چو ارژنگ و دیو سپید
دلت کرد باید ز جان ناامید
هوش مصنوعی: اگر دل تو به دست موجودی شرور و خطرناک افتاد، باید از جان خود ناامید شوی.
بخواند آن زمان شاه فرهاد را
گرایندهٔ تیغ پولاد را
هوش مصنوعی: در آن لحظه، شاه فرمان میدهد تا فرهاد را بخوانند، کسی که با ارادهای قوی و آهنین همچون تیغ پولاد به پیش میرود.
گزین بزرگان آن شهر بود
ز بیکاری و رنج بیبهر بود
هوش مصنوعی: بزرگان آن شهر از روی بیکاری انتخاب شدند و از رنج و سختی به حالتی ناخوشایند دچار بودند.
بدو گفت کاین نامهٔ پندمند
ببر سوی آن دیو جسته ز بند
هوش مصنوعی: او به او گفت: این نامهٔ پر از نصایح را ببر به سوی آن دیو که از بند رسته است.
چو از شاه بشنید فرهاد گرد
زمین را ببوسید و نامه ببرد
هوش مصنوعی: زمانی که فرهاد خبر را از شاه شنید، به احترام آن خبر زمین را بوسید و نامهای را به مقصد رساند.
به شهری کجا سست پایان بدند
سواران پولادخایان بدند
هوش مصنوعی: به شهری که سربازان سرسخت و بیباک به آنجا بیتوجهی کردند و باعث ویرانی آن شدند.
هم آنکس که بودند پا از دوال
لقبشان چنین بود بسیار سال
هوش مصنوعی: همان فردی که در دوران گذشته حرمت و مقامش به دلیل ویژگیهایش بسیار مورد احترام بود، اکنون همانی است که با وجود سالها، همچنان بر جایگاه خود ایستاده است.
بدان شهر بد شاه مازندران
هم آنجا دلیران و کندآوران
هوش مصنوعی: در آن شهر که شاه مازندران در آنجا حاکم است، دلیران و مبارزان نیز وجود دارند.
چو بشنید کز نزد کاووس شاه
فرستادهای باهش آمد ز راه
هوش مصنوعی: زمانی که او شنید که از سوی کاووس شاه، پیامبری به نزد او آمده است، با اشتیاق و شوق به استقبال او شتافت.
پذیره شدن را سپاه گران
دلیران و شیران مازندران
هوش مصنوعی: قهرمانان شجاع و دلیر مازندران آماده نبرد شدند.
ز لشکر یکایک همه برگزید
ازیشان هنر خواست کاید پدید
هوش مصنوعی: از میان تمام افراد لشکر، هر یک را انتخاب کرد و از آنان خواست که هنر خود را نشان دهند.
چنین گفت کامروز فرزانگی
جدا کرد نتوان ز دیوانگی
هوش مصنوعی: امروز فرزانگی میگوید که نمیتوان بهطور کامل از دیوانگی جدا شد.
همه راه و رسم پلنگ آورید
سر هوشمندان به چنگ آورید
هوش مصنوعی: همه خصوصیات و ویژگیهای حیواناتی مانند پلنگ را به دست آورید و تدبیر و خرد افراد دانا را در اختیار داشته باشید.
پذیره شدندش پر از چین به روی
سخنشان نرفت ایچ بر آرزوی
هوش مصنوعی: آنها با چهرهای پر از ناز و زیبایی به او نزدیک شدند، اما در کلامشان هیچگونه اشارهای به آرزوهایشان نکردند.
یکی دست بگرفت و بفشاردش
پی و استخوانها بیازاردش
هوش مصنوعی: یک نفر دست دیگری را گرفت و به شدت فشار داد، طوری که به استخوانها و بافتها آسیب رساند.
نگشت ایچ فرهاد را روی زرد
نیامد برو رنج بسیار و درد
هوش مصنوعی: فرهاد هرگز چهرهی زردی نداشت و بر او رنج و درد زیادی نرسید.
ببردند فرهاد را نزد شاه
ز کاووس پرسید و ز رنج راه
هوش مصنوعی: فرهاد را نزد شاه بردند و او از کاووس دربارهی سختیهایی که در راه کشیده بود، سوال کرد.
پس آن نامه بنهاد پیش دبیر
می و مشک انداخته پر حریر
هوش مصنوعی: پس آن نامه را به دبیر سپرد و مشک را که پر از حریر بود، بر زمین انداخت.
چو آگه شد از رستم و کار دیو
پر از خون شدش دیده دل پرغریو
هوش مصنوعی: وقتی او از وجود رستم و اقدامات دیو باخبر شد، چشمانش از خشم و ناراحتی پر شد.
به دل گفت پنهان شود آفتاب
شب آید بود گاه آرام و خواب
هوش مصنوعی: دل را گفتم که باید پنهان شوی؛ چون شب فرا میرسد و زمان آرامش و خواب اوست.
ز رستم نخواهد جهان آرمید
نخواهد شدن نام او ناپدید
هوش مصنوعی: دنیا از نام رستم آرام نخواهد گرفت و نام او هرگز فراموش نخواهد شد.
غمی گشت از ارژنگ و دیو سپید
که شد کشته پولاد غندی و بید
هوش مصنوعی: غم و اندوهی پدید آمد از ارژنگ و دیو سپید، زیرا که پولاد غندی و بید کشته شدند.
چو آن نامهٔ شاه یکسر بخواند
دو دیده به خون دل اندر نشاند
هوش مصنوعی: وقتی آن نامهٔ شاه را تمام و کمال خواند، دو چشمش از حسرت و درد پر از اشک شد.