برگردان به زبان ساده
درم داد و روزیدهان را بخواند
بسی با سپهبد سخنها براند
هوش مصنوعی: به او کمک کرد و روزیاش را تأمین کرد و گفتگوهای زیادی با فرماندهاش داشت.
همان رای زد با تهمتن بر آن
چنین تا رخ روز شد در نهان
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که کسی نظر و مشورتی را با تهمتن (که نماد قدرت و شجاعت است) در میان گذاشته و آن را به گونهای بیان کرده که در دل شب، زمانی که روز هنوز روشن نشده، به وقوع پیوسته است. به عبارتی، تصمیمی مهم گرفته شده که در پنهانی و در زمان مناسب انجام شده است.
چو خورشید بر زد سنان از نشیب
شتاب آمد از رفتن با نهیب
هوش مصنوعی: وقتی خورشید بر فراز قلهها تابید، به سرعت از درهها به سوی بالا روانه شد و با صدای پر سر و صدا به حرکت درآمد.
سپهبد بیامد به نزدیک شاه
ابا گیو گودرز و چندی سپاه
هوش مصنوعی: سپهبد به نزد شاه آمد و گیو و گودرز و چند نفر از سربازان را نیز همراه داشت.
بدو داد شاه اختر کاویان
بران سان که بودی به رسم کیان
هوش مصنوعی: شاه اختر کاویان به او داد، همانطور که به رسم خاندان کیان بود.
ز اختر یکی روز فرخ بجست
که بیرون شدن را کی آید درست
هوش مصنوعی: یک روز خوش به انتظار بود که ستارهای به دقت نمایان شود و به گفتهای بیرون آمدن از این وضعیت به زودی خواهد آمد.
همی رفت با کوس خسرو بدشت
بدان تا سپهبد بدو برگذشت
هوش مصنوعی: او با نغمه و سرود به سوی دشت میرفت، تا این که فرماندهای به او رسید.
یکی لشکری همچو کوه سیاه
گذشتند بر پیش بیدار شاه
هوش مصنوعی: یک گروه بزرگ و استوار مانند کوهی سیاه از پیش شاه بیدار عبور کردند.
پس لشکر اندر سپهدار طوس
بیامد بر شه زمین داد بوس
هوش مصنوعی: لشکر به فرماندهی طوس به سمت پادشاه آمد و به او احترام گذاشتند.
برو آفرین کرد و بر شد خروش
جهان آمد از بانگ اسپان بجوش
هوش مصنوعی: برو و برای او دعا کن و همگان را به حرکت درآور. جهان از صدای اسبان به جوش و خروش آمده است.
یکی ابر بست از بر گرد سم
برآمد خروشیدن گاو دم
هوش مصنوعی: ابر بزرگی بر فراز زمین جمع شده و از آن صدای بلندی به گوش میرسد، گویی که گاو در حال دم زدن است.
ز بس جوشن و کاویانی درفش
شده روی گیتی سراسر بنفش
هوش مصنوعی: به خاطر وجود جوشن و درفش کاویانی، آسمان و زمین به رنگ بنفش درآمده است.
تو خورشید گفتی به آب اندر است
سپهر و ستاره بخواب اندر است
هوش مصنوعی: تو گفتهای که خورشید در آب است و آسمان و ستارهها در خواب قراردارند.
نهاد از بر پیل پیروزه مهد
همی رفت زین گونه تا رود شهد
هوش مصنوعی: مهد پیروز از بالای یادگار خود پایین میآمد و به این ترتیب به سوی شکر میرفت.
هیونی بکردار باد دمان
بدش نزد پیران هم اندر زمان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان باید مراقب رفتارهای خود باشد، زیرا که زمان و شرایط میتوانند به سرعت تغییر کنند و ممکن است باعث پشیمانی یا مشکل در آینده شوند. همچنین، تجربه و دانایی افراد بزرگتر میتواند در این زمینه راهنمایی مفیدی باشد.
که من جنگ را گردن افراخته
سوی رود شهد آمدم ساخته
هوش مصنوعی: به من نگاهی پر از قهر و شجاعت در میان نبرد و سختیها دست دادهاست و به سمت جوی شیرینی آمدم که به دنبال آن هستم.
چو بشنید پیران غمی گشت سخت
فروبست بر پیل ناکام رخت
هوش مصنوعی: وقتی پیران این خبر را شنیدند، بسیار اندوهگین شدند و لباسهای شکست را بر تن کردند.
برون رفت با نامداران خویش
گزیده دلاور سواران خویش
هوش مصنوعی: برای رفتن از میان افراد معروف و برجسته، بهترین و شجاعترین سوارکاران خود را برگزیده است.
که ایران سپه را ببیند که چیست
سرافراز چندست و با طوس کیست
هوش مصنوعی: ایران سپاه را میبیند و میخواهد بداند که چه تعداد از آنها سرافراز و با کدام شخصیت برجسته، مانند طوس، هستند.
رده برکشیدند زان سوی رود
فرستاد نزد سپهبد درود
هوش مصنوعی: از سمت دیگر رود، پیام آورانی را به سوی سپهبد فرستادند تا سلام و درود بیاورند.
وزین روی لشکر بیاورد طوس
درفش همایون و پیلان و کوس
هوش مصنوعی: طوس با خود پرچم باشکوه و فیلها و طبلهای جنگی را آورد تا لشکر را آماده کند.
سپهدار پیران یکی چرب گوی
ز ترکان فرستاد نزدیک اوی
سپهدار پیران مرد خوش سخنی را از ترکان نزد او فرستاد
بگفت آنک من با فرنگیس و شاه
چه کردم ز خوبی بهر جایگاه
هوش مصنوعی: او میگوید که او با فرنگیس و شاه چه کارهایی انجام داده و چگونه زیبایی را برای مقام و جایگاه خود به کار گرفته است.
ز درد سیاوش خروشان بدم
چو بر آتش تیز جوشان بدم
هوش مصنوعی: از شدت درد سیاوش، در درونم آشوب و خروش است. حالتی دارم که مانند آتش در حال جوشیدن و شعله ور شدن هستم.
کنون بار تریاک زهر آمدست
مرا زو همه رنج بهر آمدست
هوش مصنوعی: اکنون باری از تریاک که زهرآلود است بر دوشم افتاده و همه رنجهایی که کشیدم به خاطر آن بوده است.
دل طوس غمگین شد از کار اوی
بپیچید زان درد و پیکار اوی
هوش مصنوعی: دل طوس از کارهای او غمگین شد و به خاطر آن درد و نزاعی که داشت، نگران و پریشان گشت.
چنین داد پاسخ که از مهر تو
فراوان نشانست بر چهر تو
هوش مصنوعی: او با پاسخ خود نشان داد که محبت تو بر چهرهات به وضوح قابل مشاهده است.
سر آزاد کن دور شو زین میان
ببند این در بیم و راه زیان
هوش مصنوعی: برای رهایی از مشکلات و نگرانیها، ذهن خود را آزاد کن و از این شرایط فاصله بگیر. این در را به روی ترس و خطر ببند و به سمت راههای بهتر و امنتر برو.
بر شاه ایران شوی با سپاه
مکافات یابی به نیکی ز شاه
هوش مصنوعی: در ایران، هنگامی که با ارتش به جنگ بروی، به خاطر تلاشهایت در برابر شاه، پاداش نیکی دریافت خواهی کرد.
بایران ترا پهلوانی دهد
همان افسر خسروانی دهد
هوش مصنوعی: در ایران، تو را به مقام پهلوانی میرساند و همانند تاج پادشاهان به تو عطا میکند.
چو یاد آیدش خوب کردار تو
دلش رنجه گردد ز تیمار تو
هوش مصنوعی: وقتی به یاد رفتار خوب تو میافتد، دلش به خاطر محبت و توجه تو ناراحت میشود.
چنین گفت گودرز و گیو و سران
بزرگان و تیمارکش مهتران
هوش مصنوعی: گودرز و گیو و دیگر بزرگان و سرپرستان دلاور اینگونه سخن گفتند.
سرایندهٔ پاسخ آمد چو باد
بنزدیک پیران ویسه نژاد
هوش مصنوعی: شاعر مانند باد به نزدیک پیران و بزرگان قوم آمد و پاسخ خود را ارائه داد.
بگفت آنچ بشنید با پهلوان
ز طوس و ز گودرز روشنروان
هوش مصنوعی: او آنچه را که از پهلوان طوس و گودرز روشنروان شنیده بود، بیان کرد.
چنین داد پاسخ که من روز و شب
بیاد سپهبد گشایم دو لب
هوش مصنوعی: او چنین پاسخ داد که من روز و شب به یاد سردار زبانم را باز میکنم.
شوم هرچ هستند پیوند من
خردمند کو بشنود پند من
هوش مصنوعی: هرچه افراد نادان و بی خرد هستند، برای من خجالت آورند؛ چرا که شخصی دانا وجود دارد که نصایح و پندهای من را میشنود.
بایران گذارم بر و بوم و رخت
سر نامور بهتر از تاج و تخت
هوش مصنوعی: من به ایران میروم و به سرزمین و زندگیام افتخار میکنم، که از تاج و تخت هم بیشتر ارزش دارد.
وزین گفتها بود مغزش تهی
همی جست نو روزگار بهی
مغزش از این گفته ها خالی بود و از نو به دنبال روزگار بهتری بود
هیونی برافگند هنگام خواب
فرستاد نزدیک افراسیاب
هوش مصنوعی: در زمان خواب، هیونی به سمت افراسیاب فرستاده شد.
کزایران سپاه آمد و پیل و کوس
همان گیو و گودرز و رهام و طوس
هوش مصنوعی: از ایران سپاهی آمده است که همانند نیروهای بزرگ و نامدار مانند گیو، گودرز، رهام و طوس است و تجهیزات نبردی مانند فیل و کوس را با خود دارند.
فراوان فریبش فرستادهام
ز هر گونهای پندها دادهام
او را بسیار فریب داده ام و از هرگونه پندی برای او گفته ام .
سپاهی ز جنگاوران برگزین
که بر زین شتابش بیاید ز کین
هوش مصنوعی: یک گروه از جنگجویان شجاع را انتخاب کن که توانایی و سرعتشان در مبارزه به خاطر خشم و کینهشان به خوبی نمایان شود.
مگر بومشان از بنه برکنیم
بتخت و بگنج آتش اندر زنیم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است ما به خانههایشان لطمه بزنیم و به تختهایشان آسیب برسانیم و در گنجهایشان آتش بیفکنیم؟
وگر نه ز کین سیاوش سپاه
نیاساید از جنگ هرگز نه شاه
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کینه سیاوش اقدامی نشود، سپاه هرگز از جنگ دست نخواهد کشید و پادشاهی نیز برقرار نخواهد ماند.
چو بشنید افراسیاب این سخن
سران را بخواند از همه انجمن
هوش مصنوعی: وقتی افراسیاب این سخن را شنید، سران را از جمع خود فراخواند.
یکی لشکری ساخت افراسیاب
که تاریک شد چشمهٔ آفتاب
هوش مصنوعی: افراسیاب یک ارتش بزرگ تشکیل داد که باعث شد نور خورشید کمسو و تاریک شود.
دهم روز لشکر بپیران رسید
سپاهی کزو شد زمین ناپدید
هوش مصنوعی: در دهمین روز، سپاهی به جمعیتی پیران رسید که به خاطر آن، زمین به شکل نامشخصی ناپدید شد.
چو لشکر بیاسود روزی بداد
سپه برگرفت و بنه برنهاد
هوش مصنوعی: روزی، زمانی که نیروها استراحت کرده بودند و آرامش برقرار بود، فرمانده دستور حرکت داد و بار و بنه را جمع کردند تا آماده راهیابی شوند.
ز پیمان بگردید وز یاد عهد
بیامد دمان تا لب رود شهد
هوش مصنوعی: توی این بیت، اشاره به نادیدهگیری پیمانها و فراموشی یادهاست. میگوید که در زمانی که احساس شادی و خوشبختی به وجود میآید، به دلیل فراموشی و عدم توجه به عهدها، شیرینی و لذت به دست میآید. این شیرینی به مانند شهدی است که کنار رود مشاهده میشود و نشاندهنده لذتهای زودگذر زندگی است.
طلایه بیامد بنزدیک طوس
که بربند بر کوههٔ پیل کوس
هوش مصنوعی: پیشقراولان به نزدیکی طوس رسیدند تا بر دژ مستحکم کوه پیل، حصار بزنند و خود را آماده کنند.
که پیران نداند سخن جز فریب
چو داند که تنگ اندر آمد نهیب
هوش مصنوعی: پیران تنها فریب را میشناسند و وقتی متوجه شوند که شرایط سخت و دشوار شده است، به خود میآیند.
درفش جفا پیشه آمد پدید
سپه بر لب رود صف برکشید
هوش مصنوعی: پرچم ظلم و ستم برای نمایش و بروز پیدا شد و سپاه در کنار رودخانه صف بستند.
بیاراست لشکر سپهدار طوس
بهامون کشیدند پیلان و کوس
هوش مصنوعی: سپهدار طوس لشکر خود را آماده کرد و فیلها و طبلها را به میدان نبرد آوردند.
دو رویه سپاه اندر آمد چو کوه
سواران ترکان و ایران گروه
هوش مصنوعی: دو طرف صف لشکر مانند کوه به هم پیوستهاند، همچنان که سواران ترکی و ایرانی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
چنان شد ز گرد سپاه آفتاب
که آتش برآمد ز دریای آب
هوش مصنوعی: خورشید به قدری در میان سپاه درخشید که شعلههای آتش از عمق دریا برخاست.
درخشیدن تیغ و ژوپین و خشت
تو گفتی شب اندر هوا لاله کشت
هوش مصنوعی: تیغ و زرهات درخششی دارد که مانند نور ستارگان در شب است و گویی در آسمان، گلهای لاله را پرورش دادهای.
ز بس ترگ زرین و زرین سپر
ز جوشن سواران زرین کمر
هوش مصنوعی: به خاطر وجود زرههای طلایی و سپرهای درخشان، و همچنین کمرهای طلایی سواران، همه چیز حالتی از زرق و برق و زیبایی دارد.
برآمد یکی ابر چون سندروس
زمین گشت از گرد چون آبنوس
هوش مصنوعی: ابر بزرگی به شکل چوب چنار از افق سر برآورد و زمین به رنگ تیره و سیاه مانند چوب آبنوس شد.
سر سروران زیر گرز گران
چو سندان شد و پتک آهنگران
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که وقتی قدرت و سلطه سران و بزرگان مانند سندان آهنگران زیر ضربههای سنگین و سخت قرار میگیرد، به نوعی گرفتار وضعیت دشواری میشوند و تسلیم فشار و سختی میگردند.
ز خون رود گفتی میستان شدست
ز نیزه هوا چون نیستان شدست
هوش مصنوعی: از خون رود نظر میکنی که همچون جویبار سرشار گشته است، و از نیزهها در آسمان مانند نیستانی شده است.
بسی سر گرفتار دام کمند
بسی خوار گشته تن ارجمند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در دام و تلهها گرفتار میشوند و برخی از آنها به خاطر این گرفتار شدن، ارزش و شان خود را از دست میدهند.
کفن جوشن و بستر از خون و خاک
تن نازدیده بشمشیر چاک
هوش مصنوعی: تن نازنین من در این بستر که از خون و خاک شکل گرفته، مانند کفن جنگی که بر تن است، شکسته شده و آماده است.
زمین ارغوان و زمان سندروس
سپهر و ستاره پرآوای کوس
هوش مصنوعی: زمین به رنگ ارغوانی و زمان مانند چوب خوشبوست، آسمان و ستارهها هم با صدای دلنواز سرود میزنند.
اگر تاج جوید جهانجوی مرد
وگر خاک گردد بروز نبرد
هوش مصنوعی: اگر مردی که به دنبال موفقیت و بزرگی است، در برابر چالشها و سختیها قرار بگیرد، حتی اگر به خاک بیفتد و شکست بخورد، همچنان ارزش و عظمت او حفظ میشود.
بناکام میرفت باید ز دهر
چه زو بهر تریاک یابی چه زهر
هوش مصنوعی: اگر در آرزوی موفقیت به سوی زندگی میروی، باید از زندگی آموخت که برخی از چیزها میتوانند به انسان نفع برسانند و برخی دیگر موجب آسیب و درد شوند.
ندانم سرانجام و فرجام چیست
برین رفتن اکنون بباید گریست
هوش مصنوعی: نمیدانم در نهایت چه سرنوشتی در انتظار من است، اما به خاطر این سفر و راهی که اکنون پیش رو دارم، باید غمگین باشم.
یکی نامداری بد ارژنگ نام
بابر اندر آورده از جنگ نام
هوش مصنوعی: شخص معروفی به نام بابر، که در جنگها شهرت دارد، در مورد او سخن گفته شده است.
برآورد از دشت آورد گرد
از ایرانیان جست چندی نبرد
هوش مصنوعی: از دشت بالا آمد و گرد و غباری به پا کرد، ایرانیان مدتی به جستوجوی نبرد پرداختند.
چو از دور طوس سپهبد بدید
بغرید و تیغ از میان برکشید
هوش مصنوعی: وقتی سپهبد طوس را از دور دید، رجزخوانی کرد و شمشیرش را از میان درآورد.
بپور زره گفت نام تو چیست
ز ترکان جنگی ترا یار کیست
هوش مصنوعی: بپور زره از طرف دیگر پرسید نام تو چیست و از ترکان جنگی خواست بداند که یارت کیست.
بدو گفت ارژنگ جنگی منم
سرافراز و شیر درنگی منم
هوش مصنوعی: او به او گفت: «من جنگجوی قهرمان و شجاع هستم، همانند شیر نیرومند و دلیر.»
کنون خاک را از تو رخشان کنم
به آوردگه برسرافشان کنم
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم خاک را به نور و زیبایی تو روشن کنم و به جایی برسانم که درخشان و باشکوه باشد.
چو گفتار پور زره شد ببن
سپهدار ایران شنید این سخن
هوش مصنوعی: وقتی پسر زره صحبت کرد، فرمانده ایرانی این سخن را شنید.
بپاسخ ندید ایچ رای درنگ
همان آبداری که بودش بچنگ
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که وقتی کسی به پرسشی پاسخ نمیدهد یا تردید میکند، بهتر است بر اساس شواهد و واقعیتها قضاوت کنیم. در واقع، کسی که میتواند بر اساس تجربیات و واقعیتها تصمیم بگیرد، نباید درنگ کند.
بزد بر سر و ترگ آن نامدار
تو گفتی تنش سر نیاورد بار
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که شخصی به قدری با عظمت و قدرتمند است که نمیتواند فشارهای سنگین را تحمل کند و بار فشاری که بر دوش او گذاشته شده، او را خم کرده است. به عبارت دیگر، حتی بزرگترین و مشهورترین افراد نیز ممکن است در برابر سختیها و بارهای زندگی شکسته شوند و نتوانند مقابله کنند.
برآمد ز ایران سپه بوق و کوس
که پیروز بادا سرافراز طوس
هوش مصنوعی: از ایران سپاهی بیرون آمد که با ساز و نوای بلند میگویند: «پیروز باد، سربلند و سرافراز توس!»
غمی گشت پیران ز توران سپاه
ز ترکان تهی ماند آوردگاه
هوش مصنوعی: پیران از حمله سپاه توران ناراحت شدند و میدان جنگ از ترکها خالی ماند.
دلیران توران و کنداوران
کشیدند شمشیر و گرز گران
هوش مصنوعی: دلیران تورانی با شجاعت شمشیرها و گرزهای سنگین را به دست گرفتند و آماده جنگ شدند.
که یکسر بکوشیم و جنگ آوریم
جهان بر دل طوس تنگ آوریم
هوش مصنوعی: ما باید به طور کامل تلاش کنیم و در جنگ شرکت کنیم تا بتوانیم بر دل طوس فشار بیاوریم و دنیا را تحت کنترل خود درآوریم.
چنین گفت هومان که امروز جنگ
بسازید و دل را مدارید تنگ
هوش مصنوعی: هومان گفت که امروز باید آماده جنگ باشیم و نباید دلهایمان را گرفته و تنگ کنیم.
گر ایدونک زیشان یکی نامور
ز لشکر برارد به پیکار سر
هوش مصنوعی: اگر یکی از آنها از لشکر به میدان جنگ بیفتد و نامی به دست آورد.
پذیره فرستیم گردی دمان
ببینیم تا بر که گردد زمان
هوش مصنوعی: بیایید در این لحظه تماشا کنیم که زمان به کجا میرسد و سرنوشت چه کسانی را رقم میزند.
وزیشان بتندی نجویید جنگ
بباید یک امروز کردن درنگ
هوش مصنوعی: از آنها به تندی نخواهید جنگید، چون امروز باید بدون تأخیر به مبارزه بپردازید.
بدانگه که لشکر بجنبد ز جای
تبیره برآید ز پردهسرای
هوش مصنوعی: زمانی که لشکری حرکت کند و از جای خود برگردد، سرخی آتش از پشت پردهاش نمایان خواهد شد.
همه یکسره گرزها برکشیم
یکی از لب رود برتر کشیم
هوش مصنوعی: همه ما باید با قدرت و انگیزه فراوان، برای نبرد آماده شویم و از میان همه، یک نفر را برای پیشروی و رهبری انتخاب کنیم.
بانبوه رزمی بسازیم سخت
اگر یار باشد جهاندار و بخت
هوش مصنوعی: اگر یار و همراهی وجود داشته باشد، میتوانیم با تلاش و کوشش زیاد، به ساختن دنیایی پر از شادی و زیبایی بپردازیم.