برگردان به زبان ساده
همان چون بگفت این سخن شهریار
زریر سپهدار و اسفندیار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که همانطور که شهریار زریر، فرمانده و سرباز دلیر گفت، این سخنان بیان شده است.
کشیدند شمشیر و گفتند اگر
کسی باشد اندر جهان سربسر
هوش مصنوعی: شمشیرها را از نیام کشیدند و گفتند اگر کسی در این جهان وجود داشته باشد که با ما برابر باشد، بیاید.
که نپسندد او را به دینآوری
سر اندر نیارد به فرمانبری
هوش مصنوعی: اگر کسی به خواستههای او پاسخ ندهد و او را نپسندد، هرگز تسلیم اطاعت نخواهد شد.
نیاید بدرگاه فرخنده شاه
نبندد میان پیش رخشنده گاه
هوش مصنوعی: اگر کسی به پیشگاه پادشاه فرخنده و خوشبخت نرود، هیچکس نمیتواند در برابر جلوهگاه رخشندهاش قرار بگیرد.
نگیرد ازو راه و دین بهی
مرین دین به را نباشد رهی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی از راه و دین درست دور شود، نمیتواند به سعادت و خوشبختی دست پیدا کند. در واقع، دین صحیح راهی ندارد و بدون این دین، انسان نمیتواند به حقیقت و درستی برسد.
به شمشیر جان از تنش بر کنیم
سرش را به دار برین بر کنیم
هوش مصنوعی: به وسیله شمشیر، جان او را از بدنش میگیریم و سرش را بر این دار میآویزیم.
سپهدار ایران که نامش زریر
نبرده دلیری چو درنده شیر
هوش مصنوعی: رئیس سپاه ایران، که نامش زریر است، دلیری و شجاعتش مانند شیر درنده است.
به شاه جهان گفت آزادهوار
که دستور باشد مرا شهریار
هوش مصنوعی: او به پادشاه عالم با روحیهای آزاده گفت که بفرمایید من هم دولتمرد شما باشم.
که پاسخ کنم جادو ارجاسپ را
پسند آمد این شاه گشتاسپ را
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم به جادو پاسخ دهم، باید بدانم که آیا این نکته مورد پسند شاه گشتاسپ است یا خیر.
بدو گفت برخیز و پاسخ کنش
نکال تگینان خلخ کنش
هوش مصنوعی: به او گفتند که با شتاب برخیز و پاسخ بده، زیرا کارهای مهم و دشواری در پیش است.
زریر گرانمایه و اسفندیار
چو جاماسپ دستور ناباکدار
هوش مصنوعی: زریر، مردی با ارزش و برجسته، و اسفندیار، شخصیت معروف و نیرومند، مانند جاماسپ، که دبیری معروف و حکیم بود، هستند.
ز پیشش برفتند هر سه به هم
شده سر پر از کین و دلها دژم
هوش مصنوعی: از پیش او، هر سه نفر با هم رفتند و سرشان پر از دشمنی و دلهایشان ناراحت و غمگین بود.
نوشتند نامه به ارجاسپ زشت
هم اندر خور آن کجا او نوشت
هوش مصنوعی: نامهای زشت به ارجاسپ نوشتند که خود او هم شایستهاش بود.
زریر سپهبد گرفتش به دست
چنان هم گشاده ببردش نبست
هوش مصنوعی: زریر سپهبد او را به طور آزادانه و بدون هیچگونه محدودیتی به دست گرفت و با خود برد.
سوی شاه برد و برو بر بخواند
جهانجوی گشتاسپ خیره بماند
هوش مصنوعی: به سوی شاه رفت و برای او خواند. جهانجوی گشتاسپ در این حالت مبهوت و شگفتزده باقی ماند.
ز دانا سپهبد زریر سوار
ز جاماسپ و ز فرخ اسفندیار
هوش مصنوعی: سردار زریر، که فردی دانا و ماهر است، سوار بر اسبهای قهرمانان مشهور جاماسپ و فرخ اسفندیار است.
ببست و نوشت اندرو نام خویش
فرستادگان را همه خواند پیش
هوش مصنوعی: او درب بسته را به نام خود نوشت و همه فرستادگان را به حضور خواند.
بگیرید گفت این و زی او برید
نگر زین سپس راه را نسپرید
هوش مصنوعی: بگیرید، اینجا میگوید که به گفتهها توجه کنید و از او جدا شوید. اما مراقب باشید؛ بعد از این، مسیر را از یاد نبرید.
که گر نیستی اندر استا و زند
فرستاده را زینهار از گزند
هوش مصنوعی: اگر در اینجا و در این حال نیستی، از فرستادهی خود مراقبت کن و او را از آسیبها در امان نگهدار.
ازین خواب بیدارتان کردمی
همان زنده بر دارتان کردمی
هوش مصنوعی: من شما را از این خواب بیدار میکردم و همان کسی که زندهتان کرده، شما را بر دار میآورد.
چنین تا بدانستی آن گرگسار
که گردن نیازد ابا شهریار
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدی که آن گرگ مانند، به شهریار احترام نمیگذارد و نیازی به او ندارد.
بینداخت نامه بگفتا روید
مرین را سوی ترک جادو برید
هوش مصنوعی: نامه را به زمین انداخت و گفت: این را به سمت ترک جادو ببرید.
بگویید هوشت فراز آمدست
به خون و به خاکت نیاز آمدست
هوش مصنوعی: بگویید که عقل و اندیشه در اوج و بلندی قرار گرفته و برای زنده ماندن به خون و خاک تو وابسته است.
زده باد گردنت خسته میان
به خاک اندرون ریخته استخوان
هوش مصنوعی: باد به گردن او خورده و او خسته شده است، به طوری که استخوانهایش در خاک پخش شده است.
درین ماه ار ایدونک خواهد خدای
بپوشم به رزم آهنینه قبای
هوش مصنوعی: اگر در این ماه خداوند بخواهد، من در جنگ به زره و لباس آهنین خود را میپوشم.
به توران زمین اندر آرم سپاه
کنم کشور گرگساران تباه
هوش مصنوعی: من در سرزمین توران سپاهی میآورم و کشور گرگساران را ویران میکنم.