برگردان به زبان ساده
برین ایستادند ترکان چین
دو تن نیز کردند زیشان گزین
هوش مصنوعی: ترکان چین بر روی این موضوع ایستادهاند و دو نفر از آنها نیز به انتخاب از میان آنها پرداختهاند.
یکی نام او بیدرفش بزرگ
گوی پیر و جادو ستنبه سترگ
هوش مصنوعی: یکی از شخصیتها یا نامها در ادبیات ایرانی به نام بیدرفش بزرگ وجود دارد که ویژگیهای خاصی دارد و به او لقبهایی همچون پیر و جادو داده شده است. این شخصیت به دلیل بزرگی و تواناییهایش مورد توجه قرار گرفته است.
دگر جادوی نام او نام خواست
که هرگز دلش جز تباهی نخواست
هوش مصنوعی: دیگری سحر و جادو را به نام او میستاید و تنها چیزی که دلش میخواهد، خراب کردن و نابود کردن است.
یکی نامه بنوشت خوب و هژیر
سوی نامور خسرو و دین پذیر
هوش مصنوعی: یکی نامهای زیبا و با لطافت نوشت و آن را به سوی پادشاه نامدار و باورمند به دین فرستاد.
نوشتش به نام خدای جهان
شناسندهٔ آشکار و نهان
هوش مصنوعی: در اینجا به نام خداوندی اشاره شده که به همه چیز، چه عیان و چه پنهان، آگاه است و شناخت کاملی دارد.
نوشتم یکی نامهای شهریار
چنانچون بد اندر خور روزگار
هوش مصنوعی: نامهای را به حاکم نوشتم که متناسب با وضعیت و حال و روز آن زمان باشد.
سوی گرد گشتاسپ شاه زمین
سزاوار گاه کیان بافرین
هوش مصنوعی: به سمت گرد هیزم و آتش، شاه زمین، جایگاه شایسته و مناسب پادشاهان ایران.
گزین و مهین پور لهراسپ شاه
خداوند جیش و نگهدار گاه
هوش مصنوعی: گزین و مهین، فرزند لهراسپ، پادشاه بزرگ و محبوب خداوند است و مسئول نگهداری و حفاظت از مکانهای مقدس میباشد.
ز ارجاسپ سالار گردان چین
سوار جهاندیده گرد زمین
هوش مصنوعی: ارجاسپ، فرمانده و سردار قوم چین، با سواری چابک و آماده، به دور دنیا سفر کرده و در جستجوی تجربه و دیدن نقاط مختلف آن است.
نوشت اندران نامهٔ خسروی
نکو آفرینی خط یبغوی
هوش مصنوعی: در آن نامهای که به زیبایی و ویژگیهای شاه خوب نوشته شده، به خوشنویسی یعقوبی اشاره شده است.
که ای نامور شهریار جهان
فروزندهٔ تاج شاهنشهان
هوش مصنوعی: ای پادشاه مشهور و پرآوازهٔ دنیا، نوربخش تاج شاهان.
سرت سبز باد و تن و جان درست
مبادت کیانی کمرگاه سست
هوش مصنوعی: برای تو آرزوی طول عمر و سلامتی دارم و امیدوارم که هرگز در سختی و بیثباتی قرار نگیری.
شنیدم که راهی گرفتی تباه
مرا روز روشن بکردی سیاه
هوش مصنوعی: شنیدم که به راهی رفتی که مرا به نابودی کشاند و در روز روشن، زندگیام را تاریک کردی.
بیامد یکی پیر مهتر فریب
ترا دل پر از بیم کرد و نهیب
هوش مصنوعی: یک پیر مرد با تجربه و فریبنده آمد و دل تو را پر از ترس کرد و به تو هشدار داد.
سخن گفتش از دوزخ و از بهشت
به دلت اندرون هیچ شادی نهشت
هوش مصنوعی: او درباره دوزخ و بهشت صحبت کرد، اما هیچ شادی و خوشحالی در دل تو باقی نگذاشت.
تو او را پذیرفتی و دینش را
بیاراستی راه و آیینش را
هوش مصنوعی: تو او را قبول کردی و دینش را منظم کردی و راه و روش او را به زیبایی درست کردی.
برافگندی آیین شاهان خویش
بزرگان گیتی که بودند پیش
هوش مصنوعی: تو از اندازۀ شاهان بزرگ، آداب و رسوم خود را به نمایش میگذاری و به آنهایی که قبلاً در این دنیا بزرگ بودند، افتخار میکنی.
رها کردی آن پهلوی کیش را
چرا ننگریدی پس و پیش را
هوش مصنوعی: چرا آن پهلو را که به کیش مربوط میشد رها کردی و به حال و آیندهاش توجه نکردی؟
تو فرزند آنی که فرخنده شاه
بدو داد تاج از میان سپاه
هوش مصنوعی: تو فرزند کسی هستی که شاه پیروزمند، تاج را از میان لشکر به او داد.
ورا برگزید از گزینان خویش
ز جمشیدیان مر ترا داشت پیش
هوش مصنوعی: او را از میان بهترینها انتخاب کرد، همانطور که جمشیدیان تو را به عنوان پیشوای خود برگزیدند.
بران سان که کیخسرو کینهجوی
ترا بیش بود از کیان آبروی
هوش مصنوعی: بنگر که کیخسرو، که دشمنیاش با تو بیشتر از قدرت و عظمت کیان است، چگونه بر تو میتازد و کینهورزیاش را نمایان میکند.
بزرگی و شاهی و فرخندگی
توانایی و فر و زیبندگی
هوش مصنوعی: عظمت و سلطنت و خوشبختی، نیرویی است که به همراه شکوه و زیبایی میآید.
درفشان و پیلان آراسته
بسی لشکر و گنج و بس خواسته
هوش مصنوعی: بسیاری از نیروهای مجهز و decorated در میدان حضور دارند و گنجینههای زیادی نیز در دسترس است.
همی بودت ای مهتر شهریار
همه مهتران مر ترا دوستدار
هوش مصنوعی: ای سردار گرامی، همیشه بدان که همه بزرگترها و دیگران نسبت به تو محبت و دوستی دارند.
همی تافتی بر جهان یکسره
چو اردیبهشت آفتاب از بره
هوش مصنوعی: تو همچون ماه اردیبهشت که آفتاب به تمام جهان میتابد، بر دنیا میچرخیدی و تو را فراگرفته است.
زگیتی ترا برگزیده خدای
مهانت همه پیش بوده به پای
هوش مصنوعی: خداوند تو را از میان مردم برگزیده است و همهی بزرگان و پیشوایان در مقابلت زانو زدهاند.
نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین ره ورا حق شناس
هوش مصنوعی: اگر در مسیر حق و حقیقت خدای جهان را شکر نگذاری و او را نشناسی، در واقع هیچ قدردانی از او نکردهای.
ازان پس که ایزد ترا شاه کرد
یکی پیر جادوت بی راه کرد
هوش مصنوعی: پس از آنکه خداوند تو را پادشاه کرد، یک سالخورده جادوگر تو را به بیراهه کشاند.
چو آگاهی تو سوی من رسید
به روز سپیدم ستاره بدید
هوش مصنوعی: وقتی خبر آمدن تو به سمت من رسید، در روز روشن ستارهای را دیدم.
نوشتم یکی نامهٔ دوست وار
که هم دوست بودیم و هم نیک یار
هوش مصنوعی: نامهای نوشتم برای دوستی که همواره همراه و یاور من بوده است.
چو نامه بخوانی سر و تن بشوی
فریبنده را نیز منمای روی
هوش مصنوعی: وقتی نامهای را میخوانی، خود را پاک و منزه کن و فریبندهها را از خود دور کن.
مران بند را از میان باز کن
به شادی می روشن آغاز کن
هوش مصنوعی: درب را از وسط باز کن و شروع کن به روشن کردن فضا با شادی.
گرایدونک بپذیری از من تو پند
ز ترکان ترا نیز ناید گزند
هوش مصنوعی: اگر تو نصیحت مرا قبول کنی، از آسیبهای ترکها نیز در امان خواهی بود.
زمین کشانی و ترکان چین
ترا باشد این همچو ایران زمین
هوش مصنوعی: ایران زمین به قدری زیبا و قدرتمند است که میتواند تو را از سرزمینهای دور دست بیاورد، همانطور که ترکان و چینیها نیز تحت تاثیر فرهنگ و زیباییهای این سرزمین قرار میگیرند.
به تو بخشم این بیکران گنجها
که آوردهام گرد با رنجها
هوش مصنوعی: میخواهم همهی گنجینههای بیپایانی را که با زحمت جمعآوری کردهام، به تو هدیه دهم.
نکورنگ اسپان با سیم و زر
به استامها در نشانده گهر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف اسب زیبا و ارزشمندی میپردازد که با زین و زرق و برق از طلا و نقره به نمایش گذاشته شده و جواهراتی در زین آن کار شده است. این تصویر نمادین، نمایانگر زیبایی و شکوه اسب و اهمیت آن در فرهنگ و هنر است.
غلامان فرستمت با خواسته
نگاران با جعد آراسته
هوش مصنوعی: غلامان را به سوی تو فرستادم که خواستههای خود را با زیبایی و ظرافت به نمایش بگذارند.
و ایدونک نپذیری این پند من
ببینی گران آهنین بند من
هوش مصنوعی: اگر تو این نصیحت من را نپذیری، به زودی متوجه خواهی شد که چقدر سنگین و محکم در زنجیرهای سختی گرفتار شدهای.
بیایم پس نامه تا چندگاه
کنم کشورت را سراسر تباه
هوش مصنوعی: من بیایم و نامهای بنویسم تا مدتی طولانی کشور تو را به کلی ویران کنم.
سپاهی بیارم ز ترکان چین
که بنگاهشان بر نتابد زمین
هوش مصنوعی: من جنگجویانی از سرزمین ترکان چین میآورم که سنگینی و قدرتشان زمین را تاب نمیآورد.
بینبارم این رود جیحون به مشک
به مشک آب دریا کنم پاک خشک
هوش مصنوعی: من این رود جیحون را با مشک پر میکنم و آب دریا را پاک و زلال میسازم.
بسوزم نگاریده کاخ ترا
ز بن برکنم بیخ و شاخ ترا
هوش مصنوعی: من تا مرز آتش گرفتن برایت میسوزم و میخواهم ریشه و پایههای وجودت را از بیخ و بن برکنم.
زمین را سراسر بسوزم همه
کتفتان به ناوک بدوزم همه
هوش مصنوعی: زمین را به طور کامل می سوزانم و همه شما را با تیر کینه به خود می چسبانم.
ز ایرانیان هرچ مردست پیر
کشان بنده کردن نباشد هژیر
هوش مصنوعی: هر انسانی که در میان ایرانیان وجود دارد، اگر پیرتر از خودش را به بند کشد، نباید او را در زمرهی افراد بزرگ و والا به حساب آورد.
ازیشان نیابی فزونی بها
کنمشان همه سر ز گردن جدا
هوش مصنوعی: اگر کسی را نیابی که ارزشش بیشتر از دیگران باشد، همه را از سر گردن جدا کنم.
زن و کودکانشان بیارم ز پیش
کنمشان همه بندهٔ شهر خویش
هوش مصنوعی: زنان و کودکانشان را به دوش میزنم و به جلو میآورم تا آنها را به خدمت شهر خود درآورم.
زمینشان همه پاک ویران کنم
درختانش از بیخ و بن برکنم
هوش مصنوعی: میخواهم زمینهایشان را به طور کامل خراب کنم و درختانشان را از ریشه بزنم.
بگفتم همه گفتنی سر بسر
تو ژرف اندرین پند نامه نگر
هوش مصنوعی: گفتم که تمام حرفها و گفتهها در مورد تو است، بنابراین در این نامه به نکات عمیق و درسهایی که در آن وجود دارد توجه کن.