برگردان به زبان ساده
چو برزد سر از کوه تابنده شید
برآمد سر تاج روز سپید
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید از بالای کوه سر بیرون آورد، روز جدید با نور سفید و درخشان خود آغاز شد.
سپاه پراگنده گردآمدند
همی هر کسی داستانها زدند
هوش مصنوعی: سپاهیان متفرق جمع شدند و هر یک داستانهایی را تعریف کردند.
که چندین ز ایرانیان کشته شد
سربخت سالار برگشته شد
هوش مصنوعی: چندین نفر از ایرانیان به دست سربازان کشته شدند و حالا تقدیر طوری تغییر کرده که فرمانده به پیروزی دست یافته است.
چنین چیره شد دست ترکان بجنگ
سپه را کنون نیست جای درنگ
هوش مصنوعی: دست ترکان به قدری بر جنگ تسلط یافته که اکنون جایی برای توقف و تأمل وجود ندارد.
بر شاه باید شدن بیگمان
ببینیم تا بر چه گردد زمان
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقام پادشاهی، باید با اطمینان پیش برویم و ببینیم زمان چه تغییراتی را به همراه خواهد آورد.
اگر شاه را دل پر از جنگ نیست
مرا و تو را جای آهنگ نیست
هوش مصنوعی: اگر شاه از دل خود پر از جنگ و نزاع نیست، نه برای من و نه برای تو جایی برای شادی و سرور وجود ندارد.
پسر بیپدر شد پدر بیپسر
بشد کشته و زنده خسته جگر
هوش مصنوعی: پسر یتیم شد و پدر هم بیپسر باقی ماند. در این وضعیت، هر دو، چه کشته و چه زنده، از درد و رنج عمیقی رنج میبرند.
اگر جنگ فرمان دهد شهریار
بسازد یکی لشکر نامدار
هوش مصنوعی: اگر جنگ دستور دهد، پادشاه باید نیرویی بزرگ و معروف را سامان دهد.
بیاییم و دلها پر از کین و جنگ
کنیم این جهان بر بداندیش تنگ
هوش مصنوعی: بیایید دلهایمان را پر از دشمنی و نزاع کنیم، این دنیا را بر کسانی که بد فکر میکنند تنگ و سخت کنیم.
برین رای زان مرز گشتند باز
همه دل پر از خون و جان پر گداز
هوش مصنوعی: از آن سرزمین بازگشتند و همه دلشان پر از اندوه و جانشان در عذاب بود.
برادر ز خون برادر به درد
زبانشان ز خویشان پر از یاد کرد
هوش مصنوعی: برادر از خون برادر به خاطر صحبتهایش، به شدت رنج میبرد و یاد خویشاوندان بار دیگر او را غمگین میکند.
برفتند یکسر سوی کاسه رود
روانشان ازان کشتگان پر درود
هوش مصنوعی: همه به سوی رودخانه رفتند و با خودشان یاد و سلامتی کسانی که در جنگ کشته شده بودند را همراه داشتند.
طلایه بیامد بپیش سپاه
کسی را ندید اندران جایگاه
هوش مصنوعی: صبحگاهان، پیش از راه افتادن سپاه، کسی را در آن مکان ندید.
بپیران فرستاد زود آگهی
کز ایرانیان گشت گیتی تهی
هوش مصنوعی: پیام فوری به سالخوردگان فرستاد که از ایرانیان، دنیا خالی شده است.
چو بشنید پیران هم اندر زمان
بهر سو فرستاد کارآگهان
هوش مصنوعی: وقتی که ریشسفیدان خبر را شنیدند، در همان لحظه کارگزاران را به همهجا فرستادند.
چو برگشتن مهتران شد درست
سپهبد روان را ز انده بشست
هوش مصنوعی: زمانی که بازگشتن فرماندهان به درستی انجام شد، سپهبد به خاطر اندوهش، روحش را شستشو داد.
بیامد بشبگیر خود با سپاه
همی گشت بر گرد آن رزمگاه
هوش مصنوعی: او با گروهش به شبگیر آمد و در اطراف میدان نبرد گشتوگذار میکرد.
همه کوه و هم دشت و هامون و راغ
سراپرده و خیمه بد همچو باغ
هوش مصنوعی: تمامی کوهها، دشتها و باتلاقها همچون باغی زیبا و سرسبز به نظر میآیند.
بلشکر ببخشید خود برگرفت
ز کار جهان مانده اندر شگفت
هوش مصنوعی: پس از آنکه لشکر را رها کرد، خود را از کارهای دنیا جدا کرد و در حیرت و شگفتی به سر برد.
که روزی فرازست و روزی نشیب
گهی شاد دارد گهی با نهیب
هوش مصنوعی: زندگی همیشه در حال تغییر است؛ گاهی در اوج شادی و موفقیت استیم و گاهی با مشکلات و چالشها رو بهرو میشویم.
همان به که با جام مانیم روز
همی بگذرانیم روزی بروز
هوش مصنوعی: بهتر این است که با هم و در کنار یکدیگر روزها را بگذرانیم و از لحظات شیرین زندگی لذت ببریم.
بدان آگهی نزد افراسیاب
هیونی برافگند هنگام خواب
هوش مصنوعی: بدان که آگاهی نزد فرمانروای افراسیاب، در زمان خوابش، فضایی پر از شور و هیجان ایجاد کرده است.
سپهبد بدان آگهی شاد شد
ز تیمار و درددل آزاد شد
هوش مصنوعی: سپهبد از آگاهی و خبرهایی که دریافت کرده، خوشحال شد و احساس راحتی کرد.
همه لشکرش گشته روشنروان
ببستند آیین ره پهلوان
هوش مصنوعی: همه سپاهیانش با نور و روشنی به هم پیوستند و قاعده و راهی را برای قهرمان برقرار کردند.
همه جامهٔ زینت آویختند
درم بر سر او همی ریختند
هوش مصنوعی: همه لباسهای زینت را آویختند و بر سر او طلا و جواهر میریختند.
چو آمد بنزدیکی شهر شاه
سپهبد پذیره شدش با سپاه
هوش مصنوعی: زمانی که شاه سپهبد به نزدیکی شهر رسید، مورد استقبال قرار گرفت و سپاهیان به استقبال او آمدند.
برو آفرین کرد بسیار و گفت
که از پهلوانان ترا نیست جفت
هوش مصنوعی: برو و کاری کن که تحسینها را فراوان جمع کنی و بگو که از میان پهلوانان، هیچکس به اندازه تو همتا ندارد.
دو هفته ز ایوان افراسیاب
همی بر شد آواز چنگ و رباب
هوش مصنوعی: برای دو هفته، در کاخ افراسیاب صدای چنگ و رباب برپا بود و به گوش میرسید.
سیم هفته پیران چنان کرد رای
که با شادمانی شود باز جای
هوش مصنوعی: سیم هفته یعنی روزهای هفته و پیران به معنای افراد با تجربه و سالخورده هستند. این بیت به این معناست که اندیشه و تدبیر این افراد به گونهای بود که در نهایت به شادی و خوشحالی بازگشتند و توانستند مکان خود را دوباره به دست آورند.
یکی خلعت آراست افراسیاب
که گر برشماری بگیرد شتاب
هوش مصنوعی: افراسیاب به زینتی زیبا آراسته است، که اگر آن را توضیح دهی، سرعت عملش بیشتر میشود.
ز دینار وز گوهر شاهوار
ز زرین کمرهای گوهرنگار
هوش مصنوعی: از سکه و جواهرات به مانند شاه، و از کمربندهای زری با سنگهای قیمتی.
از اسپان تازی بزرین ستام
ز شمشیر هندی بزرین نیام
هوش مصنوعی: از اسب تازی بزرگ، ستام به وجود آمده است؛ و از شمشیر هندی بزرگ، نیام حاصل شده است.
یکی تخت پرمایه از عاج و ساج
ز پیروزه مهد و ز بیجاده تاج
هوش مصنوعی: در این بیت، به توصیف تختی ارزشمند و زیبا پرداخته شده است که از مواد با کیفیت مانند عاج و ساج ساخته شده و با جواهراتی چون فیروزه و تاج زینت یافته است. این تخت نمادی از شکوه و زیبایی است که در طراحی و ساخت آن از بهترین مواد و هنر استفاده شده است.
پرستار چینی و رومی غلام
پر از مشک و عنبر دو پیروزه جام
هوش مصنوعی: پرستار چینی و رومی، دو خدمتکار هستند که از عطر و بوی خوش مشک و عنبر پر هستند و در دستشان دو جام زیبای فیروزهای دارند.
بنزدیک پیران فرستاد چیز
ازان پس بسی پندها داد نیز
هوش مصنوعی: پس از آنکه چیزی به نزد پیران فرستادند، آنها نیز نصایح و اندرزهای زیادی ارائه دادند.
که با موبدان باش و بیدار باش
سپه را ز دشمن نگهدار باش
هوش مصنوعی: با دانشمندان و صاحبان نظر ارتباط برقرار کن و هوشیار باش؛ سپاه خود را از خطرات دشمن محافظت کن.
نگه کن خردمند کارآگهان
بهرجای بفرست گرد جهان
هوش مصنوعی: به دقت به اطراف خود توجه کن و ببین که افراد با تجربه و دانا چگونه در هر مکانی به انجام کارهای خود میپردازند.
که کیخسرو امروز با خواستست
بداد و دهش گیتی آراستست
هوش مصنوعی: کیخسرو امروز با اراده و نیکوکاری خود دنیا را زیبا و آراسته کرده است.
نژاد و بزرگی و تخت و کلاه
چو شد گرد ازین بیش چیزی مخواه
هوش مصنوعی: وقتی که نژاد، مقام، تخت و تاج دیگر ارزشی ندارد و همه چیز به پایان میرسد، دیگر چیزی را از این دنیا نخواهی خواست.
ز برگشتن دشمن ایمن مشو
زمان تا زمان آگهی خواه نو
هوش مصنوعی: از بازگشت دشمن احساس امنیت نکن، زیرا هر لحظه ممکن است خبر جدیدی بیاید.
بجایی که رستم بود پهلوان
تو ایمن بخسپی بپیچد روان
هوش مصنوعی: جایی که رستم، پهلوان بزرگ، حضور دارد، تو باید در آرامش و امنیت باشی و از خطرات دور بمانی.
پذیرفت پیران همه پند اوی
که سالار او بود و پیوند اوی
هوش مصنوعی: ضعیف نیست که همهی سالخوردگان نصیحت او را پذیرفتند، زیرا او پیشوای آنها و پیوند دهندهی آنها بود.
سپهدار پیران و آن انجمن
نهادند سر سوی راه ختن
هوش مصنوعی: سردار سالخوردهٔ پیران و آن گروه، سر به سوی جادهٔ ختن گذاشتند.
بپای آمد این داستان فرود
کنون رزم کاموس باید سرود
هوش مصنوعی: داستان به اینجا رسیده و حالا باید درباره نبرد کاموس سرود خوانده شود.