برگردان به زبان ساده
وزان جایگه رفت خورشیدفش
بیامد دمان تا زمین حبش
هوش مصنوعی: از آن مکان، خورشید درخشید و به تدریج به زمین ایران رسید.
ز مردم زمین بود چون پر زاغ
سیه گشته و چشمها چون چراغ
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که انسانها همچون زاغهای سیاه هستند و چشمانشان مانند چراغهایی میدرخشند. در این توصیف، به شباهت بین انسان و زاغ اشاره شده است، که ممکن است به ضعف یا تاریکی اشاره کند، و چشمانشان نوری دارند که میتواند به درک و آگاهی تعبیر شود.
تناور یکی لشکری زورمند
برهنه تن و پوست و بالابلند
هوش مصنوعی: یک جنگجوی قدرتمند و بزرگاندام که بدون زره و با ظاهری طبیعی و خالی از هرگونه پوشش، در میدان نبرد حاضر شده است.
چو از دور دیدند گرد سپاه
خروشی برآمد ز ابر سیاه
هوش مصنوعی: زمانی که از دور گرد و غبار سپاه را دیدند، صدایی شبیه غرش از ابرهای تیره به گوش رسید.
سپاه انجمن شد هزاران هزار
وران تیره شد دیدهٔ شهریار
هوش مصنوعی: ارتشی از جمعیت به وجود آمد و چشم پادشاه تاریک و ناامید شد.
به سوی سکندر نهادند سر
بکشتند بسیار پرخاشخر
هوش مصنوعی: به سمت سکندر، سرها را به خاک افکندند و در میدان نبرد، بسیار جنگ و جدل کردند.
به جای سنان استخوان داشتند
همی بر تن مرد بگذاشتند
هوش مصنوعی: مردان به جای تیر و نیزه، استخوانهای خود را به تن داشتند و بر آن بلندیها ایستادند.
به لشکر بفرمود پس شهریار
که برداشتند آلت کارزار
هوش مصنوعی: شاه فرمان داد تا سربازان وسایل جنگ را برداشتند.
برهنه به جنگ اندر آمد حبش
غمی گشت زان لشکر شیرفش
هوش مصنوعی: حبشی بدون لباس به میدان جنگ وارد شد و از دیدن آن لشکر شیران، دچار نگرانی شد.
بکشتند زیشان فزون از شمار
بپیچید دیگر سر از کارزار
هوش مصنوعی: از آنها بیشتر از حد تصور کشته شدند و دیگر سر از میدان جنگ بر نیاوردند.
ز خون ریختن گشت روی زمین
سراسر به کردار دریای چین
هوش مصنوعی: زمین به واسطه ریخته شدن خون، همچون دریایی از خون شده است.
چو از خون در و دشت آلوده شد
ز کشته به هر جای بر توده شد
هوش مصنوعی: وقتی که زمین و دشت به خون کشتهها آلوده شد، هر گوشهای پر از جسد گردید.
چو بر توده خاشاکها برزدند
بفرمود تا آتش اندر زدند
هوش مصنوعی: وقتی که بر انبوهی از خاشاکها ضربه زدند، فرمان دادند که آتش روشن کنند.
چو شب گشت بشنید آواز کرگ
سکندر بپوشید خفتان و ترگ
چون شب شد اسکندر آواز کرگدن شنید و زره و کلاه خود پوشید .
یکی پیش رو بود مهتر ز پیل
به سر بر سرو داشت همرنگ نیل
هوش مصنوعی: یک نفر در جلو بود که برتر از فیل به نظر میرسید و بر روی سرش رنگی شبیه به رنگ نیل (آبی تیره) داشت.
ازین نامداران فراوان بکشت
بسی حمله بردند و ننمود پشت
هوش مصنوعی: بسیاری از این قهرمانان را کشتهاند و در چندین حمله عقبنشینی نکردهاند.
بکشتند فرجام کارش به تیر
یکی آهنین کوه بد پیل گیر
هوش مصنوعی: او در پایان کارش با تیری آهنی کشته شد، تیری همچون کوه بزرگ و سخت که به هدف وحشتناکی اصابت کرد.
وزان جایگه تیز لشکر براند
بسی نام دادار گیهان بخواند
هوش مصنوعی: از آن مکان، سپاه تند و تیز به سوی دشمن میرود و نام خالق جهان را بلند فریاد میزند.