برگردان به زبان ساده
وزان پس غم و شادی یزدگرد
چنان گشت بر پور چون باد ارد
هوش مصنوعی: پس از آن، غم و شادی یزدگرد به گونهای شد که بر روی فرزندش همچون باد میوزید.
برین نیز چندی زمان برگذشت
به ایران پدر پور فرخ به دشت
هوش مصنوعی: مدتی گذشت و در این مدت پدر پسر خوشبختی به دشت ایران رفت.
ز شاهی پراندیشه شد یزدگرد
ز هر کشوری موبدان کرد گرد
هوش مصنوعی: یزدگرد، شاهی اندیشمند، از تمام سرزمینها موبدان را جمع کرد.
به اخترشناسان بفرمود شاه
که تا کردهر یک به اختر نگاه
هوش مصنوعی: شاه به اخترشناسان گفت که هر کدام به ستارهها نگاه کنند.
که تا کی بود در جهان مرگ اوی
کجا تیره گردد سر و ترگ اوی
هوش مصنوعی: این جهان تا چه زمانی شاهد مرگ او خواهد بود و زمانی که عمر او به پایان برسد، آیا سرنوشتش تیره خواهد شد یا خیر؟
چه باشد کجا باشد آن روزگار
که پژمرده گردد گل شهریار
هوش مصنوعی: چه چیز باید رخ دهد و در کجا باید باشد که روزی برسد که گل شهریار پژمرده شود؟
ستارهشمر گفت کاین خود مباد
که شاه جهان گیرد از مرگ یاد
هوش مصنوعی: ستارهشمر گفت که این نه چیزی است که پادشاه هفت آسمان از مرگ و فنا آگاه شود.
چو بخت شهنشاه بدرو شود
از ایدر سوی چشمهٔ سو شود
هوش مصنوعی: وقتی سرنوشت پادشاه بر وفق مراد نباشد، باید از سرزمین خود به جایی دورتر برود تا بتواند آرامش و زندگی تازهای پیدا کند.
فراز آورد لشکر و بوق و کوس
به شادی نظاره شود سوی طوس
هوش مصنوعی: ارتش با بوق و طبل به پیروزی رسید و با شادی به سمت شهر طوس نگاه میکند.
بر آن جایگه بر بود هوش اوی
چو این راز بگذشت بر گوش اوی
هوش مصنوعی: او در آن مکان از فهم و درک بالایی برخوردار بود، اما زمانی که این راز بیان شد، به راحتی از کنارش گذشت و متوجه نشد.
ازین دانش ار یادگیری به دست
که این راز در پردهٔ ایزدست
هوش مصنوعی: اگر از این علم و دانش چیزی بیاموزی، بدان که این راز تحت ارادهٔ خداوند قرار دارد.
چو بشنید زو شاه سوگند خورد
به خراد برزین و خورشید زرد
هوش مصنوعی: وقتی شاه از او شنید، سوگند یاد کرد که به خراد برزین و خورشید زرد توجه کند.
که من چشمهٔ سو نبینم به چشم
نه هنگام شادی نه هنگام خشم
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم چشمانم به سوگواری و اندوه بیفتد، نه در زمان شادی و نه در زمان خشم.
برین نیز برگشت گردون سه ماه
زمانه به جوش آمد از خون شاه
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که گردونه یا چرخ زمان، پس از سه ماه، دوباره به حرکت درآمد و به خاطر خون شاه به شدت دگرگون و پرجنب و جوش شد.
چو بیدادگر شد شبان با رمه
بدو بازگردد بدیها همه
هوش مصنوعی: وقتی که شبان به ظلم و ستم روی آورد، تمام بدیها به سمت او باز میگردد.
ز بینیش بگشاد یک روز خون
پزشک آمد از هر سوی رهنمون
هوش مصنوعی: روزی پزشک متوجه شد که خون از بین بینی کسی بیرون میآید و از همه طرف به او راهنمایی کردند.
به دارو چو یک هفته بستی پزشک
دگر هفته خون آمدی چون سرشک
هوش مصنوعی: وقتی که یک هفته درمان شدی و دارو نوشیدی، در هفته بعدی، خون از بدنت خارج میشود مانند اشک.