برگردان به زبان ساده
ازان پس به هرسو یکی نامه کرد
به جایی که درویش بد جامه کرد
هوش مصنوعی: پس از آن، نفر از هر سو نامهای نوشت به جایی که درویش در حالی که لباس سادهای بر تن داشت، قرار داشت.
بپرسید هرجا که بیرنج کیست
به هرجای درویش و بیگنج کیست
هوش مصنوعی: هرجا که بیزحمت و رنج باشد، از آن سوال کنید که راهی برای رسیدن به درویش و بیپولی پیدا کنید.
ز کار جهان یکسر آگه کنید
دلم را سوی روشنی ره کنید
هوش مصنوعی: از تمام امور دنیا آگاهم کنید و دلم را به سمت روشنایی و راه درست هدایت کنید.
بیامدش پاسخ ز هر کشوری
ز هر نامداری و هر مهتری
هوش مصنوعی: جواب او از هر نقطهای و از هر فرد نامدار و بزرگی رسید.
که آباد بینیم روی زمین
به هرجای پیوسته شد آفرین
هوش مصنوعی: ما در هر جایی از زمین که به آبادانی و رونق برخورد کنیم، بر آن شادی و ستایش میفرستیم.
مگر مرد درویش کز شهریار
بنالد همی از بد روزگار
هوش مصنوعی: مگر مرد فقیری که از فرمانروا شکایت میکند، از روزگار بدی که در آن زندگی میکند، نالان نیست؟
که چون می گسارد توانگر همی
به سر بر ز گل دارد افسر همی
هوش مصنوعی: وقتی شخص ثروتمند شراب مینوشد، مانند کسی است که بر سرش تاجی از گل دارد.
به آواز رامشگران می خورند
چو ما مردمان را به کس نشمرند
هوش مصنوعی: مردم عادی مانند ما را در نظر نمیگیرند و به طور شاد و با موسیقی لذت میبرند.
تهی دست بیرود و گل می خورد
توانگر همانا ندارد خرد
هوش مصنوعی: کسی که بیپولی دارد، از دنیای مادی دور میشود و از لذتهای ساده بهرهمند میشود، اما فرد ثروتمند اگر عقل و فهم درستی نداشته باشد، در واقع چیزی ارزشمند ندارد.
بخندید زان نامه بیدار شاه
هیونی برافگند پویان به راه
هوش مصنوعی: در اینجا به شادی و خوشحالی از نامهای که به خواب شاه بیداری میبخشد اشاره شده است. مردان پوینده و پرتحرک به راهی میروند که این نامه ایجاد کرده است.
به نزدیک شنگل فرستاد کس
چنین گفت کای شاه فریادرس
هوش مصنوعی: به نزد شنگل کسی را فرستاد و گفت: ای پادشاه، یاور و فریادرس ما.
ازان لوریان برگزین ده هزار
نر و ماده بر زخم بربط سوار
هوش مصنوعی: از میان لوریان، انتخاب کن ده هزار اسب نر و ماده تا بر زخم بربط نشینند.
به ایران فرستش که رامشگری
کند پیش هر کهتری بهتری
هوش مصنوعی: به ایران فرستش تا هنرمندی کند و در مقابل هر رئیسی، برتری داشته باشد.
چو برخواند آن نامه شنگل تمام
گزین کرد زان لوریان به نام
هوش مصنوعی: وقتی آن نامه زیبا را خواند، شنگل بهترین گزینه را از لوریها انتخاب کرد.
به ایران فرستاد نزدیک شاه
چنان کان بود در خور نیکخواه
هوش مصنوعی: به ایران نزدیک شاه فرستاد که شایسته و مناسب است و به نفع نیکوکاران خواهد بود.
چو لوری بیامد به درگاه شاه
بفرمود تا برگشادند راه
هوش مصنوعی: وقتی لوری به درگاه شاه رسید، دستور داد تا راه را باز کنند.
به هریک یکی گاو داد و خری
ز لوری همی ساخت برزیگری
هوش مصنوعی: به هر کدام یک گاو داد و از لوری یک الاغ درست کرد و به نوعی نمایش اجرا کرد.
همان نیز خروار گندم هزار
بدیشان سپرد آنک بد پایدار
هوش مصنوعی: به آنها هزار خروار گندم سپرد، اما همان گندم به دست کسی میرسد که پایدار است و در کارش ثابتقدم خواهد بود.
بدان تا بورزد به گاو و به خر
ز گندم کند تخم و آرد به بر
هوش مصنوعی: بدان که اگر گندم را بکارند، به گاو و خر هم توجهی نمیشود و تنها به محصولی که به دست میآید فکر میکنند.
کند پیش درویش رامشگری
چو آزادگان را کند کهتری
هوش مصنوعی: در برابر درویش، نوازندهای وجود دارد که مانند آزادگان رفتار میکند و به او احترام میگذارد.
بشد لوری و گاو و گندم بخورد
بیامد سر سال رخساره زرد
هوش مصنوعی: لوری که در اینجا به معنای گلابی است، به ویتامین و مواد مغذی در محصولات کشاورزی اشاره دارد. در این میان، گاو و گندم هم از مهمترین منابع غذایی محسوب میشوند. پس از مدتی، فردی که این محصولات را مصرف کرده، در پایان سال با چهرهای رنگ پریده و خسته به نظر میرسد. این بیان به نوعی اشاره به تأثیرات زندگی و انتخابهای غذایی بر سلامتی و وضعیت روحی فرد دارد.
بدو گفت شاه این نه کار تو بود
پراگندن تخم و کشت و درود
هوش مصنوعی: شاه به او گفت که این کار تو نیست، تو مسئول پراکندن بذر و برکت در زمین نیستی.
خری ماند اکنون بنه برنهید
بسازید رود و بریشم دهید
هوش مصنوعی: الان زمان تغییر و تحول است، بیایید با هم دست به کار شویم و هر چه لازم است را فراهم کنیم.
کنون لوری از پاک گفتار اوی
همی گردد اندر جهان چارهجوی
هوش مصنوعی: اکنون کسی با گفتار پاک و نیک او در جهان به دنبال راه حل و چاره میگردد.
سگ و کبک بفزود بر گفت شاه
شب و روز پویان به دزدی به راه
هوش مصنوعی: سگ و کبک در کنار هم بیشتر شدند، در حالی که شاه هر روز به دزدی در حرکت است.