برگردان به زبان ساده
چو بنهاد بر نامهبر مهر شاه
برآراست بر ساز نخچیرگاه
هوش مصنوعی: هنگامی که او مهر شاه را بر نامه قرار داد، بر روی ابزار شکار آراسته شد.
به لشکر ز کارش کس آگه نبود
جز از نامدارانش همره نبود
هوش مصنوعی: هیچکس از فعالیتهای سپاه خبر نداشت، جز کسانی که از نامداران و برجستههای آن همراه بودند.
بیامد بدینسان به هندوستان
گذشت از بر آب جادوستان
هوش مصنوعی: او به این شکل به هندوستان آمد و از روی آب جادوگران گذشت.
چو نزدیک ایوان شنگل رسید
در پرده و بارگاهش بدید
هوش مصنوعی: وقتی به نزدیک ایوان شنگل رسید، در پرده و محل نشستن او را دید.
برآوردهای بود سر در هوا
بدربر فراوان سلیح و نوا
هوش مصنوعی: کسی که با خیال و آرزوهای بلند به سر میبرد، در اینجا مجموعهای از ابزارها و تواناییها را در اختیار دارد و میتواند به آسانی به شادی و خوشی دست یابد.
سواران و پیلان بدربر به پای
خروشیدن زنگ با کرنای
هوش مصنوعی: سواران و فیلها در کنار هم ایستادهاند و آماده هستند که با صدای زنگ و نواختن کرنای به حرکت درآیند.
شگفتی بان بارگه بر بماند
دلش را به اندیشه اندر نشاند
هوش مصنوعی: شگفتی او در حضور محبوبش باعث شد که دلش را پر از تفکر کند.
چنین گفت با پردهداران اوی
پرستنده و پایکاران اوی
هوش مصنوعی: او به کسانی که پردهدار او بودند و همچنین به پرستندگان و کسانی که در عرصه کارش بودند، اینگونه گفت.
که از نزد پیروز بهرامشاه
فرستاده آمد بدین بارگاه
هوش مصنوعی: شخصی از طرف پیروز بهرامشاه به این بارگاه آمد.
هم اندر زمان رفت سالار بار
ز پرده درون تا بر شهریار
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که فرمانده یا رهبر از دنیای درونی و خصوصی خود خارج شده و به سوی انسان بزرگ و دارنده قدرت حرکت کرده است. این عمل میتواند نشاندهنده عبور از حجابها و ظاهرها به سوی حقیقت و واقعیت باشد.
بفرمود تا پرده برداشتند
به ارجش ز درگاه بگذاشتند
هوش مصنوعی: او دستور داد که پرده را کنار بزنند تا نشان ارزش و بزرگی او را از درگاه بگذرانند.
خرامان همی رفت بهرام گور
یکی خانه دید آسمانش بلور
هوش مصنوعی: بهرام گور با گامهای آرام و خوشحالی در حال حرکت بود که یک خانهای را دید، سقف آن مانند بلور میدرخشید و زیبا بود.
ازارش همه سیم و پیکرش زر
نشانده به هر جای چندی گهر
هوش مصنوعی: او پیراهنی از سیم و بدنی از طلا دارد، و در هر گوشهای چندین گوهر را به نمایش گذاشته است.
نشسته به نزدیک او رهنمای
پس پشت او ایستاده به پای
هوش مصنوعی: او در کنار او نشسته و کسی که او را راهنمایی میکند، در پشتش ایستاده و از او حمایت میکند.
برادرش را دید بر زیرگاه
نهاده به سر بر ز گوهر کلاه
هوش مصنوعی: او برادرش را دید که بر روی زمین نشسته و کلاهی از گوهر بر سر دارد.
چو آمد به نزدیک شنگل فراز
ورا دید با تاج بر تخت ناز
هوش مصنوعی: هنگامی که به شنگل نزدیک شد، او را دید که با تاجی بر روی تختی زیبا نشسته است.
همه پایهٔ تخت زر و بلور
نشسته برو شاه با فر و زور
هوش مصنوعی: تمام کسانی که در اطراف تخت زرینی که از بلور ساخته شده نشستهاند، به خاطر قدرت و جلال پادشاه است.
بر تخت شد شاه و بردش نماز
همی بود پیشش زمانی دراز
هوش مصنوعی: پادشاه بر تخت نشسته و نماز میخواند، و مدتی طولانی در پیش او حضور داشت.
چنین گفت زان کو ز شاهان مهست
جهاندار بهرام یزدانپرست
هوش مصنوعی: این شخص، که همچون شاهان بزرگ است، اینگونه گفت: او جهاندار و پروردگار یزدان است.
یکی نامه دارم بر شاه هند
نوشته خطی پهلوی بر پرند
هوش مصنوعی: من یک نامه دارم که برای شاه هند نوشته شده و با خط پهلوی بر روی پرندهای منتقل شده است.
چو آواز بهرام بشنید شاه
بفرمود زرین یکی زیرگاه
هوش مصنوعی: وقتی شاه صدای بهرام را شنید، فرمان داد تا یکی از زرینها را زیر پایش قرار دهند.
بران کرسی زرش بنشاندند
ز درگاه یارانش را خواندند
هوش مصنوعی: آن را از تخت زرین برانداز کردند و دوستانش را به حضور او فرا خواندند.
چو بنشست بگشاد لب را ز بند
چنین گفت کای شهریار بلند
هوش مصنوعی: پس از آن که آرام گرفت و لب به سخن گشود، چنین گفت: ای پادشاه بزرگ!
زبان برگشایم چو فرمان دهی
که بیتو مبادا بهی و مهی
هوش مصنوعی: وقتی که تو دستور بدهی، من زبانم را باز میکنم؛ اما بدون تو نمیخواهم بمانم یا زندگی کنم.
بدو گفت شنگل که بر گوی هین
که گوینده یابد ز چرخ آفرین
هوش مصنوعی: شنگل به او گفت: "برو و بگو که کسی که صحبت میکند، از آفرینش چرخ (دنیا) به چیزی دست خواهد یافت."
چنین گفت کز شاه خسرونژاد
که چون او به گیتی ز مادر نزاد
هوش مصنوعی: او گفت که هیچ فردی در دنیا به عظمت و بزرگی شاه خسرونژاد به دنیا نیامده است.
مهست آن سرافراز بر روی دهر
که با داد او زهر شد پای زهر
هوش مصنوعی: ماه، آن فرد با افتخار در دنیای هستی است که به واسطهی انصاف و عدالت او، زهر بدیها و ناپاکیها از بین میرود.
بزرگان همه باژ دار ویاند
به نخچیر شیران شکار ویاند
هوش مصنوعی: بزرگان و شخصیتهای بزرگ همه به خاطر او و برای خدمت به او جمع شدهاند و در شکار شیران، به مانند شکارچیان ماهر عمل میکنند.
چو شمشیر خواهد به رزم اندرون
بیابان شود همچو دریای خون
هوش مصنوعی: وقتی که شمشیر به میدان نبرد میآید، آن گاه بیابان به شدت خونین و پر از رزم خواهد شد.
به بخشش چو ابری بود دربار
بود پیش او گنج دینار خوار
هوش مصنوعی: کسی که بخشنده است، مانند ابر است که باران میبارد و برکت میآورد. در حضور او، ثروت و داراییها ارزش چندانی ندارند.
پیامی رسانم سوی شاه هند
همان پهلوی نامهای برپرند
هوش مصنوعی: پیامی برای شاه هند میفرستم، که مانند پرندگانی است که روی نامهای نشستهاند.