برگردان به زبان ساده
یکی دخت دیگر بد آزرم نام
ز تاج بزرگان رسیده به کام
دخترِ دیگری باقی مانده بود که «آزرم» نام داشت؛ کسی که از طریقِ تاجِ بزرگان به قدرت رسید.
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان را به دست
آمد و بر تختِ پادشاهیِ کیانیان نشست و زمامِ امورِ این جهان را در دست گرفت.
نخستین چنین گفت کای بخردان
جهان گشته و کار کرده ردان
در آغازِ پادشاهی چنین سخنرانی کرد: «ای خردمندان، و ای بزرگانِ باتجربه و جهاندیده!
همه کار بر داد و آیین کنیم
کزین پس همه خشت بالین کنیم
ما تمامِ کارها را بر اساسِ عدالت و قانون انجام خواهیم داد؛ چرا که در نهایت همهی ما خشتِ گور را بالشِ سرِ خود خواهیم کرد.»
هر آنکس که باشد مرا دوستدار
چنانم مر او را چو پروردگار
هر کس که حامی و دوستدارِ من باشد، من برای او مانندِ یک پروردگار و روزیدهنده (مهربان و بخشنده) خواهم بود.
کس کو ز پیمان من بگذرد
بپیچید ز آیین و راه خرد
اما هر کس که عهد و پیمانِ مرا بشکند و از مسیرِ قانون و خرد منحرف شود...
به خواری تنش را برآرم بدار
ز دهقان و تازی و رومی شمار
...بدنِ او را با خفت و خواری به دار میآویزم؛ فرقی هم نمیکند که آن شخص از اشرافزادگانِ ایرانی (دهقان)، عرب (تازی) یا رومی باشد!
همیبود بر تخت بر چار ماه
به پنجم شکست اندر آمد به گاه
او تنها چهار ماه بر تختِ پادشاهی نشست و در ماهِ پنجم، تختِ قدرتِ او در هم شکست (دورانش به پایان رسید).
از آزرم گیتی بیآزرم گشت
پی اختر رفتنش نرم گشت
جهان با مرگِ آزرم، بیرحم و بیآزرم (بیشرم) شد؛ و ستارهی اقبالِ او، چه نرم و بیهیاهو به سوی مرگ شتافت.
شد اونیز و آن تخت بیشاه ماند
به کام دل مرد بدخواه ماند
او هم از دنیا رفت و آن تختِ پادشاهی دوباره بیصاحب ماند و اوضاعِ کشور به کامِ مردانِ بدخواه و توطئهگر افتاد.
همه کار گردنده چرخ این بود
ز پروردهٔ خویش پرکین بود
بله، کارِ این چرخِ گردونِ روزگار همیشه همین بوده است؛ او کینهتوزترین دشمن برای فرزندانی است که خودش آنها را پرورش داده و بزرگ کرده است.