برگردان به زبان ساده
جهان چون به زاری برآید همی
بد و نیک روزی سرآید همی
هوش مصنوعی: هرگاه دنیا به زاری و ناله بیفتد، روزی خواهد آمد که هم بدیها و هم نیکیها به پایان میرسند.
چو بستی کمر بر در راه آز
شود کار گیتیت یکسر دراز
هوش مصنوعی: وقتی که برای رسیدن به هدفی تلاش میکنی و اراده خود را به کار میگیری، تمام کارهایت به نوعی ادامهدار و پرچالش میشود.
به یک روی جستن بلندی سزاست
اگر در میان دم اژدهاست
هوش مصنوعی: اگر قرار است به هدفی بزرگ دست یابیم، بهتر است خود را از خطرات و تهدیدها دور نگه داریم، حتی اگر آن هدف به نظر خطرناک باشد.
و دیگر که گیتی ندارد درنگ
سرای سپنجی چه پهن و چه تنگ
هوش مصنوعی: در دنیای ما، هیچ چیز دائمی نیست و زمان با سرعت میگذرد، پس چرا باید در مورد حوادثی که در گذشته یا حال اتفاق میافتند، بیش از حد فکر کنیم؟ حتی اگر زندگی فضای وسیعی داشته باشد یا تنگ باشد، باید به زودگذر بودن آن توجه کنیم.
پرستنده ی آز و جویای کین
به گیتی ز کس نشنود آفرین
هوش مصنوعی: کسی که همیشه به دنبال خواستهها و انتقام است، در دنیا هیچ تحسینی از کسی نخواهد شنید.
چو سرو سهی گوژ گردد به باغ
بدو بر شود تیره روشن چراغ
هوش مصنوعی: وقتی که سرو زیبا در باغ خمیده شود، چراغی که روشن است، به رنگ تیره درمیآید.
کند برگ پژمرده و بیخ سست
سرش سوی پستی گراید نخست
هوش مصنوعی: برگ زرد و پژمرده و ریشهی ضعیف، به سمت پایین و زمین میافتد.
بروید ز خاک و شود باز خاک
همه جای ترسست و تیمار و باک
هوش مصنوعی: از خاک بیرون بروید و دوباره به خاک بازگردید، زیرا هر جا خوف و نگرانی و ترس حاکم است.
سر مایهٔ مرد سنگ و خرد
ز گیتی بیآزاری اندر خورد
هوش مصنوعی: سرمایهی انسان، سنگ و عقل است و در زندگی پر از آزار و زحمت، نیازی به خواستهها و لذتهای زودگذر ندارد.
در دانش و آنگهی راستی
گرین دو نیابی روان کاستی
هوش مصنوعی: اگر در یادگیری و دانایی به حقیقت دست یابی، دیگر نباید نگران کمسویی و نقصان در روح و روانت باشی.
اگر خود بمانی به گیتی دراز
ز رنج تن آید به رفتن نیاز
هوش مصنوعی: اگر تنها بمانی و در این دنیای وسیع زندگی کنی، از مشکلات و سختیهای جسمانی خسته میشوی و احساس نیاز به حرکت و تغییر در خود پیدا میکنی.
یکی ژرف دریاست بن ناپدید
در گنج رازش ندارد کلید
هوش مصنوعی: دریا عمیق و پنهان است و گنجی در آن نهفته است که هیچ کلیدی برای دسترسی به راز آن وجود ندارد.
اگر چند یابی فزون بایدت
همان خورده یک روز بگزایدت
هوش مصنوعی: اگر چیزهایی که به دست میآوری بیشتر از نیازت باشد، باید مراقب باشی که یک روز تو را از پا درخواهد آورد.
سه چیزت بباید کز آن چاره نیست
وزو بر سرت نیز پیغاره نیست
هوش مصنوعی: سه چیز است که هیچ راه حلی برای آن وجود ندارد و از آنها بر سرت نیز نشانهای نیست.
خوری گر بپوشی و گر گستری
سزد گر به دیگر سخن ننگری
هوش مصنوعی: اگر به میخوری یا خود را بپوشانی، یا غذایی را عرضه کنی، این کار شایسته است، به بشر دیگر به گونهای ننگر که فکر کنی.
چو زین سه گذشتی همه رنج و آز
چه در آز پیچی چه اندر نیاز
هوش مصنوعی: وقتی از این سه حالت عبور کنی، دیگر هیچ زحمتی و آزاری برایت باقی نمیماند، نه در زمانی که در تنگنا هستی و نه در زمان نیاز.
چو دانی که بر تو نماند جهان
چه پیچی تو زان جای نوشین روان
هوش مصنوعی: وقتی میدانی که دنیا بر تو باقی نمیماند، چرا از آن مکان دلانگیز دور شوی؟
بخور آنچه داری و بیشی مجوی
که از آز کاهد همی آبروی
هوش مصنوعی: آنچه که داری بخور و به دنبال بیشتریها نرو، زیرا که از طمع تو آبرویت کم میشود.