برگردان به زبان ساده
کند سپهر خم اندیشه کمانش و لرزد
شعاع مهر تصور کند سنانش و لرزد
هوش مصنوعی: آسمان با فکر و اندیشهاش، مانند کمانی در حال خم شدن است و تابش نور خورشید به شکلی است که انگار میلرزد و حرکت میکند.
به یاد رستم اگر زور بازوی تو درآید
چو چله بند شود تیر در کمانش و لرزد
هوش مصنوعی: اگر به یاد رستم قهرمان بیفتی، قدرت و توانایی تو به قدری میشود که مانند کماندار، تیر در کمان میچسبد و خود را آماده میکند، به طوری که ممکن است لرزش آن را حس کنی.
اگر تصور قهرت کند ز بیم مکافات
فلک ز یاد رود کین این و آنش و لرزد
هوش مصنوعی: اگر کسی فکر کند که از عواقب سختیها و عذابهای آسمانی میترسد، به یادش نمیآید که رفتارهای بد و کینهجوییاش میتواند باعث لرزش و ترس خودش شود.
به فرض مغرب اگر یاد هیات تو نماید
چو لقمه بند شود مهر در دهانش و لرزد
هوش مصنوعی: اگر حتی در غربت نیز یاد تو در دلش بیفتد، به مانند آن است که لقمهای در دهانش گیر کرده و در این حال از شوق و اضطراب میلرزد.
فصیح ناطقه گر چاشنی لفظ تو یابد
سخن گره شود از شرم بر زبانش و لرزد
هوش مصنوعی: اگر کسی که سخنوری فصیح دارد، به کلمات و عباراتی بیفزاید، سخنش به قدری زیبا و دلنشین میشود که از روی شرم، زبانش بند میآید و ممکن است بلرزد.
نظر به کلک تو گر افکند عطارد گردون
عرق کند قلم از شرم در بنانش ولرزد
هوش مصنوعی: اگر عطارد در آسمان به زیبایی قلم تو نگاه کند، از شرم در برابر آن زیبایی، عرق خواهد کرد و قلم در دستان شاعر لرز خواهدید.
فلک چه هیبت ازو در دلش قرار گرفتست
که چون غبار نشیند بر آستانش و لرزد؟
هوش مصنوعی: آسمان چه قدرت و شکوهی دارد که در دلش آرامش جا نگرفته و وقتی غباری بر درگاهش نشیند، میلرزد؟
چو خصم شعله شمشیر او ز دور ببیند
نفس چو دود برآرد ز بیم جانش و لرزد
هوش مصنوعی: وقتی دشمن شعلهی شمشیر او را از دور ببیند، به خاطر ترس جانش مانند دود بالا میآید و میلرزد.
ز بسکه در دل دشمن مهابت تو نشیند
فتد به قعر جهنم تن تپانش و لرزد
هوش مصنوعی: به خاطر شدت ترسی که در دل دشمن از وجود تو ایجاد میشود، او به اعماق جهنم سقوط میکند و بدنش به لرزه درمیآید.
شها به مدح تو فیاض نکته سنج غیوریست
که در نثار دهد انجم آسمانش و لرزد
هوش مصنوعی: ای بهترین ستاره، تو در مدح خود بخشنده و با دقت هستی. مانند غیوری که در دفاع از تو درخشش ستارههای آسمان را فدای تو میکند و به خاطر عظمت تو میلرزد.
صبا چو بوی مدیح تو بشنود ز کلامش
کند نفس نفس از ذوق گلفشانش و لرزد
هوش مصنوعی: باد، هنگامی که بوی ستایش و مدح تو را از صحبتها میشنود، با شوری خاص و ذوقی خاص، به تپش میافتد و به لرزه درمیآید.
به باغ بلبل اگر نکته ای ازو بسراید
هزار بوسه زند غنچه بر دهانش و لرزد
هوش مصنوعی: اگر بلبل در باغ چیزی را بسراید، غنچه هزار بار او را میبوسد و بر دهانش میلرزد.
ولی به پیش تو از خجلت آنچنان شده عاجز
که آب گشته ز شرم استخوان جانش و لرزد
هوش مصنوعی: در برابر تو آنقدر شرمگین و خجالتزده است که مانند آب شده و به لرزه افتاده است.
چو عاشقی که به معشوق درد دل کند از شوق
هزار نکته گره گشته بر زبانش و لرزد
هوش مصنوعی: عاشق وقتی که عشقش را در دلش میگوید، از شوق و هیجان، هزاران حرف و نکته در ذهنش حبس شده و زبانش به لرزه درمیآید.
بین به مهر نهانش مبین به جرم عیانش
که آب کرده نهان خجلت عیانش ولرزد
هوش مصنوعی: به زیبایی و محبت او توجه کن، نه به گناهی که آشکارش کرده است. زیرا آنچه در دلش نهفته است، باعث شرمساری او شده و او را به لرزه درآورده است.
همیشه تا که بود بید در کناره بستان
خجل ز قامت شمشاد نوجوانش و لرزد
هوش مصنوعی: در هر زمانی که بید در کنار باغ بود، به خاطر قد بلند و زیبای جوانی شمشاد، احساس خجالت میکرد و میلرزید.
بود چو قامت شمشاد راست کار حبیبت
چو بید خصم ترا باد سست جانش و لرزد
هوش مصنوعی: وقتی قامت محبوبت چون شمشاد راست و استوار است، کارش در مقابل تو مانند بیدی نرم و ضعیف است که در برابر باد میلرزد.