برگردان به زبان ساده
در مزبله کرمکی سحرگاه
در سینه فکند غلغل آه
هوش مصنوعی: در سحرگاه، کرمی که در زباله زندگی میکند، آه عمیقی از دلش بیرون میآورد.
فیضی طلبید ازین کهنکاخ
تا لب شودش به شکر گستاخ
هوش مصنوعی: در راستای کسب بهره و روشنی از این عمارت قدیمی، تا زمانی که به شیرینی و جسارت برسد.
ناگه ز فراز فضلهای ریخت
کز یک نفسش به شکر آمیخت
هوش مصنوعی: ناگهان از بالای جایی، مایعی ریخت که بوی آن با عطر شیرینی مخلوط شده بود.
در وجد فتاد و مست و مدهوش
تنگ آمد بر بساطش آغوش
هوش مصنوعی: او در حالت شادی و شگفتی غرق شده و از شدت احساساتش، فضای اطرافش به تنگی میانجامد؛ گویی آغوشش برای پذیرش تمام این احساسات کم آمده است.
میدید مراد در بر خویش
میکرد سجود اختر خویش
هوش مصنوعی: او میدید که آرزو یا محبوبش در آغوشش است و برای ستارهاش (محبوبش) سجده میکند.
ماییم درین جهان بینور
این کرم به فضله گشته مسرور
هوش مصنوعی: ما در این جهان بدون نور زندگی میکنیم، مثل این کرم که در فضولات خویش خوشحال است.
در فضله طبع گشته خسپوش
بر خاطر فیض گل فراموش
هوش مصنوعی: در اثر خ شی بر روی دل، نعمت گل فراموش شده است.
در مزبله جهان خزیده
در دامن فضله پا کشیده
هوش مصنوعی: در دنیای پرآشوب و ناپاک، انسان در شرایط سخت و نامناسبی قرار دارد و از این اوضاع ناپسند فاصله میگیرد.
ماییم نهال نابرومند
گشته به خیال اره خرسند
هوش مصنوعی: ما درختی هستیم که به دلیل خیال خوب، به عدم رشد خود راضی هستیم.
از جلوه برگ و بار محروم
خرسند به میوههای معدوم
هوش مصنوعی: از زیباییهای طبیعت و نعمتهای آن بینصیب و خوشحال شدهایم به خاطر میوههایی که وجود ندارند.
ماییم درین نشیمن آز
چون کرکس حرص فضله پرداز
هوش مصنوعی: ما در این مکان زندگی میکنیم مانند کرکسهایی که به خاطر حرص و طمع، در پی غذایی اند که دیگران را ترک کردهاند.
شبکورتر از چراغ مرده
از فضله به فیض ره نبرده
هوش مصنوعی: شب، تاریکتر از روشنایی چراغی است که خاموش شده و از فضله به هیچ خیری نخواهد رسید.
این روشنکان تیرهآمال
هر لحظه ازین شکسته غربال
هوش مصنوعی: این روشنفکران ناامید، هر لحظه از فشار و مشکلاتی که بر آنها وارد میشود، در رنج و سختی به سر میبرند.
بر تارک ما هلال بیزند
زین فضله فیض نام ریزند
هوش مصنوعی: ماه نو بر سر ما میدرخشد و از این نعمت، نام نیک بر ما مینویسند.
خود را فلک دهم شماریم
غافل که ز جهل در حصاریم
هوش مصنوعی: من خود را به تقدیر آسمانی واگذار میکنم، در حالی که غافل از آن هستم که به واسطه جهل در محدودیتها و دامی از ناآگاهی گرفتار هستیم.
زین فضله که نغمه ها سرودیم
در جوش جنون به خود نبودیم
هوش مصنوعی: ما از این بیخود شدن، نغمهها و سرودهایی سرودهایم که خودمان هم در حالت جنون متوجه آنها نبودیم.
کردیم ترنم پریشان
ورنه چو نهی به عقل میزان
هوش مصنوعی: ما آواز شاداب و بینظم سرودهایم، وگرنه اگر عقل را معیار قرار دهیم، نتیجهای متفاوت خواهد داشت.
از افضل شهر و فاضل ده
این فضله به چار مرتبت به
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی اشاره به مقام بلند و فضیلت یک شخصیت یا مکان دارد. به معنای این است که از میان بهترین شهرها و داهیترین روستاها، این جایگاه به چهار مرتبه عالی دست یافته است. به عبارتی، نشاندهنده برتری و ممتاز بودن در میان دیگران است.
هشدار فصیحی این چه سوداست
کز مغز زمانه دود برخاست
هوش مصنوعی: ای فصیح، مراقب باش که این چه فایدهای دارد که از مغز زمانه، دود بلند شده است.
باز این چه نوای خون چکانست
کز خون رخ داغ گلستانست
هوش مصنوعی: این چه صدای غمانگیزی است که از خون جاری میشود و نشاندهندهی داغی و سوختگی گلستان است؟
بازیچه غم مکن نفس را
در حسرت شعله سوز خس را
هوش مصنوعی: نگذار که از غم و حسرت، نفس و روحات را به بازی بگیری و خود را در آتش اندوه گرفتار کنی.
گیرم که درون سینه داری
صد دوزخ موج زن حصاری
هوش مصنوعی: با فرض اینکه در دل تو آتشهای جهنم زبانه میکشد و درونت پر از درد است، اما تو همچنان در حصاری محافظ دادهای.
مگشای در حصار خود را
منمای به کس نگار خود را
هوش مصنوعی: دروازهات را به روی هیچکس باز نکن و زیباییهایت را به دیگران نشان نده.
کاین مشت جهول تنگ چشمند
گویند قزیم لیک پشمند
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به افراد کماطلاع و ضعیف در فهم اشاره دارد که بهصراحت در مورد چیزهایی نظر میدهند، در حالی که در واقعیت، اطلاعات و درک درستی از موضوع ندارند. آنها ممکن است خود را بزرگتر از آنچه که هستند نشان دهند، اما در باطن ضعفی دارند.
به طور کلی، چشمان تنگ و محدود آنها مانع از درک عمیق و جامع از واقعیت میشود.
چون جلوه کبریات بینند
دلتنگ چو چشم بد نشینند
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و عظمت خداوند را مشاهده کنند، دلگیر و ناراحت میشوند، مانند چشمی که به جای بد بیفتد.
چون مرد نبرد تو نباشند
تخم حسرت به سینه پاشند
هوش مصنوعی: وقتی مردان نبرد در میدان نباشند، حسرت و ناکامی را در دل میکارند.
سرچشمه دشمنی گشایند
این تخم کنند ازو برومند
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که ریشه و منبع دشمنی را از همان نقطهای میتوان یافت که تبار و خاستگاه آن شکل میگیرد. به عبارتی، از همان جایی که نطفهی درگیری و خصومت بسته میشود، در آینده ممکن است سر بر آورد و قویتر شود.
و آنگه نه ترا ز آه بیباک
باید همه را فکند بر خاک
هوش مصنوعی: پس باید بدون ترس از آه و ناله تو، همه را بر زمین افکند.
این رنج بر آن نسیم مپسند
خاموش نشین و لب فروبند
هوش مصنوعی: این درد و رنج را به نیکی نپذیر، سکوت کن و چیزی نگو.
آن تفسیر کلام سرمد
آن ترجمه دل محمد
هوش مصنوعی: این بیان اشاره به این دارد که تفسیر و معنا و مفهوم عمیق کلام پروردگار، به نوعی بیانگر احساسات و روحیات پیامبر اسلام، یعنی محمد (ص) است. به عبارتی، فهم واقعی و عمیق پیام خداوند، از دل و احساسات پیامبر سرچشمه میگیرد.
دانش دل کل رمیده اوست
مغز خرد آفریده اوست
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی دل او که از عالم خارج دور شده، ریشه در فهم و خرد او دارد.
این ابجد چار حرف عالم
از نقطه بای اوست محکم
هوش مصنوعی: این ابجد چهار حرفی که به عالم اشاره دارد، از نقطهای به نام "ب" به طور محکم و با استحکام شکل گرفته است.
ور زآنکه دو نقش بیش بودی
دال و الفش نقط ربودی
هوش مصنوعی: اگر دو نقش بیشتر از این باشد، دیگر نقطههای دال و الف را از دست میدهد.
با شاه علم طراز لولاک
ز آن کانه به کانه بود آن پاک
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی اشاره شده که در علم و دانش به مانند یک تاج بر روی سر است، و به خاطر پاکی و صفای درونش، به یک مکان مقدس تشبیه شده است. این تصویر نشاندهنده ارزش و مقام والای آن فرد در زمینههای علمی و معنوی است.
کز رشک حسود کوتهاندیش
احول گشت و ندید یک بیش
هوش مصنوعی: به دلیل حسادت و تنگنظری فردی کور و کمفکر، او نتوانست ببیند که دیگری چه خوبیها و برتریهایی دارد.