ابیات پراکنده
فرخی سیستانی
»
دیوان اشعار
»
ابیات پراکنده
شمارهٔ ۱ : گهی سماع زنی گاه بر بط و گه چنگ
شمارهٔ ۲ : راست گفتی عتاب او بر من
شمارهٔ ۳ : ماه منیر صورت ماه درفش تست
شمارهٔ ۴ : زو دوسترم هیچ کسی نیست و گر هست
شمارهٔ ۵ : میان خواجه و توو میان خواجه و من
شمارهٔ ۶ : صحرای سنگ روی و که سنگلاخ را
شمارهٔ ۷ : دل برد و مرا نیز به مردم نشمرد
شمارهٔ ۸ : چون درو عصیان و خذلان تو ای شه راه یافت
شمارهٔ ۹ : در ایوانی که تو خواهی ترا باغ ارم سازد
شمارهٔ ۱۰ : بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری
شمارهٔ ۱۱ : تا نبود چون همای فرخ کرگس
شمارهٔ ۱۲ : با هنر او همه هنرها یافه
شمارهٔ ۱۳ : از حسن رای تست که گیتی سرای تست
شمارهٔ ۱۴ : نیکو مثلی زده ست شاها دستور
شمارهٔ ۱۵ : آشکوخد بر زمین هموار بر
شمارهٔ ۱۶ : بخت شما و عز شما هر دو بر فزون
شمارهٔ ۱۷ : اندر میزد حاتم طایی تویی به جود
شمارهٔ ۱۸ : بهانه جوید بر حال خویش و همت خویش
شمارهٔ ۱۹ : هوازی مرا گوید آن شکرین لب
شمارهٔ ۲۰ : من چون چنان بدیدم جستم زجای خواب
شمارهٔ ۲۱ : ای کرده مرا خنده خریش همه کس
شمارهٔ ۲۲ : میدانت حربگاهست خون عدوت آب
شمارهٔ ۲۳ : بدانسان که هستی چنان می نمای
شمارهٔ ۲۴ : مرا گریستن اندر غم تو آیین گشت
شمارهٔ ۲۵ : کاروانی بی سرا کم داد جمله بارکش
شمارهٔ ۲۶ : ز سر ببرّد شاخ و ز تن بدرّد پوست
شمارهٔ ۲۷ : کوس تو کرده ست بر هر دامن کوهی غریو
شمارهٔ ۲۸ : خیز تا گل چنیم و لاله چنیم
شمارهٔ ۲۹ : بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام
شمارهٔ ۳۰ : به مهمان هوازی شاد گردم
شمارهٔ ۳۱ : روز رزم از بیم او در دست و در پای عدو
شمارهٔ ۳۲ : بفروز و بسوز پیش خویش امشب
شمارهٔ ۳۳ : من پیرم و فالج شده ام اینک بنگر
شمارهٔ ۳۴ : یکی شادمانی بد اندر جهان
شمارهٔ ۳۵ : پیاده سپه آرای او دویست هزار
شمارهٔ ۳۶ : از ره صورت باشد چون او
شمارهٔ ۳۷ : تا زر نباشد به قدر سرمه
شمارهٔ ۳۸ : تا مورد سبز باشد چون زمرد
شمارهٔ ۳۹ : تا خوید نباشد به رنگ لاله
شمارهٔ ۴۰ : لیک نزدیک او چنان باشد
شمارهٔ ۴۱ : در تنور ویل بادا دشمنت
شمارهٔ ۴۲ : ایا خورشید سالاران گیتی
شمارهٔ ۴۳ : ای دیده ها چو دیده غوک آمده برون
شمارهٔ ۴۴ : تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج
شمارهٔ ۴۵ : نامه مانی با نامه تو ژاژست
شمارهٔ ۴۶ : هر چون نگرم قصه من با کرم تو
شمارهٔ ۴۷ : پسر آن ملکی تو که به مردی بگشاد
شمارهٔ ۴۸ : ناب است هر آن چیز که آلوده نباشد