برگردان به زبان ساده
به حق آن که مرا هیچ کس به جای تو نیست
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست
ای دوست! به پاداش این که هیچ کس برای من جایگاه تو را ندارد، به من ظلم و ستم نکن که من طاقت جفای تو را ندارم
جفا چه باید کردن بر آن که در تن او
روانِ شیرین، شیرینتر از هوای تو نیست؟
چرا باید در حق کسی که تو برایش عزیزتر از جانش هستی، جفا و ستم میکنی؟
بنفشه مویا! یک موی نیست بر تن من
که همچو بُردهدلِ من، هوا نمای تو نیست
ای که مویات طراوت بنفشه را دارد! هیچ مویی بر تنم نیست که چون دلِ من گرفتار تو نباشد.
به جان تو و به مهر تو و به صحبت تو
که دیده بَر کَنم، ار دیده در رضای تو نیست
سوگند به جان، به عشق و به دلدادگیام؛ اگر راضی به نگاه من نباشی چشمانم را از کاسه درخواهم آورد!
تو را خوش است و تو را هر کسی به جای من است
مرا بَتر، که مرا هیچ کس به جای تو نیست
خوش به حالت که هر کسی میتواند جای مرا برای تو بگیرد. و وای به حال من که هیچ کسی جایگاه تو را ندارد.