برگردان به زبان ساده
چو روی تو نبود لاله بهاری نه
چو قد تو نبود سرو جویباری نه
هوش مصنوعی: وقتی که صورت تو نیست، نه لالهای بهارانه وجود دارد و نه به مانند قامت بلند تو، سروی در کنار جویبارها هست.
ز دلبران نبودچون تو دلشکن یاری
زعاشقان نبود چون منی به زاری نه
هوش مصنوعی: هیچ دلی نمیتواند مانند تو دلشکن باشد و هیچ عاشقی نمیتواند مانند من به حالت زاری و اندوه باشد.
ترا زمن همه جز بندگی نمودن نیست
مرا ز تو همه جزدرد و رنج وخواری نه
هوش مصنوعی: من جز بندگی تو کاری ندارم و همه آنچه از تو به دست میآورم فقط درد، رنج و خاری است.
به بیست شهر چو من عاشق غریوان نیست
به صد بهار چو تو لعبتی بهاری نه
هوش مصنوعی: هیچ عاشق بیخود و سرگشتهای مانند من در بیست شهر پیدا نمیشود، و هیچ زیبایی بهاری مانند تو در صد بهار وجود ندارد.
مراد تو همه جز جنگ و ترکتازی نیست
مراد من همه جز صلح و سازگاری نه
هوش مصنوعی: منظور تو از زندگی فقط نبرد و خشونت نیست، در حالی که مقصدم من چیزی جز صلح و سازگاری نیست.