ابیات پراکنده
فرالاوی
»
ابیات پراکنده
شمارهٔ ۱ : دلا کشیدن باید عتاب و ناز بتان
شمارهٔ ۲ : لاد را بر بنای محکم نه
شمارهٔ ۳ : من رهی پیر و سستپای شدم
شمارهٔ ۴ : صحرای سنگروی و کُه سنگلاخ را
شمارهٔ ۵ : هوشم ز ذوق لطف سخنهای جانفزاش
شمارهٔ ۶ : چون نباشد بنای خانه درست
شمارهٔ ۷ : نه همچون رخ خوبت گل بهار
شمارهٔ ۸ : ز چشم مست تو عالم خراب است
شمارهٔ ۹ : آن کن که بدین وقت همی کردی هر سال
شمارهٔ ۱۰ : من عاملم و تو معاملی
شمارهٔ ۱۱ : نو عاشقم و از همه خوبان زمانه
شمارهٔ ۱۲ : هم آهو فغند است و هم تیز تک
شمارهٔ ۱۳ : ای من رهی آن دست و خطً و کلکت
شمارهٔ ۱۴ : چون مورد بود سبز گهی موی من همه
شمارهٔ ۱۵ : فزون ز آنکه بخشی بزار تو زر
شمارهٔ ۱۶ : میغ چون ترکی آشفته که تیر اندازد
شمارهٔ ۱۷ : ماده گاوان پادهاش هر یک
شمارهٔ ۱۸ : ز ناگه بار پیری بر من افتاد
شمارهٔ ۱۹ : آب گلفهشنگ گشته از فسردن ای شگفت
شمارهٔ ۲۰ : روا نبود که با این فضل و دانش
شمارهٔ ۲۱ : تو شب آیی نهان بوی همه روز
شمارهٔ ۲۲ : اگر با من دگر کاوی خوری ناگه
شمارهٔ ۲۳ : من ز آغالشت نترسم هیچ
شمارهٔ ۲۴ : ای بر همه قحبگان گیتی سرجیک
شمارهٔ ۲۵ - از مثنوی به بحر متقارب : به تن بر یکی ژندهای از پتو
شمارهٔ ۲۶ - از مثنوی به بحر خفیف : کفشگر دید مرد داور تفت