برگردان به زبان ساده
حشمت جم رسد صبوح از کرم الاهیم
جام جهان نماست مهر از می صبحگاهیم
هوش مصنوعی: در صبحگاه، با لطف خداوند، اقدامات و زیباییهای بزرگ و پرآبرنگی به ما میرسد. گویی ما در یک جام جادویی، نشانههای محبت و صفای صبح را مشاهده میکنیم.
ایکه به می فتاده و غرقه نیم عجب مدان
جسم چو کاه برگ من بین و عذار کاهیم
هوش مصنوعی: کسی که به شراب افتاده و غرق در آن شده، جای شگفتی نیست، زیرا جسم من همچون کاه است، در حالی که صورت و رخسار من حالتی نرم و لطیف دارد.
شیخ ز عشق و باده ام طعنه زنان و طرفه آنک
من به همین دو کار خود در دو جهان مباهیم
هوش مصنوعی: عالمان و زاهدان به عشق و بادهی من انتقاد میکنند، اما جالب اینجاست که من به خاطر همین دو چیز در این جهان و آن جهان افتخار میکنم.
گر بورع ملک شوم پاک ز هر گناه و جرم
جرم و گناه بس بود دعوی بی گناهیم
هوش مصنوعی: اگر من حاکم پاکی شوم و از هر گناه و خطایی دور باشم، دیگر ادعای بیگناهی کافی خواهد بود.
ز آتش می چسان شود سرخ عذارم ای رفیق
چونکه ز دود معصیت آمده رو سیاهیم
هوش مصنوعی: دوست عزیز، به من بگو چگونه ممکن است که چهرهام از آتش عشق سرخ شود، در حالی که به خاطر دوده گناهم، چهرهام سیاه شده است؟
نیک و بدم مبین به لطف از بد و نیک من مپرس
نیست به جز بدی ز من گر تو نکو نخواهیم
هوش مصنوعی: به خوبی و بدی من توجه نکن و به مهربانی نخواه که از من خوب یا بد بپرسی. جز بدی از من چیزی وجود ندارد اگر تو نیکو را نخواهی.
منکه چو فانیم گدا درگه پیر دیر را
دل نکشد به جانب مسند ملک شاهیم
هوش مصنوعی: من مثل یک فانوس هستم که در درگاه پیر و با تجربه، گدایی میکنم و دلم نمیخواهد به سمت تخت شاهی بروم.