برگردان به زبان ساده
ای ز آتش می در گل روی تو اثرها
در سینه ازان آتشم افتاده شررها
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییات از آتش می درخشد، آثار آن آتش بر چهرهات نمایان است؛ در دل من نیز از آن آتش، جرقهها به جا مانده است.
سنگ لب رودی ز قتیل تو رود خون
باشد ز تموج به کنار آمده سرها
هوش مصنوعی: سنگی که در کنار رود قرار دارد، به خاطر خون کشتهات، به شدت از جریانات آب متاثر شده و به کناره رسیده است.
در خلعت گلگون قد رعنای تو سرو است
کو نشو و نما یافته با خون جگرها
هوش مصنوعی: در میان زیباییهای گلگون، قامت دلربای تو همچون سروی است که با خون دلها شکوفا شده و رشد کرده است.
هر نخل تمنی که به عشق تو نشاندیم
از سنگ ملامت همه آورده ثمرها
هوش مصنوعی: هر درخت خرمایی که به عشق تو کاشتیم، از سنگهای سرزنش و نیش زبان مردم، همه ثمراتش را به بار آورده است.
از عشق یکی مغبچه در دیر مغان دوست
آورده پی جرعه می روی به درها
هوش مصنوعی: در یک مکان مذهبی، دختری زیبا و شاداب از عشق به معشوق، مشغول جمعآوری جرعهای از می است و به درهای این مکان میرود.
بی راهبری دشت فنا طی نتوان کرد
کافزونست درو ازحدو اندازه خطرها
هوش مصنوعی: بدون راهنمایی، نمیتوان در این دشت پرخطر گذر کرد زیرا در اینجا خطرها به اندازهای زیاد است که از حد و اندازه فراتر میروند.
فانی بود و جام می و عشق و خرابات
کز دهر مراد این شد و بیهوده دگرها
هوش مصنوعی: هر چیزی که مربوط به عشق و نوشیدن شراب در این دنیاست، فانی و زودگذر است. در واقع، مقصود ما از زندگی تنها همین لحظههاست و چیزهای دیگر بیفایده به نظر میرسند.