برگردان به زبان ساده
زهی از جلوه بالای رعنایت بلا بر دل
ز هر یک تار مشکین طرهات صد ابتلا بر دل
هوش مصنوعی: چه زیباست جلوهگری زیبایی تو! آری، این زیبایی نه تنها دل مرا شاد میکند، بلکه هر کدام از تارهای مشکی موی تو، باعث درد و رنجی تازه بر دل من میشود.
چنان کز کثرت باران نیسان بشکند غنچه
کشاید از تو هر چند آیدم تیر جفا بر دل
هوش مصنوعی: به قدری باران در فصل نیسان زیاد میشود که غنچهها را میشکند و میگشاید. هر چقدر هم که تیرهای بدی به دل من بزنند، تو تأثیر خاصی بر من خواهی داشت.
چو روز آید شود طغیان او در عشق صد چندان
اگر چه منع را هر شب کنم صد ماجرا بر دل
هوش مصنوعی: هنگامی که روز فرامیرسد، شور و شوق عشق او به طرز شدیدی افزایش مییابد، هرچند که من هر شب سعی کنم مانع او شوم و داستانهای زیادی را در دل داشته باشم.
دل و چشمم هلاکت گشته و تو جلوه گر در چشم
روا نبود که این بیداد را داری روا بر دل
هوش مصنوعی: دل و چشمانم به خاطر تو در عذاب و نابودی قرار گرفتهاند، و جایز نیست که تو به این شکل به دل من ظلم کنی.
فلک اهل وفا را چون همیشه دارد آزرده
خوشم زان بیوفا آزار گر آید مرا بر دل
هوش مصنوعی: جهان همیشه اهل وفا را آزرده میکند و من از درد و رنجی که بی وفاها به من میزنند، خوشحالم. اگر روزی این آزار به دل من برسد، مشکلی نخواهد بود.
ز روی مردمی رطل گرانم دار ای ساقی
که از نامردمان دهر دارم غصهها بر دل
هوش مصنوعی: ای ساقی، از روی انسانهای نیک و باعدالت، مرا بادهای سنگین بده؛ زیرا من از بدیها و ناپاکیهای مردم زمانه، دلگیر و غمگینم.
به چشم رحمت و دلسوزیم بینی اگر دانی
که از هجرت چهها بر چشم من آمد، چهها بر دل
هوش مصنوعی: اگر با چشمی مهربان و دلسوز به من نگاه کنی و بدانی که هجرت چه مشکلاتی بر چشم و دل من آورده، متوجه میشوی که چه غصهها و دردهایی متحمل شدهام.
عجب نبود رسیدن در حریم باقی ای فانی
اگر خود گفتهای قطع بیابان فنا بر دل
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که انسانهای فانی مانند ما به مکان مقدس و جاودان برسند، اگر خودت گفتهای که به فاصلههای بیپایان فنا بر دل راهی نیست.