برگردان به زبان ساده
باز دل تفرقه در توبه و طامات انداخت
ساغر می زده خود را به خرابات انداخت
هوش مصنوعی: دل دوباره درگیر جدایی و مشکلات شد و کسی که شراب مینوشید، خودش را به مکانهای خراب و نابسامان انداخت.
این طرف غلغله از خیل خرابات افکند
آن طرف دغدغه در اهل مناجات انداخت
هوش مصنوعی: در اینجا شلوغی و هیاهو در جایی به خاطر افرادی است که به میخانهها میروند، در حالی که در سمت دیگر، دغدغه و نگرانی بر کسانی که در حال عبادت و راز و نیاز هستند، حاکم شده است.
هادیش همت رندان شد اگر نی خود را
که تواند بدر از آن همه آفات انداخت
هوش مصنوعی: اگر اراده و تلاش رندان، قوی و محکم باشد، حتی اگر خودشان هم بخواهند از آن همه مشکلات و خطرات رهایی یابند، چگونه میتوانند از عهده آن برآیند؟
سر که انداخت بر پیر خرابات مغان
نه به تکلیف که از فخر و مباهات انداخت
هوش مصنوعی: سری که در برابر پیر راه و رسم میریزد، نه از روی اجبار، بلکه به خاطر افتخار و خودستایی است که این کار را انجام میدهد.
شکر مستی می عشق حریفی که بگفت
دور از رنج خمارش به مکافات انداخت
هوش مصنوعی: شکر کردن و خوشحالی از حالت مستی عشق، به دوست و رفیقی که گفت دور از عذاب و رنج خماری، این احساس را به عوض میاندازد.
بنده مغبچه باده فروشم که نظر
طرف دردکشان بهر مراعات انداخت
هوش مصنوعی: من یک خدمتگزار هستم که بادهفروشی میکند و توجه آنهایی که در حال درد و رنج هستند، به من معطوف شده است تا حرمت و احترام من را نگه دارند.
پیر دیرو کرمش دید چو فانی دیگر
دیده کی بر روش شیخ و کرامات انداخت؟
هوش مصنوعی: پیر دیرو که به او کرامت و بزرگی نسبت داده میشود، وقتی به فانی دیگر نگاه کرد، متوجه شد که آیا بر چهره شیخ و کمالات او نگاه میکند؟