هجر تو یکباره زبونم گرفت
درد تو ز اندازه برونم گرفت
آن ستمی کز تو کشیدم چه بود
آن غم دل بین که کنونم گرفت
هست غمت بر دل من تیر هجر
صعب زد و سخت زبونم گرفت
دوش خیال تو به خواب اندرون
دید که تیمار تو چونم گرفت
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هجر تو یکباره زبونم گرفت
درد تو ز اندازه برونم گرفت
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو یکباره مرا بیزبان کرد و درد و رنجی که از تو دارم به حدی است که طاقت و توانم را گرفته است.
آن ستمی کز تو کشیدم چه بود
آن غم دل بین که کنونم گرفت