رباعیات
بابافغانی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : تا از صفت وجود فانی نشوی
شمارهٔ ۲ : تا چند بنفس خویش بیداد کنیم
شمارهٔ ۳ : تا هستی ما فنای مطلق نشود
شمارهٔ ۴ : در لوح عدم نهان بود نقش وجود
شمارهٔ ۵ : من کیستم آتش بدل افروخته یی
شمارهٔ ۶ : روزیکه فلک بکشت ما داس نهد
شمارهٔ ۷ : آنم که نه آب در دلم جسته نه تاب
شمارهٔ ۸ : ای با همه در میان وادی با همه یار
شمارهٔ ۹ : تا جان ترا فنا میسر نشود
شمارهٔ ۱۰ : آن قوم که اسرار ازل بنهفتند
شمارهٔ ۱۱ : وقتست که رنگریزی تاک کنند
شمارهٔ ۱۲ : منت که رسیدیم بکام دل ازو
شمارهٔ ۱۳ : ساقی قدحی که از میان خواهم رفت
شمارهٔ ۱۴ : افسوس که آتشم ببیهوده فسرد
شمارهٔ ۱۵ : هر دم چو فلک بوضع دیگر گردد
شمارهٔ ۱۶ : تا از نظرم نهفته یی همچو پری
شمارهٔ ۱۷ : جام می و بزم عشرت از میخواران
شمارهٔ ۱۸ : من می نه پی دفع خرد می نوشم
شمارهٔ ۱۹ : تا خار کند نزاع همسنگی گل
شمارهٔ ۲۰ : از گلشن جان غرض گل روی تو بود
شمارهٔ ۲۱ : یا رب سببی که آب حسرت نخورم
شمارهٔ ۲۲ : یا رب بفقیری و جگر سوزی ما
شمارهٔ ۲۳ : ای دل بهوس روزی ننهاده مخواه
شمارهٔ ۲۴ : ایزد همه خلق و لطف بخشید ترا
شمارهٔ ۲۵ : هر چند که خرقه ام شراب آلودست
شمارهٔ ۲۶ : در میکده ها حکم جنونم کردند
شمارهٔ ۲۷ : گاهی ز هوای روز وصلیم نژند
شمارهٔ ۲۸ : روزی دلم از پی سرانجام نشد
شمارهٔ ۲۹ : چون مرغ سحر جناح گلفام گشود
شمارهٔ ۳۰ : ای نظم تو نو گل گلستان خیال
شمارهٔ ۳۱ : می نوش که شد چمن زر افشان ز خزان