برگردان به زبان ساده
آن یکی از مشایخ طریقت چون دید که معشوق زلف را از کمال دلبری تاب داد کتب خود را به آب داد و گفت نِعْمَ الدَّلیلُ وَاَنْتَ اَمّا بَعْدَ الوُصولُ طَلَب الدَّلیلِ مُحَالٌ نیکو راه بری بودی تو اما چون پیشگاه پدید آمد تو از راه برخیز با عشق مستیز تو قصد آرام کن و بیرون در مقام کن چون دیدی که سبحات وجه محبوب ما را در ما بسوخت تو خبر به عاشقان سوخته بر زیرا که مدار کار تو بر اخبارست و اخبار از گمشدگان فلوات عشق نه بس کارست و آنچه حکیم گفته است بدین قریبست:
هوش مصنوعی: یکی از مشایخ طریقت وقتی دید که معشوق با زیبایی و دلبری خود دلها را میرباید، کتابهایش را به آب انداخت و گفت: «تو راهنمای خوبی بودی، اما پس از رسیدن به هدف، طلب دلیل منطقی غیرممکن است». پس از آنکه حقیقت پدیدار شد، از راه اصلی منحرف نشو و با عشق مستی نکن. آرام باش و در مقام خود باقی بمان. وقتی دیدی که زیبایی چهره محبوب ما وجودت را سوزاند، این خبر را به عاشقان سوخته برسان. زیرا کار تو بر اساس اخبار است و اخبار از گمشدگان در وادی عشق چندان کارساز نیست. آنچه حکیم گفته، به این نکته نزدیک است.
چون در آمد وصال را حاله
محو شد گفت و گوی دلاله
هوش مصنوعی: زمانی که وصال و دیدار نزدیک شد، همه چیز به یکباره محو و ناپدید گردید و گفتوگوی واسطه و دلال نیز خاموش شد.