برگردان به زبان ساده
علم تا به ساحلِ عشق بیش نرسد. او را در لجّهٔ این بحر کاری نیست زیرا که وی راهبر است اگرچه با قوّت بود تا به ساحل بیش نبود. مثقلهٔ طلب بر پای وقت استوار کردن و خود را نگونسار کردن و در لجهٔ بحر خونخوار انداختن تا دُرّ ثمین وصال برآرد تا روزگار بر خود بسر آرد کاری دیگرست:
هوش مصنوعی: علم تا زمانی که به ساحل عشق نرسد، در دریا و عمق آن بیفایده است. علم مانند یک راهنماست که اگرچه ممکن است قدرتمند باشد، اما فقط تا زمانیکه به ساحل عشق نرسد، سودی ندارد. تلاش و کوشش برای رسیدن به عشق نیازمند استقامت و فداکاری است؛ باید خویشتن را آماده کرد و حتی در میان خطرات غوص کرد تا بتوان به گنج ارزشمندی چون وصال رسید و در این مسیر، باید از زندگی و تجربیات خود نیز بهره گرفت.
یا تاج وصال دوست بر سر بنهم
یا در سر جست و جوی او سر بنهم
هوش مصنوعی: یا بر سرم تاج وصال دوست بگذارم، یا در جستجوی او زندگیام را به پایان برسانم.