برگردان به زبان ساده
عجب چون عاشق در عالم خود بار نمییابد در عالم معشوق از کجا بار یابد یعنی عاشق بخود خود را نمیتواند بود که بخود معشوق بود و معشوق را از اشتغال بحسن و کرشمۀ خود از کجا پروای بودن عاشق باشد بدین نسبت درد عاشق ابدیست و اندوه او سرمدی.
هوش مصنوعی: عاشق وقتی در دنیای خود احساس سنگینی و بار نمیکند، چگونه میتواند در دنیای معشوق بار را احساس کند؟ به این معنا که عاشق نمیتواند خودش را در معشوق بیابد و معشوق نیز به خاطر زیبایی و جذابیت خود اصلاً به وجود عاشق فکر نمیکند. بنابراین، درد عاشق همیشگی و غم او بیپایان است.
تا جان دارم غم تو در جان دارم
و اندوه تو از دو دیده پنهان دارم
هوش مصنوعی: هر زمان که زندگی میکنم، غم و اندوه تو را با خود دارم و این احساسات را از چشمهای دیگران پنهان نگه میدارم.
غمهای تو چون گران ندارد باری
بر دوش دل خویش کشم تا جان دارم
هوش مصنوعی: غمهای تو برایم سنگینی ندارند، هرچند که دیوانهوار آنها را بر دوش دل خود تحمل میکنم تا زندهام.