برگردان به زبان ساده
آنچه بر لوح دل نقش آن پدید میشود روا بود که مقصود همان بود علی التعیین و روا بود که نبود و مدار این اصل بر آنست که هر نقش که بر لوح دل پدید میآید روح بمطالعه لوح دل آن معنی در ضبط آرد اما وهم همیشه در کمین گاه است آن نقش را بزودی در خود میگیرد و آن صورت را منفسخ شده در حس مشترک نقشی میانگیزد و در خزانۀ حافظه مینهد چون در بیداری و هشیاری از خواب و مستی حاصل میشود آن صورت را حفظ بر روح عرض میکند منفسخ کرده و باطل شده صد هزار فریاد از روح عاشق برمیآید زیرا که او تصوری دیگر کرده بود و گمان وصول برده اینجا نقش دیگر برآمد و کار برعکس شد لذت وصال بالم فراق بدلگشت.
هوش مصنوعی: آنچه بر دل نقش میبندد، درست و پذیرفته است که به طور مشخص مقصود همان باشد، و اگر نباشد نیز قابل قبول است. این اصل بر این پایه بنا شده که هر تصوری که بر دل شکل میگیرد، روح با دقت به آن معنی توجه میکند. اما همواره خیال در انتظار است تا آن تصور را به سرعت در خود جذب کند و آن تصویر را در حس مشترک به گونهای تغییر دهد که گویی از بین رفته است و در حافظه ذخیره میکند. زمانی که از خواب و بیخبری به حالت بیداری و هوشیاری درمیآییم، آن تصویر به روح ارائه میشود و در واقع از بین رفته است، و این باعث میشود صدها فریاد از روح عاشق سر بزند، چون او تصوری دیگر داشته و گمان میکرده که به مطلوبش رسیده است. در واقع اینجا حقیقت دیگری به وجود آمده و همه چیز به عکس مبدل شده است؛ لذت وصال به جدایی تبدیل شده است.