برگردان به زبان ساده
در ابتدای عشق عاشق خام بود رؤیت محبوب از برای دفع آتش ولع بخواهد چون طاقت سوختن ندارد و قوت دل برداشتن ندارد و این خواست معشوق بود برای خود و در معنی این خود را خواستن بود و آنکه خود خواه بود نه بر راه بود چون کار بنهایت رسد خود را برای او خواهد و سخن در این گفته شده است آن را که در میدان سربازان سر گوی باید کرد و در خم چوگان قهر آورد او را از کجا رای خودخواهی بود یا پروای طلب شاهی بود.
هوش مصنوعی: در آغاز عشق، عاشق هنوز ناپخته و بیتجربه است و تنها به دیدن معشوق فکر میکند تا از شعلههای اشتیاقش کاسته شود، چرا که تحمل سوختن را ندارد و قدرت قلبش نیز این مقاومت را ندارد. این خواسته در واقع برای معشوق است و در معنای عمیقتر، برآورده کردن نیاز خود معشوق است. کسی که بخواهد فقط خود را، به راه درستی نمیرود. وقتی کار به نقطهی نهایی برسد، عاشق برای معشوق خود را فدا خواهد کرد و این نکته در واقع به مفهوم انسانهای در میدان جنگ اشاره دارد، کسانی که باید در لحظات حساس تصمیمهای بزرگ بگیرند و نمیتوانند به خودخواهی یا آرزوهای بلندپروازانه فکر کنند.
در معرکه یلان تو سرباز
گر عاشق صادق تو سرباز
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، اگر تو دلاوران را ببینی، سربازان دلیر و شجاعی چون تو، فقط عاشق و صادقند.
چون تیغ بلاش بر تو آید
از هستی خویشتن تو سرباز
هوش مصنوعی: وقتی که خطر و چالشها بر تو حاکم شوند، باید از خودت و تواناییهایت دفاع کنی.