قالبهای نو
میرزاده عشقی
»
دیوان اشعار
»
قالبهای نو
احتیاج : هر گناهی، کآدمی عمدا به عالم میکند
به نام عشق وطن : با عشق وطن مندرجات ذیل را در این جا ثبت مینمایم. شاید بعد از من، یادگار بماند و موجب آمرزش روح من باشد. باید دانست [که] این ابیات فقط و فقط اثر احساسات ناشیه از معاهده دولتین انگلستان و ایران است که از طبع من تراوش کرده و این نبوده مگر این قرارداد در ذهن این بنده جز «یک معاملهٔ فروش ایران به انگلستان!» طور دیگر تلقی نشده! این است که با اطلاع از این مسئله شب و روز در وحشتم. هرگاه راه میروم، فرض میکنم که روی خاکی قدم بر میدارم که تا دیروز مال من بوده و حال از آن دیگری است. هر وقت آب میخورم میدانم این آب… الخ. از این رو هر لحظه نفرینی به مرتکب این معامله میگفتم. تقریبا قصیدهها، غزلها و مقالهها در این خصوص تهیه کرده ولی چون هیچ کس پیرامونم برای ثبت و حفظ آنها نبوده، تقریبا تمام آنها از یاد رفت، بیآنکه اثری کرده باشد. فقط ابیات زیر است که از میان آنها به خاطرم مانده:
در نکوهش روزگار : آسمانت فتنهبار است و زمینت فتنهزار
سرگذشت تأثرآور شاعر : در منتهاالیه خیابان، بود پدید
ای کلاه نمدی ها! : شهر فرنگ است، ای کلانمدیها!
مرگ دختر ناکام : زمان نزع هجده ساله عاشق دختری دیدم
عید نوروز : در تکاپوی غروب است، ز گردون خورشید