برگردان به زبان ساده
با هر محیط، خویش، نه همرنگ میکنم
نی لحن خود، رهین هر آهنگ میکنم
هوش مصنوعی: من خودم را با هر جمع و محیطی تغییر نمیدهم و حتی لحن و صدای خود را تحت تأثیر دیگران قرار نمیدهم.
مانم که تا بگردد همرنگ من محیط
آنگه ببین چه سان همه را رنگ میکنم
هوش مصنوعی: من منتظرم که محیط و اطرافم به رنگ من درآید، سپس ببین چگونه همه را تحت تأثیر قرار میدهم و رنگارنگ میکنم.
تا روز خوش گشاید: آغوش خود به من
در روز سخت، عرصه به خود تنگ میکنم
هوش مصنوعی: وقتی روزهای خوب آغاز شود، در روزهای سخت خود را محدود میکنم و دچار تنگنا میگردم.
از نقش طبع خویش، در این مملکت ز نو
تجدید عهد نقشه ارژنگ میکنم
هوش مصنوعی: من از استعداد خود در این سرزمین استفاده کرده و دوباره با نبوغ و هنر خود، نقشهای تازه و زیبا ترسیم میکنم.
با مدعی بگوی به تعقیب من میای
من خود نگشته خسته، ترا لنگ میکنم
هوش مصنوعی: به مدعی بگویید که به دنبال من میآید، در حالی که من هنوز خسته نشدهام و میتوانم او را به زحمت بیندازم.
تیر و کمان، زبان و سخن گو به خصم من:
این تیر و این کمان بودم، جنگ میکنم
هوش مصنوعی: به من بگو که من همان تیر و کمان هستم، و با کلام و سخلم به دشمنم حملهور میشوم؛ من آمادهی جنگ هستم.
نامد به چنگ من، ز وطن غیر موی خویش
پس موی و روز مویه او چنگ میکنم
هوش مصنوعی: هیچ چیزی غیر از موی خودم از وطن به دستم نرسید؛ بنابراین، با اشک و اندوه به یاد او میپردازم و به یادش مینالم.
دیوانه «عشقی» است نه «مجنون» من این سخن
اثبات با ادله و فرهنگ میکنم
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی است که به عشق خودش وفادار است و نه کسی که فقط به خاطر دیوانگی و جنون در عشق قدم میگذارد. من این موضوع را با دلایل و منابع معتبر ثابت میکنم.
مجنون ز روی عقل همی گفت دلبر است:
لیلی و دل به طرهاش آونگ میکنم
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر عقلش میگوید که لیلی معشوق است و او قلبش را به موهای او آویزان میکند.
مجنون منم که عشق وطن دارم و فغان
از عشق آب و خاک گل و سنگ میکنم
هوش مصنوعی: من مجنون هستم و عاشق سرزمینم، از عشق به خاک و آب و گل و سنگ ناچار فریاد میزنم.