برگردان به زبان ساده
آن پری، بعد از آنکه تیر انداخت
گلخنی زخم خورده را بشناخت
هوش مصنوعی: آن دختر زیبا، پس از آنکه تیرش را پرتاب کرد، زخمی را که به گلستان آسیب زده بود، شناساند.
اندر آمد ز اسب پیشش شد
مرهم اندورن ریشش شد
هوش مصنوعی: سوارکاری به نزد او آمد و در دلش آرامشی یافت، در حالی که بیرونش دچار درد و ناراحتی بود.
نفسی راه لطف پیش گرفت
سر او برکنار خویش گرفت
هوش مصنوعی: جانم به راه مهر و محبت گام برداشت و با این حال، سرش را از خود دور کرد.
عاشقان را به لطف بنوازند
دلبران، بعد از آنکه اندازند
هوش مصنوعی: عاشقان را با مهربانی میخرامند دلبران، اما پس از آنکه آنها را به بازی گرفتهاند.
تا خدنگی ندوختش بر جان
نگرفتش به ناز بر سر ران
هوش مصنوعی: تا زمانی که تیر به جانش نرساند و او را زیر فشار ناله و زاری قرار ندهد، به آرامش و ناز روی ران نمینشیند.
تاب وصلش نداشت آن پر درد
جان بداد و وداع جانان کرد
هوش مصنوعی: آن شخص نتوانست به عشق معشوقش ادامه دهد و با درد فراوان جان خود را از دست داد و از خط سیر زندگیاش وداع کرد.
گر تو از عاشقان قلاشی
کم از آن گلخنی چرا باشی؟
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق هستی و دست از عشق برنمیداری، پس چرا خود را کمارزشتر از آن بهشت زیبا میدانی؟
عاشقی با بلاکشی باشد
کار مجنون مشوشی باشد
هوش مصنوعی: عشق واقعی با تحمل سختیها و مشکلات همراه است و کسی که به عشق دچار شده، معمولاً در حالتی نگران و پریشان به سر میبرد.
چون که توی تو شد بدل به صفا
خواه تیر جفا و خواه وفا
هوش مصنوعی: وقتی که تو با درون خود هماهنگ و پاک شدی، اگر حتی با تیر جفا روبهرو شوی یا محبت و وفا ببینی، تأثیری بر تو نخواهد گذاشت.
هدفی را که بیم سر نبود
خوردن تیر را خطر نبود
هوش مصنوعی: وقتی هدفی در نظر داری و از عواقب آن هراسی نداری، در واقع از خطرات و مشکلاتی که ممکن است بر سر راهت باشد، ترسی نخواهی داشت.
تیر معشوق را هدف شایی
از دل و جان اگر برون آیی
هوش مصنوعی: اگر از دل و جان خود خارج شوی، میتوانی هدف تیر عشق را ببینی.
همگی روی تا نیارد دوست
به تو تیری نمیزند بر پوست
هوش مصنوعی: اگر همه با هم وجهی به دور، به دوست نگاه کنیم، او هرگز به ما آسیب نمیزند.