برگردان به زبان ساده
ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
تافتهام از غمت، روی ز من بر متاب
هوش مصنوعی: ای تو که به خاطر زیباییات، چون هزار خورشید درخشانم، از غم تو به شدت ناراحتم. لطفاً روی زیبایت را از من برنگردان.
زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیر
تشنهٔ روی توام، باز مدار از من آب
هوش مصنوعی: من به بوی تو زندم، پس بویی از من مگیر. من تشنهٔ چهرهی توام، پس آب را از من دور نکن.
از رخ سیراب خود بر جگرم آب زن
کز تپش تشنگی شد جگر من سراب
هوش مصنوعی: از چهرهات بر دل تشنهام آب بپاش، زیرا که به خاطر تشنگی، دل من به حالت سراب در آمده است.
تافته اندر دلم پرتو مهر رخت
میکنم از آب چشم خانهٔ دل را خراب
هوش مصنوعی: در دل من شعلهای از عشق تو میتابد و به خاطر این عشق، از چشمانم اشک میریزم و خانهٔ دل را ویران میکنم.
روز ار آید به شب بی رخ تو چه عجب؟
روز چگونه بود چون نبود آفتاب؟
هوش مصنوعی: اگر روزی بیحضور تو باشد، چه تعجبی دارد؟ روز چگونه میتواند وجود داشته باشد وقتی که آفتاب در آن نیست؟
چون به سر کوی تو نیست تنم را مقام
چون به بر لطف تو نیست دلم را مآب
هوش مصنوعی: وقتی که در کنار تو نیست بدنم را آرامشی نیست، و وقتی که محبت تو را ندارم، دلِ من هم معنایی ندارد.
فخر عراقی به توست، عار چه داری ازو؟
نیک و بد و هرچه هست، هست بتوش انتساب
هوش مصنوعی: افتخار عراقی به توست، پس چرا از او خجالت میکشی؟ خوبی و بدی و هر چیزی که هست، به تو نسبت دارد.